در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همچنین در سالهای اخیر به دلیل افزایش نقش چین در سطح بینالمللی، روابط این دو دولت تعیینکننده بوده و به نحوی میتوان گفت که روز به روز حساسیت بیشتری پیدا میکند، به طوری که دولت آمریکا به هیچ عنوان تمایل ندارد که دولت چین به عنوان یک قدرت تعیینکننده در شرق آسیا و در سطح بینالمللی فعالیت داشته باشد، در حالی که دولت چین با توجه به برنامهریزیها و پیشرفتهایی که داشته عملا توانسته خودش را بتدریج به بالاترین سطح اقتصاد دنیا برساند و همچنین نفوذ سیاسی و بینالمللی خودش را افزایش دهد، بهگونهای که آمریکا در مورد نحوه ارتباطش با این دولت دچار یک نوسان شده است. به عبارتی آمریکا از یک سو میخواهد با این دولت به عنوان یک رقیب برخورد کند که با توجه به شرایطی همچون تضعیف آمریکا و قدرت گرفتن چین، چنین موضعی کارساز نیست.
اما از سوی دیگر، دولت ایالات متحده میخواهد به عنوان یک شریک با چین در سطح بینالمللی تعامل داشته باشد که البته این موضع، با روحیه استکباری آمریکا سازگاری ندارد و به این دلیل در دو دهه اخیرشاهد نوساناتی در نحوه برخورد دولتهای مختلف آمریکا با چین بودهایم.
چین؛ رقیب یا شریک آمریکا؟
در داخل آمریکا نیز دو نظریه در ارتباط با چین وجود دارد، به طوری که دولتهای حزب دموکرات معتقد هستند که باید چین را به عنوان یک رقیب تلقی کرد، از این رو تمامی امکانات خود را به کار میگیرند تا مانع قدرتگیری و نفوذ چین در کشورهای مختلف دنیا شوند که برای این منظور تمامی امکانات خود را به اقیانوس آرام منتقل کرده و در آنجا متحدان خود را تقویت میکنند که ژاپن، تایوان، کرهجنوبی و حتی ویتنام و میانمار در دوره دموکراتها وضعیتشان تغییر کرده و به کمک آمریکاییها وضعیت اقتصادی و سیاسی آنها دگرگون شده است.
اما جمهوریخواهان در مورد چین نظر متفاوتی دارند، آنها معتقدند که نمیتوانند پیشرفت سریع چین را متوقف کنند و نمیتوانند مانع امتیازاتی که چین از موقعیتش دارد، شوند بنابراین چین را تبدیل به شریک بینالمللی خود میکنند. از این رو دولت چین معمولا از روی کارآمدن جمهوریخواهان بیشتر سود میبرد و در دوره آنها معمولا چین فرصتی را به دست میآورد برای اینکه هم بتواند با استفاده از امکانات آمریکا قدرت علمی، تکنولوژی و اقتصادیاش را بالا ببرد و هم اینکه در سطح بینالمللی بازارهای بهتری را به دست آورد که این مساله در دوره هشت ساله جورج بوش، اتفاق افتاد و دولت چین در طول دوره هشت ساله دولت جمهوریخواهان توانست امتیازات و شرایط بسیار بهتری را به دست بیاورد بویژه مشغول شدن دولت آمریکا در خاورمیانه فرصت بسیار مناسبی برای چین بود که توانست از آن استفاده کند. در دوره اوباما نیز کم و بیش این وضعیت ادامه داشت با این تفاوت که دولت دموکرات اوباما به شرق آسیا توجه داشت تا مانع سرعت گرفتن قدرت چین در منطقه شود، بنابراین دولت چین تا زمانی که به قدرت اول اقتصادی دنیا تبدیل بشود، با آمریکا چالش خواهد داشت، اما زمانی که آمریکا را از لحاظ اقتصادی، صنعتی و علمی پشت سر بگذارد، آمریکا مجبور است که با چین به عنوان یک شریک تعامل کند.
جواد منصوری / سفیر پیشین ایران در چین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: