ساعت صفر

وزیر متوهّم!

زمانی که مظفرالدین‌شاه در سال 1275 هجری شمسی / 1313 هجری قمری / 1896 میلادی از تبریز به تهران آمد و جانشین پدر مقتولش شد، یکی از اطرافیان او که آرزوی دیدن فرنگستان را داشت، مرتبا التماس دعا داشت که اعلیحضرت او را به مقام سفارت به پاریس بفرستد، اما پست سفارت پاریس اشغال بود و بالاخره شاه او را به مقام سفارت به برلین فرستاد.
کد خبر: ۹۵۰۹۲۰

در آن زمان اواخر قرن نوزدهم برق اختراع شده و تقریبا در تمام کشورهای اروپایی، شهر بزرگی نبود که برق نداشته باشد و حتی دستگاه‌های آسانسور برقی هم نصب شد و علاوه بر روشنایی استفاده‌های متفاوتی از برق می‌شد، کما این که واگن‌های برقی در شهرها احداث شده بود.

به هر حال سفیری که قبلا اروپا را ندیده بود وارد برلین شد. در تمام خیابان‌های برلین تیرهای چراغ برقی از سال‌ها پیش نصب شده و شب‌ها خیابان‌ها غرق نور بود، چنان که شب‌ها از روز روشن‌تر بود. چون از زمان بسته شدن قرارداد فین‌کن‌اشتاین با دولت فرانسه عصر ناپلئون بناپارت در سال 1807 میلادی / 1226 هجری قمری طبق یکی از مواد عهدنامه قرار شده بود موقع آمدن سفیر فرانسه چراغانی شود و هر جا ژنرال گاردان سفیر فرانسه وارد شد، بساط چراغانی برپا کرده بودند. چراغانی شهر برلین که عادی بود، وزیرمختار کم‌تجربه را دچار اشتباه کرد که دولت امپراطوری آلمان به افتخار او تمام شهر را چراغانی کرده است.

وزیرمختار در گزارشی که برای شاه نوشت و با تلگراف به تهران مخابره شد به عرض رسانید: از لحظه ورود چاکر درگاه ملوکانه به دارالسلطنه برلین، دولت امپراطوری آلمان تمام شهرهای سر راه و مخصوصا دارالسلطنه برلین را چراغانی کرده و جشن و چراغانی به مناسبت ورود چاکر دربار شاهنشاهی ادامه دارد.

یک هفته گذشت و چون هر شب خیابان‌های برلین مخصوصا خیابان روبه‌روی سفارت که نزدیک خیابان بزرگ کورفوشتن‌دام قرار داشت نورباران می‌شد وزیرمختار تلگراف مجددی به تهران مخابره کرد و اشعار داشت: عظمت مقام شاهنشاهی و شهرت اینجانب تا حدی است که چراغانی همچنان ادامه دارد و دولت امپراطوری از تشریفات و شادی کوتاهی نمی‌کند و علاوه بر کوچه و خیابان مقابل و اطراف سفارتخانه چاکر هر کجا می‌روم بساط چراغانی برپاست.

سفیر وقتی یک ماه از مدت اقامت او در برلین گذشت نامه امتنان‌آمیزی به وزارت خارجه آلمان در خیابان و ساختمان معروف به ویلهلم اشتراسه نوشت و با قدردانی از اقدامات خاص دولت آلمان نسبت به وزیرمختار اعلیحضرت مظفرالدین شاه خواهش کرد که دیگر او را بیش از این شرمنده الطاف و مهربانی خود نکنند و چراغانی را موقوف دارند تا متحمل مخارج سنگین این چراغانی طولانی یک ماهه نشوند. این سفیر یکی دو سالی در آلمان بود و بالاخره دولت ایران احضارش کرد و رضاخان گرانمایه موید‌السلطنه را که زبان‌دان و فهمیده بود به جایش اعزام داشت و او مقدمات سفر اول مظفرالدین شاه به آلمان را فراهم آورد.

خسرو معتضد

مورخ

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها