در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تشخیص ماهیت آدمها از پس عکسهای ژستدار و خوشآب و رنگ پروفایل، دشوار شده و این فاصلهها را آفریده است. آدمها فرو رفته در «تنهایی شیک»، پوشیده از برند و پز دادنهای ناشی از آن، کمتر به تعاملات انسانی میاندیشند و همه جور مهربانی و از خودگذشتگی و کمک به یکدیگر را به چوب برچسبهای ظاهرا منطقی از خود میرانند. اینچنین میشود که شاید نیاز به روانشناس، ساخت خانههای جدید سالمندان، نگهداری سگ و گربه، قرارهای پرتعداد مجازی، استخدام و پرداخت حقوق برای همنشین، فوت در تنهایی و غربت و سرانجام رشد حس سوءظن، روز به روز در حال افزایش باشد. هرچه میگذرد انگار آدمها در پیله مجازی خود بیشتر فرو رفته و نقاب خود را محکمتر بر چهره میچسبانند. چنین جامعهای به روش خود، بیمار است و باید درمانش کرد. با چه؟ با نوشدارویی به نام مهربانی... و چگونه؟ مهربانی از سادگی میآید و سادگی آن چیزی است که امروز در پرتوهای مصنوعی «کلاس» و فرهیختهفروشیهای سطحی (با فرهیختگان پرشمار واقعی متفاوت است) به حاشیه رفته است. به نظر باید سادگی را از پستو بیرون کشید، روی ماهش را تمیز کرد، لباس نو پوشاند و آزادش کرد در کوچه و خیابانهای شهرهایمان بچرخد. سادگی که قدم بزند، مهربانی هم پنجره اتاقش را باز میکند لبخند میزند و این لبخند در تاکسی، فروشگاه، خانه، سفر، پمپ بنزین، مطب پزشک، شرکت، اداره و همه جا منتشر میشود. این یک شعار نیست، اما به نظرم واقعا شاید بزرگترین وظیفه این روزهای ما انتشار مهربانی باشد. این برای خودمان، خانوادهمان، دوستانمان و افرادی که نمیشناسیم، بزرگترین نیاز است. روح بسیاری از ما شاید اسیر زندان مجازی و میلههای قطور زندگی و آرزوهای لوکس باشد. حال آنکه آن سوی دیوارها، سادگی خفته در فرهنگ غنی و دیرپای ایرانی، چشم انتظارمان است.
سید علی دوستی موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: