در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 21 دوشنبه ماموران در تماس با بازپرس سجاد منافیآذر، کشیک قتل دادسرای امور جنایی تهران او را در جریان درگیری مرگباری میان داماد با پدرزن میانسالش در مقابل کلانتری 132 نبرد تهران قرار دادند. بازپرس و پس از حضور در محل مشاهده کرد ماموران کلانتری مرد جوانی به نام علیرضا 36 ساله را که عامل قتل بود، بازداشت کردهاند. با تحقیقات اولیه از وی معلوم شد او ابتدا با همسرش درگیر شده و بعد با پدرزنش که مقابل کلانتری آمده بوده، درگیر شده است. در ادامه با شدت گرفتن درگیری، پدرزن میانسال را مورد ضرب و جرح قرار داده است.
با بدحال شدن مرد میانسال به نام مصطفی وی به بیمارستان سوم شعبان تهران منتقل شد اما فوت کرد.
همسر مقتول که هنوز از مرگ شوهرش شوکه بود، در محل حادثه به بازپرس جنایی گفت: شب حادثه متوجه شدم دامادم دوباره با دخترم درگیر شده و حتی کتکش زده و به زور او را به سمت کلانتری آورده است. همراه شوهرم مقابل کلانتری که حوالی خانهمان بود، رفتیم. دخترم بشدت از شوهرش وحشت داشت. دامادمان فقط فحاشی میکرد. همسرم از او خواست آرام بگیرد که بیفایده بود. او به شوهرم که دو هفته قبل عمل قلب انجام داده بود، حمله کرد.
وی افزود: افراد حاضر در آنجا برای کمک نیامدند. دامادم گلوی شوهرم را محکم فشار داد و داشت خفهاش میکرد. بعد با مشت ضربههای محکمی به قفسه سینه شوهرم زد. زمانی که او کف خیابان افتاد، سربازان و ماموران با صدای فریادهایمان آمدند و دامادمان را که میخواست فرار کند، بازداشت کردند. دوربین مداربسته کلانتری به طور کامل ماجرای این حادثه تلخ را ثبت کرده است و سربازانی که مقابل کلانتری بودند، صحنه مرگ همسرم را دیدند.
قرار است درباره این جنایت با توجه به این که مقابل کلانتری نبرد رخ داده، از مسئولان حاضر در آنجا نیز تحقیق شود. دوربینهای کلانتری نیز که صحنه درگیری را ثبت کردهاند، بازبینی شد. معصومه همسر داغدیده مقتول به جامجم گفت: با معرفی یکی از همسایهها، دامادم که کارمند بانک است، به خواستگاری دخترم آمد. چندماه با هم نامزد بودند و بیست و نهم بهمن سال گذشته با هم عقد کردند. قرار بود بزودی به خانه بخت بروند که این حادثه تلخ رخ داد.
دامادم بعد از عقد اخلاقش به طور کامل تغییر کرد و مدام بنای ناسازگاری میگذاشت. به دخترم فحاشی میکرد و او را کتک میزد. زمانی که به این رفتارش اعتراض میکردیم، او مدعی بود که دخترم او را عصبانی میکند و او نیز مجبور میشود دخترم را تنبیه کند. وی افزود: شب حادثه دخترم با ما تماس گرفت و خبر داد که شوهرش با او درگیر شده و به زور میخواهد او را به کلانتری ببرد. چون خانهمان به کلانتری نزدیک بود، به آنجا رفتیم. دامادمان با دیدن ما همچنان فحاشی میکرد. دخترم از دست او فرار کرد و به سمت خودروی پدرش آمد و میخواست با ما بیاید که شوهرش او را کشانکشان از خودرو بیرون آورد.
وی گفت: حتی با مادر دامادمان تماس گرفتیم و او نیز به مقابل کلانتری آمد و سعی میکرد پسرش را آرام کند که بیفایده بود. من و دخترانم برای دامادم درخواست قصاص داریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: