همگرایی در منافع کلان

به قدرت رسیدن رومانو پرودی در ایتالیا که به عنوان رهبر احزاب چپ میانه به شمار می رود ، این گمانه را تقویت می کند که سیاست خارجی این کشور با تغییراتی مواجه شود.
کد خبر: ۹۴۹۹۱

دکتر سید جلال ساداتیان کارشناس مسائل بین المللی در گفتگوی اختصاصی با جام جم بر این باور است که امریکا و ایتالیا در آینده و در مسائل کلان بین المللی از یک همگرایی برخوردار خواهند بود و پرودی در جایگاه نخست وزیری ، نمی تواند چندان سیاست خارجی ایتالیا را دستخوش تغییر کند.



با روی کار آمدن رومانو پرودی در ایتالیا ، یکی از مهمترین شاخصهای سیاست خارجی این کشور یعنی حضور نیروهای ایتالیا در عراق به چالش کشیده شده است. آیا این موضوع در چارچوب تغییر سیاست های رم به شمار می رود؛
به نظر می رسد که نتایج انتخابات ایتالیا و پیروزی جناح چپ میانه در این کشور به رهبری پرودی ، تاثیر جدی بر سیاست های این کشور ایجاد نخواهد کرد. شاید بتوان گفت که ایتالیا به دلیل جایگاه کمرنگ خود در ساختار اروپا، سیاست تمایل به امریکا را در پیش گرفت که نقطه اوج آن را می توان در همراهی این کشور با امریکا در جنگ علیه عراق مشاهده کرد. بدین مفهوم که در مقوله رهبری اروپا کشورهای انگلیس ، فرانسه و آلمان در جایگاه بالاتری قرار دارند و بر این اساس ایتالیا با اشراف به موقعیت نسبتا ضعیف خود در ساختار اروپا، سیاست های خود را در همگرایی با امریکا تعریف کرد. در واقع اگر جناح چپ میانه ، سیاست دولت قبلی مبنی بر حضور در جنگ عراق را به چالش می کشاند شاید برگرفته از تاثیر افکار عمومی در ایتالیا باشد، چرا که بیشتر مردم این کشور مخالف همراهی رم با واشنگتن در جنگ عراق بودند و بدین خاطر مطرح کردن شعار مخالفت با سیاست های امریکا در خاورمیانه معطوف به نگاه رقابت جویانه اروپاییان به امریکا و هارمونیک شدن با خواست مردم باشد.

آیا بر این باورید که رویکرد سیاست خارجی ایتالیا ، مستقل تر از گذشته و در تمایز با دیدگاه های امریکا است؛
به اعتقاد بنده در فضای جدید ایتالیا هرگز نمی توان این گونه ادعا کرد که منافع کلان رم واشنگتن در یک حالت تضاد قرار خواهد گرفت و بی تردید این دو کشور در مسائل عمده جهانی ، از یک اتفاق نظر برخوردار خواهند بود هر چند ممکن است که در این رهگذر، در جاهایی این نظر مشترک حاصل نشود و هر دو کشور از دیدگاه های متفاوتی در برخی مسائل جزیی تر برخوردار باشند. به نظرم ، با توجه به روی کار آمدن پرودی در ایتالیا باید منتظر اتخاذ سیاست های مستقل تر از سوی دولت جدید در مسائل بین الملل در قیاس با دولتهای قبلی در این کشور باشیم.

با توجه به عدم تمایل گروههای چپ به اروپای واحد ، آیا به قدرت رسیدن آنها باعث تقویت این گرایش خواهد شد و روند یکپارچگی در این قاره را متوقف یا کند خواهد کرد؛
نمی توان واقعیت اروپا را تنها از این زاویه مورد تحلیل قرار داد ، چون در درون کشورهای این قاره ، جنبه های واگرایی و همگرایی زیادی وجود دارد البته کشورهای اروپایی تلاش می کنند تا ضمن تقویت نکات همگرایانه ، از موضوعاتی که سبب واگرایی خواهند شد ، اجتناب کنند. ملاحظه می کنیم که در آلمان خانم مرکل به صدراعظمی انتخاب شد که در مقایسه با آقای شرودر ، از همگرایی کمتری در تعامل با ایتالیا و خصوصا دولت جدید برخوردار است . یعنی از نظر گرایش سیاسی آلمان ها راحت تر شدند و در ایتالیا چپ ها به قدرت رسیدند. به نظر می رسد که یکی از دلایل واگرایی کشور ایتالیا از کشورهای اروپایی ، مربوط به مسائل اقتصادی می شود. البته این گمانه وجود دارد ، در صورتی که در ساختار رهبری اروپا تغییراتی حاصل شود که راه را برای قدرت نمایی ایتالیا و حضور موثرتر در این قاره باز کند ، ایتالیا تمایل به اروپا را بیش از گذشته خواهد داشت و جنبه های همگرایی بیشتر خواهد شد. از نظر بنده تغییر ساختار سیاسی در ایتالیا که به اتخاذ سیاست های جدید منجر شود ، تنها متکی به شخص نیست و این تحول با پرودی محقق نمی شود. به هر حال کشانیدن سیاست های ایتالیا به سمت اروپا در گرو ایجاد دگرگونی های جدی در ساختار رهبری اروپاست هر چند که این امکان نیز وجود دارد که امریکا بتواند با دادن امتیازهای بیشتر، سمت و سوی سیاست این کشور را به طرف خود هدایت کند. خلاصه می توان گفت که گرایش چپ توجه بیشتری را می تواند در استقلال رای خود نشان دهد و پرودی نیز در همین چارچوب تلاش دارد تا وجه تمایز سیاست های خود را با امریکا نشان دهد که این موضوع می تواند در جلب نگاه اروپایی ها نیز به سمت این کشور موثر باشد و ایتالیا بیش از گذشته وارد معادلات این قاره شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها