در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در گفتوگو با جامسیاست بر ضرورت اصلاح ساختار سازمان ملل تاکید کرده و میگوید: نمیتوان همانند جنگ جهانی دوم به دنیا نگاه کرد، امروز بحث جهانی شدن مطرح است و همه را دربرمیگیرد، تفکر و اندیشه در جهان حاکم میشود و باید به همه فرهنگها توجه کرد و احترام گذاشت و نباید یک کشور در مورد کشورهای دیگر تصمیم بگیرد. دوران قیمومیت و تعیین سرنوشت، گذشته است.
نقدهای بسیاری به کارنامه 10ساله آقای بانکیمون میشود. ارزیابی شما از عملکرد فعلی دبیر کل و ساختار سازمان ملل چیست؟
بخش بزرگی از این عملکرد بستگی به ساختار سازمان ملل دارد. ساختاری که بعد از جنگ جهانی که وضعیت اسفباری در جهان وجود داشت و انسانها قربانی مطامع حکومتها بودند، شکل گرفت. لذا سازمان ملل با یک منشوری که متاسفانه این منشور براساس حقوق برابر نیست و وضعیت نابرابری بر منشور حاکم است به وجود آمد. نابرابری و وجود حقی به نام حق وتو که کشوری میتواند با یک رای منفی تمام تصمیمات شورای امنیت را از کار بیندازد، ضمانت اجرای منشور سازمان ملل را از بین برده است. در چنین وضعیت نابرابری نمیتوان گفت دبیرکل میتواند اقدام فوقالعادهای انجام دهد و هر فردی دبیرکل باشد باید در چارچوب همین ساختار عمل کند. دبیرکل موظف به اجرای قطعنامههای صادر شده است. بنابراین تا زمانی که این ساختار وجود دارد و برابری در حاکمیت کشورها وجود ندارد نمیتوان امیدوار بود دبیرکل بتواند کاری که بیانگر وضعیت مناسبی در حقوق بینالملل باشد انجام دهد.
با این وجود در گذشته شاهد قاطعیت بیشتری از سوی برخی دبیران کل بودهایم؟
بله، اگر دبیر کل فردی قوی، توانمند بوده و وابستگی به ابرقدرتها و ذی نفوذها نداشته باشد میتواند بخوبی ایفای نقش کند. در دورههای گذشته دبیرکلی از جمله آقای کورت والدهایم در همین ساختار یکسری اقدامات قابل ستودنی انجام داد و علیرغم اینکه بسیاری از کشورهای غربی و مسلمان حامی صدام در تجاوز به ایران بوده و ایران را مسئول جنگ میدانستند، اما وی گفت صدام آغازکننده جنگ عراق بوده است. همچنین کوفی عنان عملکرد نسبتا خوبی داشت، اما دبیرکل فعلی فردی وابسته است. اخیرا هم به صراحت اعلام کرد نمیتوانیم عربستان را به عنوان ناقض و متجاوز به حقوق انسانها در یمن معرفی کنیم زیرا در این صورت این کشور کمک مالی خود را قطع میکند! در رابطه با سایر کشورها هم دبیرکل چنین عملکردی دارد. در تجاوز به لیبی، کشتار در بیروت، آنچه امروز در سوریه و عراق و فلسطین شاهدیم، بازهم دبیرکل فعلی کوچکترین ایفای نقش مثبتی نداشته و تقریبا فرد تاییدکننده صاحب نفوذان و صاحبان قدرت و نماینده برخی از این کشورها بوده است.
بنابراین میتوان او را ضعیفترین دبیرکل تاریخ سازمان ملل دانست؟
عملکرد بانکیمون بسیار ضعیف، سرشار از ناتوانی و جهتدار بوده است. او در سخنرانی اخیر خود در سازمان ملل گفت برخی سران دستشان به خون انسانها آلوده است؛ خب چرا تا به حال چنین سخنی نگفته بود؟ چرا به صورت علنی اسامی این کشورها را اعلام نکرد؟ چرا مشخص نکرد کدام کشورها موجب فروپاشی کشورهای دیگر شدند؟ سازمان ملل به وجود آمد تا نقش مثبتی در روابط جهانی ایجاد کند و به دنبال صلح و امنیت باشد، اما امروز بسیاری از کشورها آرزوی صلح دارند و کسی حامی آنها نیست. علاوه بر اینکه ساختار سازمان ملل زرمدار و زورمدار است دبیرکل هم پیرو همین قدرتمندان و صاحبان زور مثل آمریکا و صاحبان زر مانند عربستان است.
با توجه به تاکیدی که بر اصلاح ساختار سازمان ملل دارید چه راهکاری را در این رابطه پیشنهاد میکنید؟
زمانی که سازمان ملل ایجاد شد جنگی در جهان رخ داده بود که موجب تجاوز به کرامت انسانی و نابودی بسیاری از کشورها شد به همین دلیل سران تعدادی از کشورها در نهایت به این نتیجه رسیدند که مانع انتقام جویی برخی کشورها شوند تا دولتی نتواند قلدری کند و همه به دنبال دوستی باشند. این کشورها به این نتیجه رسیدند که چون ما کشورهای بزرگی هستیم باید قیم سایرین باشیم و راه و رسم جهان را تعیین کنیم، لذا سازمان ملل را با یک منشوری ایجاد کردند و حق وتویی را ایجاد کردند که کاملا حتی برخلاف حقوق بینالملل است زیرا طبق منشور همه کشورها صرفنظر از قدرت سیاسی و غیره باید از حق برابر برخوردار باشند در حالی که اینگونه نیست و نابرای کاملا محرض است. انسانهای جهان در حال حاضر انسانهای سال 1945 و کشورها هم کشورهای آن زمان نیستند. امروز کشورهای دیگری اعلام موجودیت کردند که دارای تمدن هستند و بلوکهای مختلفی مثل جهان اسلام امروز وجود دارد که منابع مالی و اقتصادی بسیاری دارد همچنین کشور اقتصادی در جهان وجود دارد که اندکاندک حرف اول را خواهد زد؛ مانند چین. بنابراین نمیتوان همانند جنگ جهانی دوم به دنیا نگاه کرد. امروز بحث جهانی شدن مطرح است و همه را دربرمیگیرد و تفکر و اندیشه تقریبا مشابهی بر جهان حاکم میشود پس باید به همه فرهنگها توجه کرد و احترام گذاشت و نباید یک کشور در مورد کشورهای دیگر تصمیم بگیرد. دوران قیمومیت و تعیین سرنوشت گذشته است. افکار عمومی در جهان حرف اول را میزند و زمانی که اسرائیل با چراغ سبز اقدام به نابودی فلسطین میکند افکارعمومی شورای امنیت را وادار میکند قطعنامهای صادر کند. مبنای عادلانهای برای ساختار شورای امنیت باید ایجاد و حق وتو کنار گذاشته شود و در صورت باقی ماندن حق وتو باید براساس وضعیت بلوک بندی مثلا کشورهای اسلامی، شرق آسیا و اروپایی حق وتو داشته باشند. باید تقسیمبندی عادلانهای در مورد حق وتو برقرار شود و کشوری نتواند قلدری را شیوه خود کند.
مریم شریفزاده / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: