این پاسخ محمود گودرزی، وزیر ورزش و جوانان در قبال پرسشی است که آیا وی در دولت دوازدهم باقی میماند یا خیر. وزیر ورزش و جوانان برخلاف تمامی روزهایی که با قدرت از پیاده کردن ساز و کارهای مناسب در ورزش صحبت میکرد، این بار در پرتحرکترین و پرنشاطترین نهاد اجتماعی دولت تدبیر و امید یعنی ورزش با ناامیدی درباره آینده ورزش سخن میگوید.
محمود گودرزی، وزارت ورزش و جوانان، عالیترین نهاد متولی امور ورزش و جوانان در ایران را به عهده دارد. نهادی که در جهان وجههای بینالمللی دارد و میان سایر حوزههای زیربنایی جامعه ازجمله خانواده، اقتصاد و سیاست به وسیلهای برای تامین مقاصد این حوزهها توسط کشورهای مختلف تبدیل شده است. این بعد بینالمللی و جهانی ورزش سبب شده در داخل به ارکان ورزش و تربیت بدنی اهمیت داده شود و دولت با سرمایهگذاری در ورزش، کارکردهای پنهان آن را در لایههای متعدد جامعه نمایان کند.
محمود گودرزی، دومین وزیر ورزش ایران در وزارتخانهای جوان که عمر آن به شش سال رسیده است، بعد از رد سه گزینه حسن روحانی توسط مجلس، چهارمین وزیر پیشنهادی رئیسجمهور بود که 26 آبان 1392 به صندلی وزارت رسید. نخستین مشکل گودرزی نیز از همین «نفر چهارم» بودن وی آغاز شد که هنوز با نزدیک شدن به سومین سال دوران فعالیت، سایه آن بالای ساختمان وزارت ورزش و جوانان در خیابان سئول سنگینی میکند.
عملکرد وزیر ورزش و جوانان در طول این دوران با نقدهای متفاوتی روبهرو شد. او به عنوان چهرهای دانشگاهی با هدف توسعه آکادمیکی ورزش وارد فضایی با حجم بسیار هیاهوها و کارشکنیهای کارگزاران ورزشی شامل فدراسیونها و باشگاههای ورزشی شد. موافقان گودرزی معمولا منش و رفتار وزیر ورزش و جوانان را در قبال ورزش واقعبینانه و به دور از رفتارهای پوپولیستی ارزیابی میکنند؛ اما منتقدانش مسئولیت وزیر ورزش را فراتر از آنچه گفته میشود میدانند و سر آخر به این نتیجه میرسند با وجود همه شعارهای داده شده، گودرزی عملکرد مناسبی برای بهبود روند اوضاع ورزش نداشته است. هرچند ساختار معیوب ورزش که میراث سالها کار غیراصولی در این نهاد اجتماعی است را نباید از میان نقدها دور کرد.
این ضعف ساختاری ورزش، فدراسیونهای ورزشی به عنوان نهادهای عمومی متولی ورزشها را دربرمیگیرد که در دوران گودرزی هم به لحاظ رشد، تغییری نکرد و موفقیتهای چند فدراسیون ورزشی را نمیتوان به کلیت ورزش تعمیم داد. حتی اعتراف به ضعف ساختاری ورزش در مصاحبه وزیر ورزش با رسانهها در هفته دولت پیداست، آنجا که مدعی شد برخی فدراسیونهای ورزشی خودمختار عمل میکنند. این ضعف بزرگ بیش از هر کس دیگری به محمود گودرزی برمیگردد که چطور در طول سه سال عمر مدیریتی خود در ورزش نتوانسته است مانع جزیرهای عمل کردن برخی فدراسیونهای ورزشی شود. وی در این مدت با بیشترین اساسنامهها و آییننامههای دولت و مجلس برای قانونمند کردن امور مربوط به فدراسیونهای ورزشی روبهرو بود و در برخی موارد قانون را بلافاصله اجرایی کرد، اما در بسیاری موارد با تعلل از کنار قانون عبور کرده است. همان چیزی که به تعبیر خود او فدراسیونهای خودمختار میخواستند.
قانون دوشغلهها، منع بهکارگیری بازنشستهها، افراد دو تابعیتی و دارای گرین کارت در هیچ زمانی غیر از دوران محمود گودرزی از سوی مراجع نظارتی و پیگیریهای آن توسط سازمان بازرسی کل کشور جدی نشده بود؛ اما گودرزی با فرصت سوزی در اجرایی شدن قانون، میدان را به دست روسای فدراسیونهای خودمختار داد.
در چنین فضای برآمده از بیاعتمادی در فدراسیونهای ورزشی باید انتظار داشت آقای وزیر در مصاحبههای اخیر خود حرف از خداحافظی با ورزش بزند، زیرا دکتر ورزش در سه سال اخیر نتوانست برای خودمختاری کسانی که گرای تعلیق ورزش را به مجامع بینالمللی میدهند و به قانون پشت پا میزنند، نسخهای قابل درمان بپیچد.
محمد رضاپور
ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم