طلاق های ایدئولوژیک

این مطلب گزیده مقاله ای از هادی شمس حائری است که با عنوان «سازمان مجاهدین خلق» سال 81 در هلند به رشته تحریر درآمده است.
کد خبر: ۹۴۶۶۷

شمس حائری در یک خانواده روحانی به دنیا آمد و به گفته خود از سنین کودکی با مسائل سیاسی آشنا شد. در جریان واقعه 15خرداد 42در سبزه میدان هدف گلوله قرار گرفت.
سپس به حزب ملل اسلامی پیوست و در پاییز 1344دستگیر شد و به زندان افتاد. سال 1350با سازمان مجاهدین آشنا شد و سال 1354به آن پیوست و سال 1355دستگیر شد و با امواج انقلاب مردم در شهریور 57از زندان آزاد شد. او پس از انقلاب همچنان در خدمت سازمان بود ؛ ابتدا به خارج از کشور رفت و بعد تا سال 1370در عراق با آنان همکاری کرد و بالاخره با مشاهده انحرافات سازمان توانست با مشکلات فراوان از آن جدا شده و هم اکنون به عنوان پناهنده سیاسی در هلند بسر می برد. هر کس که درخواست خروج از سازمان را می نمود مورد توهین و اذیت و آزار قرار می گرفت و در صورت اصرار روی مواضع خود، محاکمه و روانه زندان می شد. در سال 1370شمسی ، هنگامی که من مطلع شدم که در سازمان زندان و شکنجه رواج یافته ، طی نامه ای به رهبری سازمان درخواست کناره گیری نمودم. بلافاصله راهی زندان شدم و عده زیادی را که از قبل در آنجا زندانی بودند، مشاهده نمودم. با دیدن این افراد، بر من ثابت شد که مجاهدین سالهاست که زندان و شکنجه دارند و کسی باخبر نبود.

طلاق های ایدئولوژیک


در سال 1369شمسی ، رهبری سازمان طی فرمانی به همه اعضای خود دستور داد که از همسران خود جدا شوند. این جدایی ها به طلاق های ایدئولوژیک معروف شد. از آن پس اگر کسی همسر سابق خود را در حین عبور می دید، می بایست سر خود را برگرداند تا چشمش به همسر خود نیفتد. همه موظف شدند که دیدگاه های خود را در مورد مسائل جنسی بنویسند و به مسوولان خود بدهند. حتی دستور آمد که همه باید خواب شبانه خود را فردای آن روز نوشته و به سازمان تسلیم کنند. تعبیر این خواب به عهده سازمان بود. در انقلاب طلاق ، آقای رجوی گفت که خانواده ، کانون فساد و تباهی است و عشق به خانواده ، شما را از مبارزه دور می سازد. شما باید عشق خود را نثار من و مریم کنید تا برای مبارزه انگیزه به دست آورید. آقای رجوی در نشست انقلاب طلاق ، یک سینی به دست گرفت و همه حلقه های ازدواج را جمع آوری نمود و دستور داد که زن و مردم در مقابل یکدیگر قرار گرفته و به صورت هم سیلی بزنند و زن به مردش بگوید: «نرینه وحشی» و مرد به زنش بگوید: «عفریته» تا کینه یکدیگر در دلشان کاشته شود و هرگز فکر بازگشت به سرشان نزند.این نشستها یک سال به طول انجامید.

روابط فرقه ای مذهبی


سازمان مجاهدین ، یک فرقه بسته مذهبی است که با خارج از خود هیچ رابطه متقابل و دوطرفه ندارد. همه افراد و اعضا در بی خبری مطلق به سر می برند. هیچ گونه رادیو و روزنامه و نشریه ای در دسترس اعضا نیست. کسی حق گوش کردن به رادیوهای خارجی را ندارد. همه اخبار از طریق بولتن خبری و تلویزیون مداربسته به سمع افراد می رسد. کسی حق بحث و گفتگوی سیاسی با همرزمانش را ندارد و اگر 2یا 3نفر در گوشه ای با یکدیگر به بحث و گفتگو نشسته باشند، بلافاصله احضار شده و مورد مواخذه قرار می گیرند. به این نوع اجتماعات نام محفل داده اند و اعلام کرده اند که در سازمان ، محفل برقرار کردن ممنوع می باشد. کسی حق اعتراض و انتقاد به عملکرد سازمان و رهبری را ندارد. حتی در بسیاری از موارد، سوال کردن ممنوع است و آن را به حل نشدن سوال کننده در تشکیلات ، تعبیر می کنند. رهبری در سازمان مجاهدین امری مقدس و الهی است و همه باید رهبری را الگوی رفتاری و کردار خود قرار دهند و از او بدون چون و چرا تبعیت کنند. خانم مسعود رجوی نیز جزو رهبران الهی است و او نیز مقدس است. خانم آقای رجوی به نام مریم عضدانلو ، باب ورودی رجوی است. اگر کسی می خواهد به رجوی برسد باید اول از مریم عبور کند. شخصیت پرستی (رجوی پرستی) ، یکی از افتخارات و امتیازهای ایدئولوژیک مجاهدین خلق است.

روابط غیردموکراتیک


در سازمان مجاهدین ، هیچ گونه انتخابات و رای گیری و حق اظهارنظر وجود ندارد. سلسله مراتب تشکیلاتی هرمی است و رهبری فعال مایشائ و همه کاره و تصمیم گیرنده اصلی است.
تمامی مسوولیت ها نه براساس لیاقت بلکه براساس دوری و نزدیکی به رجوی است.
هیچ گونه رای گیری و نظرخواهی در امور سیاسی و تشکیلاتی و هیچ گونه انتخاباتی وجود ندارد. آقای رجوی رهبر مادام العمر و بدون جانشین است. آقای رجوی در یک نشست عمومی به همه تذکر داد که شما با مسائل سیاسی کاری نداشته باشید، زیرا قدرت تحلیل مسائل سیاسی را ندارید و به گمراهی کشیده می شوید. تحلیل مسائل سیاسی را به عهده من بگذارید و شما تنها به کارهای اجرایی بپردازید. تنها حقی که در سازمان به رسمیت شناخته می شود، حق ورود و همکاری با سازمان است. منهای این ، اعضا هیچ حق و حقوقی ندارند و اگر کسی درخواست جدایی و کناره گیری از سازمان را بکند، بلافاصله مورد توهین و آزار بدنی قرار می گیرد و به زندان می رود. در قرارگاه های مجاهدین تعداد زیادی سلول انفرادی و زندان های عمومی ساخته شده است. کسانی که اعلام جدایی می کنند، باید در نشست عمومی بخش خود، که به منزله دادگاه است شرکت نموده و محاکمه شوند. زندانی حق دفاع و گرفتن وکیل مدافع را ندارد و توسط افراد شرکت کننده مورد فحش و ناسزا و کتک بدنی قرار می گیرند و در پایان حکم اعدام برایش صادر می گردد. آقای رجوی گفته است که ما چون خاک در اختیار نداریم ، نمی توانیم شما را اعدام کنیم. اما پس از پیروزی ، در ایران حکم را اجرا خواهیم کرد. سازمان مجاهدین هیچ گونه حق مبارزه برای سایر اپوزیسیون قایل نیست و هر کس به روشهای آنان انتقاد کند، مورد توهین و اتهام همکاری با رژیم جمهوری اسلامی قرار می گیرد. اعضای جدا شده که اقدام به بازگو کردن شکنجه و زندان برای هموطنان خارج کشور خود می کنند، برچسب همکاری با رژیم جمهوری اسلامی به آنان می خورد. عده زیادی از اعضای جدا شده ، از ترس این اتهام و مزاحمت های بعدی ، جرات در افتادن با مجاهدین را ندارند.
مجاهدین تعدادی از مخالفان خود را که دست به افشاگری زده بودند، در شهرهای محل سکونتشان مورد حمله فیزیکی قرار دادند. اسامی این افراد موجود است.
مجاهدین به اجتماعاتی که مورد پسندشان نباشد، حمله می کنند و آنها را بر هم می زنند.

سازمان تابعه مجاهدین


سازمان مجاهدین برای بزرگنمایی و بعضی استفاده های سیاسی و تبلیغاتی و همچنین ، به جهت دادن روحیه به نیروهای خسته خود در عراق ، اقدام به ساختن تشکلهای سیاسی هوادار، تحت عناوین مختلف می نماید. یکی از بزرگترین این تشکلها «شورای ملی مقاومت» است که درواقع وجود خارجی ندارد و بیشتر از نام آن برای ملاقات های سیاسی استفاده می کند. به طور مثال ، چون سازمان مجاهدین توسط امریکا و انگلیس و اتحادیه اروپا یک سازمان تروریستی شناخته شده است ، مجاهدین نمی توانند با این نام ، با سازمان های اروپایی ملاقات و گفتگو نمایند و لذا از نام شورای ملی مقاومت استفاده می برند. در واقع شورای ملی مقاومت ، نام اروپایی سازمان مجاهدین خلق است.

روشهای نیرویابی


مجاهدین مجاهدین برای جلب نیرو از روشهای متفاوتی استفاده می کنند. یکی از این روشها، ترساندن هواداران داخل کشور از لو رفتن و دستگیری آنها است.... به تازگی مجاهدین برای جلب نیرو در روزنامه های داخل کشور، آگهی کاریابی به نام یک شرکت خارجی چاپ می کنند و آدرس ترکیه را می دهند. متقاضی کار در ترکیه به آدرس این شرکت که در واقع کسی جز مجاهدین نیست ، مراجعه می کند. مجاهدین به او می گویند کار ما در عراق است و با او یک قرارداد یکساله می بندند و او را به عراق می برند.... مجاهدین تعداد زیادی از کودکانی را که به خاطر حفاظت از بمباران متحدین در جریان جنگ امریکا و عراق از عراق خارج کرده بودند، پس از چند سال ، آنها را که به سنین 17 16سالگی رسیده بودند از سر کلاسهای درس برداشته و بدون اجازه والدین آنها دوباره به عراق برگردانده و لباس نظامی به تن آنها کرده اند که دو نفر از این کودکان فرزندان من به نامهای امیر و نصرت شمس حائری می باشند. تعداد این کودکان اکنون در عراق ، به بیش از صدوپنجاه نفر بالغ می شود.... کودکان آواره در قرارگاه های مجاهدین در عراق ، خانواده هایی وجود داشتند که یک تا 3کودک داشتند که حدود 500تا 600نفر می شدند. این کودکان وسیله استحکام خانواده و جمع کردن پدر و مادر در زیر یک سقف بودند. این مساله برای رجوی بسیار ناگوار بود که خانواده ها روزهای آخر هفته دور هم جمع شوند و خارج از کنترل تشکیلاتی با یکدیگر ساعاتی را خلوت کرده و خاطرات و عواطف و پیوندهای خود را تلطیف کنند. رجوی افراد تنهایی را می خواهد که آنها را از هویت و گذشته خود خالی کند و با کشتن عشق و عاطفه و احساسات لطیف انسانی ، آدمهای آهنی بسازد تا هر ماموریتی به او دادند، با سنگدلی تمام انجام دهد. در ادامه این سیاست ، رجوی به بهانه حفظ جان کودکان از بمباران های امریکا، آنان را به کشورهای اروپایی و امریکا و کانادا به عنوان فرزندان شهید فرستاد و از والدینشان جدا کرد. این کودکان سالهای زیادی را در غربت و به دور از پدر و مادر بسر بردند و دچار انواع بیماری های روحی و روانی گشتند. من هنگامی که به هلند آمدم ، به مجاهدین اطلاع دادم که فرزندانم را به من پس دهید. آنها حتی آدرس فرزندانم را به من ندادند تا به ملاقاتشان بروم و یا برایشان نامه بنویسم. مسوول انجمن هلند به من گفت تو خائن هستی و تو پدر فرزندانت نیستی. این بچه ها، بچه های مسعود و مریم هستند. اکنون مدت 10 سال است که من فرزندانم را ندیده ام و چند سال پیش باخبر شدم که هر دوی آنها را از مدرسه بیرون آورده و به عراق برده اند. این بالاترین انتقامی بود که مجاهدین علاوه بر سایر صدمات روحی و فحش و فضیحت ها و اتهاماتی که در نشریاتشان علیه من نوشتند و گفتند از من گرفتند تا به خیال خودشان ، عبرتی باشد برای دیگران که علیه مجاهدین دست به افشاگری نزنند.


منبع: احسان نراقی در پی آن حکایت ها
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها