تلنگر

نقطه کور!

این احساس پوچی و ناامیدی مرا به نقطه کور در زندگی‌ام رسانده بود. می‌خواستم خیلی جدی به زندگی پایان بدهم. خدا خیرش بدهد مستاجرمان را . کمکم کرد تا به اشتباهاتم پی ببرم. امروز هم مرا به مرکز مشاوره آورده و وقت مشاوره دارم.
کد خبر: ۹۴۴۶۷۴

من پسر آرام و سر به راهی بودم. با دختر یکی از اقوام ازدواج کردم و برنامه‌های زیادی برای آینده‌ام داشتم. از وقتی نمازم را ترک کردم قلبم سیاه شد. راستش را بخواهید همسرم در دوران عقد اصرار داشت یک گوشی تلفن همراه هوشمند بخرم. او حرفش را به کرسی نشاند و خودش مرا وارد فضای مجازی کرد.

در مدت کوتاهی به تمام سوراخ سنبه‌های فضای مجازی سرک کشیدم و متاسفانه آن‌قدر پیش رفتم که اسیر هوس‌های شیطانی‌ام شدم. من با زنی ارتباط برقرار کردم. تعهدات زناشویی را زیر پا گذاشتم.

نامزدم متوجه شد و می‌خواست مرا سرعقل بیاورد. قول دادم دست از پا خطا نکنم. اما دوباره اسیر شیطان شدم. طلاق گرفت و دنبال سرنوشت خودش رفت. این شکست عاطفی و نگاه تحقیرآمیز دیگران سبب شد اعتماد به نفسم را از دست بدهم.

در فساد غوطه‌ور شده بودم. روزی که خبر آوردند همسرم ازدواج کرده، دنیا روی سرم خراب شد و نزدیک بود با‌ آن تصمیم احمقانه کار دست خودم بدهم. هیچ چیز مثل پاکی و نجابت برای یک مرد با ارزش نیست. من به راه خطا رفتم و هستی و آبرویم را از کف دادم. زنم را خیلی دوست داشتم ولی ... !

غلامرضا تدینی‌راد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها