المپیک اولین تجربه تیم ملی والیبال بود. مهمترین تجربه زندگی ورزشیات چطور گذشت؟
همان طور که همه میگویند واقعا یک حس متفاوت بود. این همه تورنمنت؛ جام جهانی، لیگ جهانی، قهرمانی جهان و... حس و حال المپیک اصلا با آنها قابل قیاس نبود، اما تا در جو و محیط المپیک نباشی کسی احساس ما را درک نمیکند. فکر میکنم تنها حسی است که تا آخر عمرم فراموش نمیکنم.
این حس به خاطر دیدن همه ستارههای دنیا یا مسابقه خیلی مهم است یا این که همه نگاهها به آنجا متوجه شده است؟
المپیک میدانی است که در افتتاحیهاش میلیاردها نفر چشم به آن دوختهاند. همه ورزشکاران بزرگ دنیا در یک جا با هم زندگی میکنند وحس و انرژی خاصی دارد. برخوردها با ورزشکاران وستارگانی مثل مایکل فلپس را میبینیم که مثل بقیه در دهکده زندگی میکنند.
تیم ملی والیبال معمولا حاشیه ندارد، اما در المپیک خیلی حاشیه دار شد. حتی آقای خوش خبر میگفت این حاشیهها بی تاثیر بر باخت تیم ملی در بازی اول مقابل آرژانتین نبود.
شما میگویید شنیدهام، اما ما که آنجا بودیم چیزی ندیدیم که بخواهیم دربارهاش صحبت کنیم. هر اتفاقی هم افتاد،طبیعی بود. مساله خاصی نبود. این که والیبال تا این حد حاشیهدار شود را نمیدانم.
به نظرت چرا اینقدر حاشیه سر والیبال سایه انداخته؟
من نمیدانم. چراکه خودم از حاشیهها دوری میکنم و بازیکنان را هم میبینم و چیز خاصی ندیدم. همه چیز خوب بود. خوب تمرین میکردیم. در بازی هم همه یکدل بودیم. چه نفر اولی که بازی میکرد و چه نفر دوازدهمی که بیرون از زمین بود. هدف همه کمک به تیم بود. حتی بازیکنان تیم ملی «ب» هم خیلی تلاش کردند تا تیم برای المپیک آماده شود. در مجموع جامعه والیبال خیلی برای تیم زحمت کشید تا در المپیک به اینجا برسد. ما این شرایط را راحت به دست نیاوردهایم که راحت از دست بدهیم و با حاشیهها کم بیاوریم و عقب بکشیم. مساله خاصی در والیبال اتفاق نیفتاده و به همین جا هم قانع نیستیم و میخواهیم بیشترین پیشرفت را داشته باشیم و به اهداف بزرگتر برسیم. هنوز خیلی راه داریم و شک نکنید تازه اول راه ماست.
بعضیها معتقدند باخت به روسیه به خاطر این بود تا تیم حریف ایتالیا شود. واقعا این طور بود؟
اگر این طور بود به زمین نمیرفتیم و بازی نمیکردیم. چرا خودمان را خسته میکردیم؟ نمیرفتیم و نتیجه 3 – صفر را به نفع روسیه میدادند. این حرف واقعا غیرمنطقی است و نمیدانم چه کسانی این حرفها را میزنند. نمیدانم چه بگویم. نگویم بهتر است. همه بازیکنان مقابل روسیه تلاش کردند. این حرفها بی احترامی به بازیکنان است. در شأن والیبال نیست که این طوری دربارهاش صحبت کنیم.
به نظرت قرار گرفتن بین هشت تیم اول المپیک همه بضاعت والیبال ایران بود؟
حالا اگر قرار باشدبه میتوانست و نمیتوانست فکر کنیم، میتوانیم بگوییم شاید نمیتوانست بین هشت تیم اول قرار بگیرد. ولی حالا که آمده، مطمئن باشید نتیجه سالها زحمت بازیکنان، فدراسیون و نسلهای قبل است. دلمان میخواهد بین چهار تیم برتر باشیم و به هفتمی رنکینگ دنیا قانع نیستیم. چرا که با رضایت به هفتمی دنیا والیبال ما در همین سطح درجا میزند و حتی پسرفت هم میکند. حالا هفتمی را سفت و سخت میچسبیم تا بالاتر برویم.
با خداحافظی بعضی ملیپوشان از تیم، وضعیت تیم چطور میشود؟
مهدی مهدوی برای تیم ملی نعمتی است. او چه در تمرین و چه بازی همیشه به تیم کمک کرده و بچهها او را به عنوان بزرگتر و بازیکن باتجربه قبول دارند. او برای ما خیلی زحمت کشیده است. وقتی تازه به تیم ملی آمده بودم با من صحبت میکرد. دلمان میخواهد مهدوی باشد، اما امیدوارم جوانان جایگزین او قدر تیم ملی را بدانند. تیم ملی والیبال تا به حال بدون مهدوی، شهرام و سید بازی نکرده. آنها همیشه تاثیرگذار بودهاند و از ستونهای اصلی تیم ملی بودهاند. به طور حتم تا خلأ آنها پر شود، زمان لازم است. فدراسیون هم دست و پا بسته نیست و با برنامهریزی برای جوانان در حال پشتوانهسازی است.
بعد از المپیک با همه خستگی در رقابتهای قهرمانی باشگاههای آسیا حاضر شدید. اذیت نشدی؟
من قبل از این دوره، تجربه دو دوره قهرمانی باشگاههای آسیا را دارم که هر دو دوره هم قهرمان شده بودم. بازیهای این دوره، اما سطح بالایی داشت. تیمی که با گروزه یا کواکوویچ چهارم میشود. بازیکنان درجه یک دنیا در این تورنمنت توپ زدند. مهمتر این که بازیکنان تیم بانک سرمایه در کمترین زمان و درست همزمان با بازیها هماهنگ شدند. جالب این است که ما تا فینال نگذاشتیم ارنج اصلی تیم رو شود. ما از تورنمنت سنگین المپیک آمده بودیم که از نظر بدنی با تمرینات صبحها و ریکاوری بدن هایمان را آماده نگه داشتیم. کارخانه هم هر روز با یک ساعت صحبت، ما را از نظر ذهنی آماده مسابقه میکرد. خدا را شکر جواب داد. در واقع او برای قهرمانی باشگاههای آسیا ذهن ما المپیکیها را آماده کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم