محاسبه غلط

سفر بوش به هند از این جهت که نفوذ به حلقه دوم امنیت منطقه ای روسیه قلمداد می شود، قابل توجه است و بیانگر این نکته که امریکا سیاست نوینی را در آسیا برگزیده که اساس آن تضعیف چین ، بایکوت کردن
کد خبر: ۹۴۳۶۶
روسیه و جدا کردن بخشی از جهان اسلام از کل جهان اسلام در دوره بیداری اسلامی است.
اگر نگاهی به اولویت های سیاست خارجی هند در دهه های گذشته داشته باشیم ، می بینیم از دوران جواهر لعل نهرو تا پایان دوره واجپایی ، هند روابط گسترده ای با روسیه داشته است و در مقاطع حساس از مواضع مسکو در قبال رویدادهای منطقه حمایت کرده و همیشه در تقابل با سیاست های امریکا بوده است.
ازجمله در ماجرای جنگ استقلال بنگلادش در سال 1971، دهلی و واشنگتن در 2طرف قضیه و با 2نگاه متفاوت به موضوع قرار داشتند. این تضاد دیدگاه در زمان اشغال افغانستان از سوی شوروی هم تکرار شد.
واشنگتن از مجاهدان افغانی مخالف اشغال شوروی حمایت می کرد و دهلی حامی سیاست های مسکو در افغانستان بود. در طول این مدت روابط استراتژیک هند و روسیه تا آنجا گسترش یافت که علاوه بر انتقال فناوری دومنظوره و چندمنظوره و تسلیحات گوناگون ، انتقال فناوری هسته ای را نیز در بر گرفت و این اوج روابط استراتژیک میان دو کشور بود که بخش اعظمی از حمایت های امریکا از پاکستان ، در طول دهه های گذشته را در پی داشت و در حقیقت این تعمیق روابط اسلام آباد واشنگتن سیاست های حمایتی دهلی از مسکو بود که با آزمایش هسته ای هند به تحریم منجر شد.
در پی رشد اقتصادی روزافزون چین و گسترش دامنه بیداری اسلامی در جهان اسلام و شکست رویکرد نظامی امریکا برای فائق آمدن بر این تحولات امریکا رویکرد نوینی را در سیاست های خارجی خود در منطقه آسیا با نزدیکی به هند آغاز کرد.
اولین جرقه این رویکرد در دیدار کوتاه و سرپایی بوش با مان موهان سینگ در گرامیداشت شصتمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم در مسکو که با حضور روسای کشورهای بزرگی همچون آلمان ، فرانسه ، انگلیس ، امریکا و هند برگزار گردید زده شد.
بوش در برخورد با آقای سینگ ، نخست وزیر هند با اظهار این که شما و من باید درباره انرژی هسته ای غیرنظامی گفتگو کنیم ، در حقیقت با پیشنهاد بالاترین سطح روابط استراتژیک رویکرد نوین امریکا به آسیا را اعلام کرد که مورد توجه و استقبال سینگ نیز قرار گرفت.
شاید بتوان باب جدید تحول در روابط 2کشور و اعلام رویکرد نوین آسیایی امریکا را به سفر رایس به دهلی در فروردین سال گذشته هم مرتبط دانست ؛ زیرا وقتی رایس در دیدار با نخست وزیر هند هدف امریکا را در کمک به هند برای تبدیل کردن این کشور به قدرتی عمده در دنیای قرن 21عنوان کرد، به نوعی بیان این سیاست بود.
سفر بوش و موافقت با هند برای تجارت محدود سوخت هسته ای در حقیقت باقی مانده تحریمهای 8ساله را که به دنبال آزمایش 3بمب هسته ای از سوی دهلی در صحرای راجستان در سال 1998آغاز شده بود، به پایان رساند و هند وارد مرحله جدیدی از دستیابی به تخصص و تجهیزات هسته ای برای تکمیل برنامه های هسته ای خود شد.
اما گامهای بعدی امریکا در این زمینه چه خواهد بود؛ قطعا قدم بعدی امریکا برای عملی کردن این هدف ، سرمایه گذاری در هند و سپس گام بعد، تضمین خرید تولیدات ساخته شده در این کشور به منظور افزایش تولید ناخالص ملی و ایجاد اشتغال است که این گامها همه در جهت سوق دادن نظام اقتصادی هند به سمت نظام اقتصاد آزاد صورت خواهد گرفت تا بستر لازم برای پیشبرد سیاست های امریکایی در هند فراهم شود. بوش پیش از آغاز سفر آسیایی خود که به 3کشور افغانستان ، هند و پاکستان صورت گرفت ، در نشست مجمع آسیا در واشنگتن به نکته ظریفی اشاره کرد.
وی گفت : توافق امریکا و هند اتفاقی برای آغاز تغییر ساختار جدید در صحنه هسته ای جهان است. رئیس جمهور امریکا افزود: ما با هند شروع می کنیم و برنامه هسته ای این کشور را از حاشیه به متن می آوریم تا اعتماد میان 2کشور را تقویت کنیم.
بوش در این نشست در کنار بیان مشترکاتی مانند زبان و صنعت فیلم و این که جوانان هند هر روز بیشتر به مزه پیتزا علاقه نشان می دهند! به این نکته اشاره می کند که واشنگتن و دهلی هر دو با مشکل شبه نظامیان اسلامگرا روبه رو هستند و هر دو هم از خطر قدرت رو به رشد چین بیم دارند.
در حقیقت این اظهارات به نوعی دیدگاه ساموئل هانتینگتون در خصوص خطر نزدیکی اسلام و آیین کنفوسیوس را تداعی می کند از طرفی ، در آستانه سفر بوش به دهلی ، وزیر خارجه هند از تمایل 2کشور امریکا و هند در ایجاد پیمانی نیرومند و پایدار برای مقابله با هلال اسلامی که از خاورمیانه تا آسیا ایجاد شده ، خبر می دهد و آن را مایه ثبات در آسیا می داند.
همان طور که در ابتدا گفته شد، 3هدف تضعیف چین ، بایکوت کردن روسیه و شکاف در جهان اسلام را می توان اساس سیاست و رویکرد نوین امریکا به هند دانست که با روی کار آمدن دولت جدید هند این روند تسریع شد. سینگ که در می 2004به نخست وزیری رسید، کسی است که در سال 1993در پست وزارت دارایی درهای اقتصادی هند را گشود.
وی پس از رسیدن به مقام نخست وزیری اولین سفر خارجی خود را به مقصد امریکا تنظیم کرد و پیش از سفر به خبرنگاران گفت : دوران غفلت هند از رابطه با امریکا به پایان رسیده است و ما می خواهیم با اقتصاد درون جهانی آشتی کنیم.
و در پی این سفر و بیان این اظهارات در طول یک سال و نیم گذشته دهلی میزبان سران کشورهای روسیه ، ژاپن ، چین ، انگلیس ، فرانسه ، امریکا و استرالیا بود. سفر بوش درست یک هفته پس از سفر شیراک به دهلی صورت گرفت که حاصل این سفر (سفر شیراک) امضای پیمان هسته ای غیرنظامی بین دهلی پاریس بود.
با ورود سینگ به کاخ نخست وزیری سرمایه گذاری مستقیم 11میلیون دلاری امریکا در سال 91به 620میلیون دلار در سال 2004رسید و روابط تجاری میان 2کشور از مرز 20میلیارد دلار گذشت.
وجود 2میلیون هندی که در امریکا زندگی می کنند و همچنین داشتن بالاترین رقم دانشجوی خارجی در امریکا، ابزار کمک به سیاست های مذکور بوده و هست. گفته شد تضعیف چین یکی از علل اصلی این رویکرد است.
چین هم اکنون سالانه 20میلیارد دلار صادرات به امریکا دارد و چون این اجناس به علت قیمت ارزان مورد توجه مردم امریکاست ، دولت این کشور نمی تواند بدون جایگزینی ارزان برای این اجناس ، مانع ورود اجناس چینی شود.
امریکا، چین را در آینده خطری برای قدرت خود می بیند و بر این باور است که در صحنه بین المللی می تواند هژمونی امریکا را به چالش بکشد بنابراین با تقویت هند و جایگزینی اجناس هندی به جای اجناس چینی ، بازار 120میلیارد دلاری چین در امریکا تهدید خواهد شد و همچنین در جنوب چین بازاری بزرگ برای مقابله با این کشور ایجاد خواهد کرد.
از طرفی ، نزدیکی هند به امریکا، چین را در موقعیتی جدید قرار می دهد و ناچار این کشور باید در جستجوی دوستان تازه ای برای ایجاد توازن و بازارهای جدید جایگزین خلائ بازار امریکا بویژه در منطقه باشد. در دهه های گذشته نیز نزدیکی دهلی ، مسکو توانسته بود این توازن را برای هند در برابر چین فراهم کند.
همانطور که گفته شد، هند حلقه دوم امنیت منطقه ای مسکو بوده است. مشکلات اقتصادی روسیه و نبود امکان سرمایه گذاری این کشور در هند راه را برای نفوذ کامل امریکا و اعلام رویکرد جدید آسیایی در سیاست خارجی واشنگتن هموار کرده است.
روسیه هم باید برای خروج از این بایکوت سیاسی در صدد یافتن دوستانی جدید در منطقه برای ایجاد توازن و تعادل سیاسی باشد. شاید بتوان گفت امریکا پس از راهبرد غلط نظامی در خاورمیانه در مواجهه با بیداری اسلامی به این نتیجه رسیده که نیازمند یک راهبرد سیاسی است و ایجاد اتحادهای نوین با رویکرد رسیدن به اهداف آسیایی منطقه ای در مقابله با بیداری اسلامی او را به سوی هند که یکی از کشورهای پرجمعیت مسلمان است ، کشانده است.
واشنگتن می کوشد با شیوه ایجاد نهادهای نوین همکاری های چندجانبه و دوجانبه ، عملا جهان را آن گونه که می خواهد شکل دهد و با خطرات آتی مقابله کند. این خطرات از نگاه امریکا بیداری اسلامی ، رشد روزافزون چین و نقش سیاسی روسیه است.
اما امریکا همان طور که در ارزیابی ورود به عراق دچار اشتباه فاحشی شد، در این رویکرد هم به دلیل نداشتن شناخت از هند و اوضاع داخلی آن مرتکب اشتباه استراتژیک دیگری شده که نتیجه محاسبات غلط است.
هند مردمی صبور و باهوش دارد که یک پنجم آنان را مسلمانان تشکیل می دهند و حاضر نیستند ابزار سیاست امریکا برای مقابله با جهان اسلام ، چین و روسیه شوند.
برخلاف انتظار، توهم و خیالاتی که سیاستمداران طراح این رویکرد دارند، در نهایت این سیاست به نفع ملل اسلامی خواهد بود. مدل پاکستان ، افغانستان و دیگر کشورهایی که همه سیاست خارجی خود را در سبد حمایت امریکا نهادند و پس از اتمام تاریخ مصرف آن که با منافع امریکا گره خورده ، به حاشیه رانده شده اند، تجربه های عینی و ملموسی است که در برابر دیدگان سیاسیون هندی قرار دارد.
قطعا هند به عنوان کشوری غیرمتعهد به خوبی می داند در شرایط فعلی زیر چتر واحد سیاست امریکا رفتن به مصلحت منافع ملی آنها نیست.
البته هند می تواند از این رهگذر به تجهیزات مدرن هسته ای دست یابد.
سفر سینگ به آلمان برای افتتاح نمایشگاه هانوور و این که قرار است درخصوص همکاری های هسته ای با آلمان گفتگو کند نیز در همین خصوص قابل توجه است.

مجتبی قائمی مهر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها