با مراسم عروسی مختصری راهی خانه بخت شدیم و چند سال بعد هم سارا و سمانه به دنیا آمدند. همسرم شغل مناسبی نداشت و وضع مالی خوبی نداشتیم، ولی زندگی آرامی را میگذراندیم. با پیشنهاد و وساطت یکی از دوستان، مجید برای نگهبانی یک شرکت تولیدی در سمنان استخدام شد و پس از 10 سال زندگی در روستایی در شمال به سمنان آمدیم.
من هم کار میکردم و کمکخرج خانه بودم. اوضاع مالی خانواده بهتر از قبل شد، ولی برخی رفتارهای ناخوشایند و غلط مجید روزگار را برای من و دخترانم زهرمار میکرد. او مردی چشمچران، هوسباز و به قول خودش تنوعطلب بود. خیابانگردی و زبانبازی با زنان کار هر روز مجید شده بود. داستان زندگی سه چهار سال اخیر ما بر همین روال است و برخوردهای من و قهر و آشتیهای مکررمان نیز او را سر بهراه نکرد. اخلاق عجیب او و زندگی تلخمان را به خاطر بچهها تحمل کردم و تا الان حرفی از طلاق نزدم. این داستان ادامه داشت تا عید نوروز 95 که مجید دو گوشی تلفن همراه هوشمند برای خودش و من خرید. هر دو همزمان پای در دنیای مجازی و تلگرام و اینستاگرام گذاشتیم. گوشی هوشمند کار او را راحت کرده بود و نیازی به پرسه در خیابان نداشت و با پرسه در گروهها زنان را شکار میکرد.
سارا که همراه مادرش به مرکز مشاوره آرامش آمده، در حالی که اشک از چشمانش جاری است حرفهای مادرش را تائید میکند و از نگرانیاش برای آینده میگوید: رفتارهای اشتباه و علنی پدرم آبروی ما را برده و سرخورده شدهایم.
از نظر روانشناسان و عالمان اخلاق، چشمچرانی هنگامی که به صورت یک عادت مزمن در میآید، یک بیماری روانی تلقی میشود و همانطوری که بیماری سادیسم نقطه مقابل بیماری مازوخیسم است، بیماری چشمچرانی نیز نقطه مقابل خودنمایی است. خودنما فردی است که خود را در معرض دید دیگران قرار میدهد و چشمچران، کسی است که از تماشا و نگاه به دیگران لذت میبرد.
محمد شاه چراغ
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد