شاید در نگاه اول کشور آمریکا رده اول اقتصاد دنیا را داشته باشد، اما با بررسی دقیق میتوان دریافت مداخله در جنگهای مختلف این کشور را با مشکل مواجه کرده است. نظریه پردازان و کارشناسان بسیاری در آمریکا وجود دارند که معتقدند میان شکوفایی اقتصادی این کشور و جنگهای جهان ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی وجود دارد. با واکاوی جنگهای گذشته، این فرضیه بخوبی اثبات میشود، اما در سالهای اخیر و با توجه به برخی تغییرات، اقتصاد آمریکا در سایه جنگ با تروریسم ضربه سختی خورد ودر بدترین شرایط به سر میبرد. دکتر ساسان شاهویسی، کارشناس ارشد اقتصادی در این باره به جام سیاست میگوید: افزایش 50درصدی بودجه دفاعی آمریکا در 15 سال اخیر و الزام برای تامین بودجه از بخشهای غیردولتی اقتصاد این کشور را با معضل اساسی مواجه کرده است. گفتوگوی ما را با این اقتصاددان بخوانید:
به نظر شما چرا در سالهای اخیر اقتصاد آمریکا با مشکلات زیادی روبهرو شده و قدرت اول اقتصاد جهان با کسری بودجه دست و پنجه نرم میکند؟
واقعیت این است که سال 2014 بودجه پنتاگون با یک صخره مالی 2400 میلیارد دلاری روبهرو شد و این رقم به عنوان کسری بودجه این کشور تلقی میشد. در این سال پرتنش عدم توازن در بودجهریزی آمریکا به تعطیلی دو هفتهای دولت فدرال نیز منجر شد. سال 2015 بودجه پنتاگون حدود 598 میلیارد دلار ارزیابی شد که 54 درصد آن در اختیار دولت فدرال بوده و الباقی آن ظرفیت بودجهای بود که شرکتهای اقتصادی باید بودجه دفاعی آمریکا را تامین میکردند.
بودجه دفاعی این کشور نسبت به دیگر بخشها چطور بود؟
بودجه دفاعی آمریکا نسبت به بودجه رفاه و دارو و تامین غذایی بسیار زیاد است و بخش اعظمی از آن را شرکتها باید تامین میکردند. بودجه دفاعی کشور آمریکا به اندازه بودجه دفاعی کشورهای عربستان، انگلستان، هند، فرانسه، روسیه و چین است. در همین حال رقمی تعیین شده که وظیفه تامین تجهیزات را برعهده دارد که 64 میلیارد دلار برآورد شده است. در میان این ارقام 18 میلیارد دلار هم برای سلاحهای فوق استراتژیک یا سلاحهای هستهای و هزینههای مرتبط در نظر گرفته میشود. 12 میلیارد دلار نیز به ارتش کشورهای همسو مانند مصر، اردن و رژیم صهیونیستی که بخش اعظمی از آن را دریافت میکند پرداخت خواهد شد. 7.7 میلیارد دلار هزینههای متفرقه دفاعی مانند پاداش تصویب میشود. بعد از این موضوعات صندوقی به نام صندوق سیاه تعبیه شده تا در زمانهایی که بودجه دفاعی کاهش مییابد از سایر بخشهای درآمدی باید جایگزین شود.
آماری دارید که در چند سال اخیر بودجه دفاعی آمریکا چقدر بوده است؟
از سال 2001 تا 2015 حدود 1640 میلیارد دلار بودجه جنگی تعریف شده است. 715 میلیارد دلار در افغانستان و 819 میلیارد دلار آن برای عراق و کمتر از 6 میلیارد دلار در رابطه با داعش هزینه شده است. اگر این رقم را با بودجه غیرنظامی مقایسه کنیم، درمییابیم که اندازهگیریها بشدت متفاوت است. آمریکا افزایش 50درصدی بودجه نظامی از سال 2001 به بعد داشته، اما در حوزههایی مانند آموزش و پرورش افزایش محسوسی مشاهده نمیشود.
بودجهریزی در سال 2016 با تغییرات زیادی همراه بود؟
رئیسجمهور آمریکا برای سال 2016 رقمی حدود 534 میلیارد دلار برای وزارت دفاع و 51 میلیارد دلار را برای بودجه نظامی خود درخواست کرد که مخالفتها و موافقتهایی را در بر داشت. در تحلیل بودجه 2016 استخراج شده بازسازی توان دفاعی مطرح شده و روابط سایه و پنهان کاخ سفید با شرکای اقتصادی خود در حوزه تسلیحات دفاعی را بیشتر مورد توجه قرار میدهد. چالشهای راهبردی که در این زمینه وجود دارد نرخ سرمایهگذاری دفاعی است که این بخش را با ریسک همراه کرده است.
به نظر شما چرا آمریکا هزینههای دفاعی خود را تا این اندازه بالا در نظر میگیرد. چرا با تامین این هزینهها خود وارد جنگ به صورت مستقیم نمیشود؟
آمریکا به صورت مستقیم وارد جنگ نمیشود به این دلیل که بتواند از فرصت جنگ استفاده کامل را ببرد. زمانی که دو کشور در جنگ هستند میتواند به دو کشور سلاح بفروشد و همه مسائل نشات گرفته از ضعف اقتصادی این کشور است. آمریکا درگیریهای مختلف را به وجود میآورد که بتواند از فرصتها استفاده کند. از درآمد فروش سلاحها نیز بازسازی دفاعی این کشور میسر میشود. آمریکا دارای چند فرماندهی است. برای هر کدام از این پایگاهها بودجههای مختلف در نظر گرفته تا بتواند قدرت خود را اثبات کند و برای تامین آنها به جنگ میان کشورها نیاز دارد که این کار را انجام میدهد و از کشورهای تروریستی و حامی جنگ نیز حمایت میکند. تغییرات بودجه ریزی نشان میدهد در سال 1985 نیروی نظامی آمریکا از 323 هزار و 70 نفر به 65 هزار و 551 نفر در سال 2015 رسیده است. در سندکام به عنوان یک مرکز استراتژیک در آسیا در سال 2005 حدود 240 هزار نفر نیرو بوده که در سال 2015 به 34 هزار و 840 نفر رسیده است. همچنین در بخش سازماندهی سربازان و نیروهای جنگجو در سال 2009 در آمریکا 800 میلیارد دلار بود که بیشترین بودجه دفاعی را داشت و نیروهای آمریکا از سال 2014 از 100 هزار سرباز به 80 هزار سرباز رسیدند. در ضمن تعداد تانکها از 1500 صفر شد، اما یگان هوایی از 120 هزار نفر به 200 هزار نفر رسید.
آمریکا خود یکی از حامیان تروریسم بود، اما اکنون از این موضع ضربه میخورد. تاثیر اقتصادی این موضوع چیست؟
ضرورت جنگ با تروریسم سبب شد آمریکا بودجه نظامی خود را تا سقف قابل ملاحظهای افزایش دهد تا جایی که بودجه نظامی این کشور 50 درصد بودجه نظامی تمام کشورهای جهان است؛ این رقم به خوبی اقتصاد آمریکا را با بحران مواجه کرد، زیرا این اقتصاد توان پاسخگویی به این مبلغ را نداشت. در شرایط عادی اگر هر کشوری 3 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف بودجههای نظامی کند اقتصاد آن آسیب میبیند در حالی که آمریکا بیش از 3 درصد از بودجه خود را در بخش نظامی هزینه کرد و حال تاوان آن را میپردازد. با آن که از نظر درصد، بودجه نظامی امروز آمریکا بیش از 3 درصد (4 درصد) است و این مبلغ کمتر از بودجه نظامی آمریکا در زمان جنگ کره (13 تا 14 درصد بودجه کل) و حتی جنگ ویتنام (7 تا 8 درصد بودجه کل) است، اما نگاهی به اقتصاد آن دوران آمریکا نشان میدهد این کشور در آن سالها در ردیف کشورهای وامدهنده بود، نه وام گیرنده. دولت بوش که قبل از ورود به جنگ هزینه آن را 50 تا 60 میلیارد دلار پیشبینی کرده بود حال بیش از 600 میلیارد دلار هزینه کرده است؛ ضمن آنکه جوزف استگلیتز، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل پیشبینی میکند این مبلغ به سه تریلیون دلار هم خواهد رسید.
اقتصاد آمریکا با چه مشکلات دیگری روبهرو خواهد شد؟
آمریکا که نیمی از تولیدات صنعتی جهان را در اختیار داشت حال یکچهارم آن را در اختیار دارد و به واردکننده برخی کالاهای صنعتی به ارزش دو تریلیون دلار تبدیل شده که این مشکل باعث شد این کشور از وامهای خارجی استفاده کند، اما کمبود تراز تجاری آمریکا با گذشت هر روزاز عمر دولت بوش بیشتر خود را نشان میدهد. عمده شاخصهای اقتصادی در آمریکا نشان میدهد وضعیت این کشور روبه وخامت است. آمار بیکاری در ماههای اخیر از افزایش شمار بیکاران در این کشور حکایت میکند به طوری که در پنج سال گذشته بیسابقه است. براساس گزارش وزارت کار، نرخ بیکاری از 4.8 درصد به 5.1 درصد رسیده که واضحترین علامت فشار به اقتصاد آمریکاست.
سیاستهای تبعیضی و ضعفهای اقتصادی چه سرنوشتی را برای آمریکا رقم خواهد زد؟
تبعیض نژادی و جداییطلبی قطعا در انتظار آمریکا خواهد بود. زمانی کشور شوروی خود را ابرقدرت جهان میدانست و در همه کشورها جنگ به پا میکرد اما خود تجزیه شد که در آمریکا به دلیل تبعیض نژادی اعتراضات مردم آن کشور همچنان ادامه دارد و مشکلات اقتصادی برای این کشور مزید بر علت شده است.
محمدحسین علیاکبری/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم