شروع فصل مسابقات با قهرمانی باشگاههای آسیا شروع شد. نظر شما درباره این قهرمانی چیست؟
این بازی را از دو نقطه نظر میتوانیم ببینیم. اول این که برای من و تیم سخت بود. چرا که من آماده نبودم و هنوز دوره آمادگیام کامل نشده بود. من کمتر از یک هفته در تهران تمرین داشتم و بقیه هم از المپیک ریو آمده بودند و بنابراین ما اصلا با هم تمرین نداشتیم و همین کار را سخت میکرد. اما از بعد دیگر خیلی جالب و جذاب بود. چرا که ما کار را با قهرمانی شروع کردیم.
سطح مسابقات قهرمانی آسیا چگونه بود؟
در این دوره چهار یا پنج تیم بودند که سطح بالایی به نمایش گذاشتند. در واقع بازیکنان خارجی تیمها مثل گروزه، اومسن، کواکوویچ، ویسوتو و چاچیچ سطح مسابقات را بالا بردند. اما این رقابتها در مقایسه با قهرمانی جهان سطح پایینتری دارد. آنجا تعداد تیمها کمتر است و تعداد مسابقات هم کمتر میشود، اما سطح رقابتها با حضور تیمهایی مثل زنیت کازان و ساداکروز برزیل و یک تیم قوی دیگر از اروپا، خیلی بالاتر میرود.
شما برای دومین بار لیگ والیبال ایران را تجربه میکنید. از این تجربه بگویید؟
برای من بازی در لیگ ایران جذاب و جالب است. چرا که ایران برایم متفاوت است. نمیگویم بهتر یا بدتر از جای دیگر است، فقط میتوانم بگویم متفاوت است و تجربیات جدیدی به دست میآورم به همین خاطر میگویم جالب است. تفاوتهای ذهنی و فرهنگی بازیکنان ومتدهای سازماندهی اینجا برایم جالب است.
گفته میشد قبل از آمدن به ایران با ولاسکو هم مشورت کرده بودید؟
وقتی از ایران به من پیشنهاد رسید، متوجه شدم تیم پیشنهاددهنده، قوی است. چرا که من بازیکنان آن مثل موسوی، شهرام محمودی، مهدوی، عادل غلامی، ظریف و... را میشناختم. بعد مربی را میشناختم که باتجربه است که نوید روزهای خوبی را میدهد، بعد گفتم میروم تهران و فرهنگ جدیدی را هم میبینم. در همین مدت از طریق اسکایپ با ولاسکو صحبت کردم. او درباره بازیکنان و فرهنگ ایران حرفهای خوبی به من زد. من هم گفتم میخواهم ایران را از نگاه خودم ببینم. حالا میتوانم بگویم همه حرفهای ولاسکو درباره ایران درست بوده است. من حتی اسپانسر تیم را هم چک کردم، دیدم بانک است و بررسی کردم که بانک سرمایه یکی از بانکهای معتبر است و همین مساله تضمین میکرد که اینجا همه چیز خوب است. وجود اسپانسر این موضوع را تضمین میکرد که ما فقط باید به تمرین و بازی و قهرمانی فکر کنیم.
حالا از بازی در لیگ ایران راضی هستی؟
لیگ ایران میتواند بهتر باشد که اگر این اتفاق بیفتد، بیشتر بازیکنان سطح بالا دوست دارند برای بازی به ایران بیایند. اما من فصل قبل را که دیدم، متوجه رقابت شدید هشت تیم با هم شدم. این رقابت نزدیک خیلی خوب است در حالی که خیلی از لیگهای اروپایی رقابت نزدیکی ندارند. تنها سه،چهار تیم قوی هستند که با هم رقابت میکنند و بقیه خیلی قوی نیستند. اما فکر میکنم لیگ ایران میتواند از نظر سازماندهی بهتر شود که در آن صورت یک قدم جلوتر رفته است. سال قبل در لیگ ایران سورپرایزهای زیادی اتفاق افتاد. مثلا تیم ورامین، مشهد، یزد، سایپا با بازیهای خوب سورپرایزهایی داشت. بعضی وقتها خیلی خوب بازی میکردند. اما در اروپا تیمهای لیگی استانداردی دارند. یعنی باید سالن و امکاناتشان یکسان باشد، اما در ایران این طوری نیست، یک دفعه در سالنی بازی میکنی که کاملا با بقیه فرق میکند و این کار را برای تیم تازه وارد سخت میکند. بهخاطر همین جنبه رقابت تنها به بعد فنی ربط نداشت، بلکه بخشی از آن به خاطر شرایط متفاوت بود.
یک سال زندگی در ایران، چقدر متفاوت از شنیدههایت بود؟
من قبلا هم سال 1997 یک ماه برای مسابقات جوانان جهان به ایران آمده بودم، اما آن موقع خیلی تهران را ندیدم. در رسانههای اروپایی، ایران را با سوریه و عراق نشان میدهند. طوری که همه فکر میکنند ایران هم همان شرایط را دارد. اما وقتی من به تهران آمدم، دیدم همه چیز خیلی متفاوت است. ایرانیها فارس هستند و آنها عرب. زبانشان فرق میکند و فرهنگشان. اصلا تفاوت خیلی زیاد است. من فکر میکردم ایران خیلی بد باشد، اما وقتی آمدم دیدم خیلی خوب است و فهمیدم چقدر آنها اشتباه میکنند. من با خیلی از دیپلماتهای جوان و توریستها هم که صحبت میکردم، همین نظر را داشتند. من حالا مبلغ ایران شدهام. آنقدر تعریف کردهام که قرار است چند نفر از دوستانم برای اسکی به ایران بیایند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم