3 پسر نوجوان در دام مرد عجیب

زخم‌های عمیق روی صورت و سرش حکایت از درگیری‌های متعدد پسر جوان دارد. هر چند در تمام مدت گفت‌وگو خودش نیز بیان می‌کند که به سرش ضربه خورده و همین مساله باعث شده حالش بد شود.
کد خبر: ۹۳۹۱۹۶

بابک پسر نوجوانی را با تهدید چاقو به خانه می‌آورد و زمانی که پلیس را پشت در می‌بیند او را به داخل حمام برده و تهدید می‌کند کوچک‌ترین صدایی مرگش را رقم می‌زند.

پسر 15 ساله هم که تیزی چاقو روی گلویش بود سکوت می‌کند اما مامور تیزهوش پلیس درنهایت او را پیدا می‌کند. بابک در پرونده خود علاوه بر این مورد، با دو شکایت دیگر مواجه می‌شود.

در شکایت اول پسر نوجوان از آزار و اذیت‌هایش شکایت کرده و اما در شکایت دوم پسر نوجوان موفق شده بود که از دستش فرار کند.

علی‌رغم تمام این مدارک و شواهد بابک منکر ماجرا است و ادعاهای عجیبی را مطرح می‌کند.

به چه جرمی بازداشت شدی؟

پسری از من به خاطر اقدام به آزار و اذیت شکایت کرده، اما دروغ می‌گوید من قصد چنین کاری را نداشتم.

پس او در خانه تو چه کار می‌کرد؟

داشتم در خیابان راه می‌رفتم که حالم بد شد، به همین دلیل از شاکی خواستم مرا به خانه برساند. به خاطر ضربه‌هایی که به سرم وارد شده حالم خیلی بد شده بود و او کمک کرد و مرا به خانه رساند.

خانه خودتان بود؟

نه، خانه یکی از دوستانم بود.

دوستت خانه بود؟

نه کسی نبود، صاحب خانه‌شان در را برایمان باز کرد.

زمانی که دستگیر شدی با شاکی داخل حمام بودی و او را تهدید می‌کردی؟

نه، من روی کاناپه بی‌هوش افتاده بودم. شاکی اینها را از خودش درآورده است.

اینها را مامور کلانتری و صاحب خانه دوستت گفته‌اند.

نمی‌دانم. یادم نیست.

مواد مصرف می‌کنی؟

یک زمانی بله، اما از وقتی تصمیم گرفتم زن بگیرم دور مواد را خط کشیدم.

سابقه‌ داری؟

یک بار به دلیل دعوا بازداشت شدم.

سر چه دعوا کردی؟

سر دختر. یکی از دخترهای محلمان را دوست داشتم اما یکی از بچه‌های محل نیز او را می‌خواست سر او با هم دعوایمان شد و چاقو و چاقوکشی و هر دو افتادیم زندان.

حالا ترک کردی تا با همان دختر ازدواج کنی؟

نه، او که به هر دویمان رکب زد و رفت با یک نفر دیگر ازدواج کرد. الان می‌خواهم دختر یکی از اقوام را بگیرم.

دو نفر دیگر هم از تو شکایت کرده اند.

دروغ می‌گویند. هیچ‌کسی چشم دیدن مرا ندارد. برای همین دلشان می‌خواهد من دستگیر شوم و این دروغ‌ها را گفتند. همه اینها بهتان است و می‌خواهند مرا در بین مردم محلمان خراب کنند. باور کنید من آدم بدی نیستم.

می دانی چه سرنوشتی خواهی داشت؟

بله. بیگناهم و آزاد می شوم. من هیچ کدام از اتهاماتم را قبول ندارم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها