در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حدادی اما با انتشار بیانیهای به شایعات درباره برنگشتناش به ایران پایان داد. بخشهایی از این بیانیه را میخوانید.
حدادی مینویسد: سلام به مردم خوب ایران . ایرانی که مردمی سختکوش، با مرام و دوستداشتنی را در دل خود جا داده. مردمی که برای هر وجب از این خاک و دفاع و سربلندی از کشورمان از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند. مردم کشورم! در این چند سال گذشته من سختیهای خیلی زیادی کشیدم. خیلی دور از خانوادهام بودم. این المپیک گذشت و من شکست خوردم، شکستی که سعی میکنم از این شکست درسهای بزرگی بگیرم؛ شکستی که از مدتها قبل فکرش را میکردم، شکستی که به افرادی اجازه داد تمام زندگی من را نقد کنند. به خدا قسم برای ریال به ریال هزینههایی که برایم در هشت ماه گذشته خرج کردند که البته آن هم هزینه اردو، حقوق مربی و... بوده سختی کشیدم، عرق ریختم. در شش سال اخیر به خاطر تحریمهایی که هیچ ارتباطی به زندگی ورزشی من نداشت از تمامی مزایایی که رقبای من از آن استفاده میکردند به دور بودهام و فقط حقوقی در ماه دریافت میکردم که درآمد یک روز رقبای من بود. گویا بنده تا به حال برای کشورم مایه ننگ بودهام. پس آن کارهایی که برای نخستین بار در تاریخ ورزش دوومیدانی انجام دادهام به فراموشی رفته؟ نه، اگر هم رفته باشد حتما از ذهن شما که مرا نقد میکنید، رفته است، چون مردم کشور من هیچ چیزی را فراموش نمیکنند. اگر هم نقد میکنید، فقط اجازه دارید المپیک من را نقد کنید که از مدال نقره به مقام بیست و چهارم رسیدم. شما که من را نقد میکنید این را هم بگویید که حدادی سه سال بدون مربی تمرین کرد، آن هم در رشتهای که حضور مربی در پیشرفت ورزشکارانش تاثیر زیادی دارد. این را هم بگویید که در سه سال گذشته کمترین هزینهها را برایم کردند و با تلاش خود و دعای مردم عزیز ایران زمین توانستم برای سومین بار طلای بازیهای آسیایی 014 2 اینچئون را به دست آورم و اگر نیاز باشد تکتک و ریز هزینهها را برایتان بازگو میکنم. اگر رفتنی بودم بعد از مدال نقره المپیک لندن میرفتم. اگر رفتنی بودم بعد از سه مدال طلای بازیهای آسیایی میرفتم. اگر رفتنی بودم بعد از آن همه افتخار که برای کشورم کسب کردم، میرفتم. بعد از آن همه دروغ، حواشی و تهمت که برایم درست کردند، میرفتم. جایی نخواهم رفت تا قبل از این که دوباره مدال خوشرنگ طلا را برای کشور عزیزم و مردم دوستداشتنیاش کسب و برای دقایقی باز هم شادشان کنم. اگر هم روزی بخواهم جایی بروم از ورزشم میروم که آن هم زمانش زود نخواهد بود. پس برایم دعا کنید عملی که بزودی خواهم داشت بخوبی انجام شود و من هم خیلی زود بتوانم باز سرباز کوچک کشور عزیزمان ایران باشم.
شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود
وای بر من اگر ببینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود
وطنم ای شکوه پا برجا
در دل التهاب دورانها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: