اندیشه مقدس تشکیل معاونت پرورشی براساس یک رسالت مهم در نظام اسلامی شکل گرفت و اگر درست و اصولی بهره برداری شده و به آن پرداخته می شد، یکی از موثرترین برنامه های آموزش اخلاقی ، رفتاری و تربیتی که آینده جامعه و اسلامی بودن آن را به نحو شایسته ای می توانست تضمین کند
کد خبر: ۹۳۶۷۹
، بوده و الگوی بسیار مناسبی برای جوامع پویای تربیت و اخلاق سالم انسانی می توانست باشد؛ لیکن متاسفانه در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلایلی این پروژه مهم و حیاتی در انجام اهداف بلند و مقدس خود موفق نبود و حتی در برخی موارد نتیجه ای غیر از آنچه برای آن آفریده شد، به بار آورد.
از دلایل عمده آن می توان به این موارد اشاره کرد:
1-بروز جنگ تحمیلی که بیشتر همت مسوولان و متولیان نظام اسلامی را معطوف این امر اساسی کرد و کمتر اجازه پرداختن به مسائل دیگر از جمله این مهم را داد.
2-ندادن آموزش لازم به مربیان تربیتی درخصوص شرح وظایف و عملکردشان که بیشترین و موثرترین دلیل موفق نبودن این طرح حیاتی بود؛ چه این که در عمده مدارس و دبیرستان ها مربیان پرورشی که می باید از نیروهای مقید و متعهد دینی بوده و اطلاعات ، آگاهی و تربیت دینی و اسلامی داشته باشند که عمدتا هم بوده اند صرفا در مدارس به اموری موازی با وظایف روابط عمومی می پرداختند.
برگزاری مراسم اعیاد، سوگواری ها، تهیه و نصب پارچه ، پلاکارد و سخنرانی شاید در برخی اوقات تمام فعالیت های سالانه مربی تربیتی در یک مدرسه یا دبیرستان بوده و طبیعی است که این وظیفه با آنچه برای آن شکل یافته ، تفاوت بسیاری در عمل و نتیجه داشت.
3-از آنجا که مربیان تربیتی از نیروهای مذهبی و به تعبیری حزب اللهی آموزش و پرورش و یا خارج از آن انتخاب و منصوب می شدند، متاسفانه ذهنیتی دولت مامورانه ، یا عامل کنترل و نظارت معادل آنچه در جامعه نسبت به حراست و اطلاعات متاسفانه وجود دارد، به دست داده که گاهی اوقات رفتارها و عملکردهای نیروهای تربیتی نیز در تقویت این گمان موثر بوده و با مقاومت و فاصله ای از سوی آموزگاران و حتی والدین ، دستیابی به نتایج مطلوب و شایسته را کند کرده است.
4-در برخی موارد متاسفانه دبیران و مدیران مدارس ، روسای آموزش و پرورش و برخی مقامات مافوق نیز تمایل به موفقیت این پدیده نشان نداده اند و این عامل مهمی در مظلومیت این واحد اساسی در آموزش و پرورش ، هم از نظر رسیدگی و توجه و هم از نظر بودجه و امکانات بود که علت آن را می شود در ناخشنودی نیروهای پرورشی از برخی ولنگاری ها و بی بندوباری ها در مدارس و نبود اعتقاد راسخ به وجود واحد ترتیبی در ادارات و حتی وزارت آموزش و پرورش دانست و به نظر من حتی به فلسفه وجودی امور تربیتی در آموزش و پرورش پی برده نشد؛ چرا که هیچ برنامه خاصی برای بهینه سازی و نزدیک کردنش به اهداف پیدایش آن به طور موثر و مفید صورت نپذیرفت.
امور تربیتی نه با هدف برگزاری مراسم جشن و عزا و اجبار دانش آموزان به شرکت در مراسم شکل گرفت ، نه با انگیزه بالا بردن چماق بر سر دانش آموزان برای شرکت در مراسم جشن عبادت و با نماز جماعت ، بلکه مقصود از بروز پدیده تربیت اسلامی در مدارس ، اولا: استفاده از افرادی در این سطح بود که خود جبینی باز، رویی گشاده ، سینه ای فراخ ، اطلاعاتی قابل توجه در امور عمومی و دینی و مهمتر از همه اخلاق و تربیتی دینی داشته که عمدتا بوده اند لیکن نسبت به برخورد و تربیت نسل آینده ساز جامعه آموزش دیده و توجیه شده باشند، که کمتر این امر ضرورت گرفته است.
ثانیا: نسبت به شناسایی و یافتن آسیبهای رفتاری و ناهنجاری های تربیتی در مدارس کوشیده و با دقت نظر و کنترل کامل رفتارهای دانش آموزان ، افراد آلوده به اخلاق و رفتار نامناسب را کشف و با ایجاد ارتباط و نفوذ در آنان ، نسبت به اصلاح و تغییر رفتار آنان اقدام می کردند و با مطالعه و برنامه ریزی و حرکتی از پیش تعیین شده ، نسبت به تقویت داشته های اخلاقی ، دینی و تربیتی دانش آموزان اقدام می کردند.
هنوز هم نهاد امور تربیتی ، نهادی مقدس در ایجاد ساختاری قوی و مستحکم از اعتقادات اصولی و استحکام اندیشه های دینی - که تنها راه نجات و رهایی انسان از طوفان بلایای دنیای حال و آینده است - بوده و می تواند دژی محکم از اندیشه و تفکر آمیخته با فرهنگ و تربیت اسلامی و انسانی در دانش آموزان و بالطبع نسل آینده کشور بسازد؛ مشروط بر آن که برای آن ، مربیان ، دانش آموزان و مسوولان مرتبط برنامه ریزی و آموزش لازم داشته و به مسوولیتی که به عهده دارند، به چشم موقعیت و فرصتی برای انجام وظیفه و تلاش در آماده سازی زمینه های تحقق رسالت های مورد تعهد بنگرند.