در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تبعیت از فرمولهای آشنای ملودرام
قالب ملودرام قالب مناسبی برای تعریف قصههای مطول با شخصیتهای متعدد است که در طول آن حوادث مختلفی برای شخصیتها پیش میآید. همه چیز آنجاست به کارگردانی شهرام شاهحسینی یکی از این نمونههاست که این روزها در حال بازپخش از شبکه پنج سیماست. فیروزه قشقایی که فیلمنامه این مجموعه را به نگارش درآورده در طراحی قصه خود براساس یک فرمول کلاسیک، چند خانواده را خلق کرده که طی داستان با یکدیگر برخورد کرده و درام را شکل میدهند. محور همه چیز آنجاست را خانواده محسن یعنی مهدی، مهران و مهرنوش (فرزندان)، اکرم (همسر) و پرستو (عروس خانواده) تشکیل میدهند که روابط میان آنها و نیز ارتباطشان با دیگران، داستان را پیش میبرد. به همین خاطر هم قشقایی بیشتر هم و غم خود را صرف شخصیتهای یاد شده کرده و شخصیتهای بعضا متفاوتی را با بهرهگیری از کلیشههای آشنا خلق کرده است.
تیپ ـ شخصیتهای ملموس؛ برگ برنده فیلمنامه
محسن، نمادی از یک مرد اهل خانواده ایرانی است که با وجود همه مشکلات اقتصادی مربوط به تولید همچنان کسب و کار پدریاش (تولید کفش) را حفظ کرده است. شکل رابطه او با فرزندان هم چندان شباهتی به شغل و پایگاه طبقاتی محسن نداشته و بشدت از پدرسالاری به دور است. آرامش درونی را میتوان صفت بارز این شخصیت به حساب آورد که نمونهاش را در اسبابکشی خانواده به خانه جدید مشاهده کردهایم. نقطه مقابل او اکرم است که تضاد چشمگیری با محسن داشته و رفتارهای برونگرایانهای دارد. این شخصیت ابتدای داستان به گونهای به مخاطب معرفی میشود که بیش از هر چیز ذهن آنان را به سمت یک زنسالار در خانواده که دیگران را تحت سلطه خود دارد، میبرد. اما در ادامه با لایههای دیگر این شخصیت آشنا شده و تصور اولیه تا حدود زیادی رنگ میبازد، تا جایی که اکرم را در ماجرای قهر بزرگ از خانواده همسرش محق میدانیم. در این میان تنها برخی برخوردهای بشدت کلیشهای او با پرستو که بگومگوهای کهنه عروس و مادرشوهری را به یاد میآورد، به این شخصیت لطمه وارد کرده و آن را تا حدودی از نفس انداخته است.
قهرمانی باورپذیر به نام مهدی
مهدی به عنوان پسر بزرگ خانواده نقشی کلیدی در پیشبرد داستان داشته و شخصیت مرکزی آن به حساب میآید. جوانی با خصوصیات مثبت اخلاقی که تمام مشکلات مالی و ضررهای کارگاه کفش را یک تنه به دوش کشیده و از آسیب دیدن خانواده به قیمت آزار و اذیت خود جلوگیری کرده است. نقطه قوت این شخصیت بدون شک باورپذیری آن است که گلدرشت از آب درنیامده و مخاطب کم و بیش نمونههای واقعی آن را در اطراف خویش به چشم دیده است. اگر همه چیز آنجاست را یک اتومبیل فرض کنیم، مهدی موتور آن به حساب میآید که آن را با شتابی مناسب به پیش میراند. ارتباط او با پرستو هم دور از اغراق از کار درآمده و به باور مخاطب مینشیند که نمونه آن را در برخوردش با او پس از قهری چند ساعته از خانه شاهد بودهایم. قرینه آن را نیز میتوان در رابطه برادرانهاش با مهرنوش دید که در آن از کلیشهها به شکل مطلوبی بهره گرفته شده است. رفتن او و پرستو به خانه پدربزرگ و اقامت موقت در آنجا نیز قصه را وارد فاز تازهای کرده و سروشکل بهتری به آن میبخشد. در حقیقت مخاطب که کنجکاویاش نسبت به قهر قدیمی اکرم و محسن با خانواده پدری محسن به خوبی تحریک شده، به مرور پاسخ خود را یافته و با خردهداستانهای پیرامون آن ارتباط برقرار میکند.
شخصیتهای مکمل؛ از پدربزرگ تا فانیان و مهران
پدربزرگ مهدی (نعمتالله) و عمههای او از دیگر شخصیتهای مهم و تاثیرگذار و کلید معماهای فاز جدید داستان هستند. بویژه ثریا که رفتاری خصمانه با برادرزادهاش داشته و سرانجام هم راز بزرگی را فاش میکند. رازی که تاثیری عمیق روی مهدی گذاشته و در ادامه به ماجراهای دیگری هم ختم میشود. در قطب ضدقهرمان داستان نیز با ضد قهرمانهایی روبهروییم که تا حدودی خوب از کار درآمده و باورپذیر نشان میدهند. فانیان و تا حدی مهران ازجمله آنها هستند که وجه بارز هر دویشان زیادهخواهی و بلندپروازی است. فانیان که به عنوان خریدار کارگاه محسن وارد داستان شده، تاجر ثروتمندی است که علاقهای به تولید نداشته و صرفا به دلالی میپردازد. این شخصیت زیادهخواه در زندگی خانوادگی هم مشکل داشته و به همین دلیل به ازدواج دوم تن داده بیآنکه از آن هم احساس رضایت داشته باشد. روی دیگر سکه فانیان، مهرانی قرار دارد که برای یکشبه پولدار شدن نقشههای زیاد در سر دارد و برای رسیدن به آن از کلک زدن به مهدی هم ابایی ندارد! مهران به واسطه آن که در خلقش رگههای پررنگی از واقعیت به کار گرفته شده، برای مخاطب باورپذیر و آشنا به نظر میرسد. در کنار آنها نمیتوان از دوست صمیمی مهرنوش و نامزد بیمارش هم به سادگی عبور کرد که داستانک جذابی را شکل دادهاند که میتواند برشی از حقیقت باشد.
سربلندی از آزمونی سخت
شهرام شاهحسینی که پس از چند تجربه سینمایی و تلویزیونی باتجربهتر از گذشته شده، در همه چیز آنجاست تا حدود زیادی دست از جلوهگریهای تکنیکی برداشته و صرفا به روایت سرراست یک قصه اجتماعی خانوادهمحور بسنده کرده که کیفیت تصویربرداری مناسب کار هم به کمکش آمده است. مجموعه فوق کار پربازیگری است که با توجه به دایره محدود بازیگران در سالهای اخیر، انتخاب آنها کمی دشوار به نظر میرسد. امین زندگانی برای نقش مهدی انتخابی مبتنی بر کلیشههای امتحان پس داده بوده که با توجه به بازی نسبتا متفاوت زندگانی تا حدودی متقاعدکننده به نظر میرسد. در دیگر نقشهای اصلی هم بازیگران خوبی همچون: مهرانه مهینترابی، حدیث میرامینی، بهناز جعفری و جمشید مشایخی حضور دارند که کفه ترازوی بازیگری این مجموعه را به نفع خویش پایین آورده و برخی از ضعفهای آن را پوشانده است.
کسری همایونی افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: