در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«قصههای جزیره» سریالی است که از سال 1990 تا 1996 در تلویزیون سیبیاس تولید و در بیش از 160 کشور دنیا پخش شده است. نام اصلی این سریال « جادههایی به آونلی» است که به کارگردانی کوین سالیوان ساخته شده است.این سریال در همان سالها از تلویزیون ایران پخش و مانند همه کشورهای جهان از آن استقبال زیادی شد و همین مساله باعث شد مدتها سریالهای کانادایی در ایران و حتی تمام دنیا طرفداران زیادی داشته باشد. این مجموعه در 7 فصل و 91 قسمت ساخته شد که به دلیل زمان نسبتا طولانی بازیگران مجموعه همگام با داستان به لحاظ ظاهری هم تغییر میکنند و به همین دلیل این شخصیتها بخصوص کودکان تبدیل به قسمتی از حافظه تصویری مخاطبان میشوند. این شیوه از ابتدای دهه 70 میلادی در انگلستان، آمریکا و کانادا شروع شد و اصولا در تلویزیونهای انگلیسی زبان ادامه یافت و به عنوان نمونه در همین ضمیمه قاب کوچک پیشتر از این به مجموعههای مشابهی همانند خانه کوچک که دقیقا از همین روش تولید در آمریکا و در دو دهه قبلتر استفاده کرده، پرداختهایم.
قصههای جزیره مخاطب را دقیقا وارد تجربه زیستی یک خانواده در جزیرهای سرد و کمجمعیت میکند و به همین منوال چند سال این قصهها را با توجه به بازخوردهایی که از مخاطب بومی میگیرد ادامه میدهد. این مجموعه با وجود این که با فرهنگ کانادا و اصولا یک کشور آمریکای شمالی تولید شده بشدت داستانهایی مبتنی بر احساسات انسانی و البته جهانی دارد و بدون توجه به جغرافیای اثر بسیاری از داستانها را میتوان در تمام جهان نشان داد، البته باید به این نکته توجه داشت که منهای اختلافات فرهنگی تمام قصهها بر مبنای مفاهیم عمیق و اصیل انسانی طراحی شده و به همین دلیل در بسیاری از کشورهای دنیا این سریال توانسته مخاطبان بی شماری داشته باشد.
داستان
قصههای جزیره داستان خانوادهای اصیل به نام کینگ در جزیرهای کوچک است. سارا استنلی که پدر و مادرش را از دست داده برای ادامه زندگی نزد دو خاله ودایی خود میرود که در جزیره سکونت دارند. خاله بزرگ او هتی کینگ معلم و ناظم مدرسه دهکده و فلیسیتی کینگ و فلیکس کینگ دختردایی و پسردایی او هستند که با الگ کینگ و همسر مهربانش زندگی میکنند. خاله الیویا که بعدها با جوان خجالتی و محجوبی به نام جاسپر دیل ازدواج میکند هم از اعضای ثابت این مجموعه و البته خانواده کینگ است. سارا پس از گذراندن دوران نوجوانی برای ادامه تحصیل از جزیره خارج میشود، اما پس از پایان تحصیلات به جزیره بازمیگردد و ازدواج میکند. داستان تا دوران جوانی سارا ادامه پیدا میکند.
داستانهای این مجموعه همگی بر مبنای اعضای این خانواده اصیل طراحی شده و به دلیل طولانی بودن زمان داستان تقریبا تمام داستانهایی که برای یک خانواده در دهکدهای کوچک میتواند اتفاق بیفتد در آن گنجانده شده است.این داستانها در بسیاری از موارد و به دلیل شرایط تاریخی وقوع داستان به مواجهه انسان و تکنولوژیهایی که در ابتدای قرن بیستم وارد زندگی بشر میشود، میپردازد و به همین دلیل گذار یک دهکده کوچک و سنتی را به سوی مدرنیته نمایش میدهد. گواهی این نکته شغل الیویا و جاسپر است که با روزنامه نگاری و عکاسی در جزیرهای کوچک نماد تحول شتابان این جزیره دوست داشتنی هستند. شخصیتهای خانواده کینگ البته به کلی با هم متفاوت است و هر کدام ویژگی خاصی دارند. دایی الگ انسانی آرام و مرد خانواده است که به همراه همسرش جنت زندگی خانوادگی محکمی دارند. الیویا هم مانند برادرش مهربان و دوستداشتنی و البته بلند پرواز است. فلیسیتی مغرور و سبکسر است و مدام با رفتارهایش سارا را عذاب میدهد. فیلیکس هم شیطان و کنجکاو است که البته رفتاری دوستانه با سارا دارد، اما بدون شک مهمترین شخصیت این سریال یا حتی جزیره، هتی کینگ خاله ساراست. شخصیتی جدی، منظم، مخالف مدرنیته و البته خوشقلب که بشدت به آینده خواهرزادهها و البته استحکام فامیل کینگ اهمیت میدهد. او در بسیاری از قسمتها حضوری محکم و تاثیرگذار دارد که قصه را جلو میبرد.
سارا اصلیترین کاراکتر این سریال دختری است احساساتی، ولی در عین حال باهوش و درستکار که تحت تاثیر آموزههای خاله هتی قرار دارد و به نوعی داستان اصلی حول محور او شکل میگیرد. دختری که تحت تکفل خاله اش قرار میگیرد و بیننده این سریال در طول 91 قسمت و به صورت هفتگی با روند تدریجی بزرگ شدن او آشنا میشود.این روند در طول 6 سال کار سخت تولید شده و البته در قسمتهای آخر سارا پلی از مجموعه بیرون میآید و اندکی بعد مجموعه به کلی تمام میشود. یکی از مهمترین لوکیشنهای این سریال خصوصا در قسمتهای اولیه، فضای مدرسه و سیستم آموزشی جزیره است که جالب و البته حیرتانگیز است. این نکته که بیش از یک قرن پیش در جزیرهای سرد و دورافتاده به این نکات آموزشی توجه میشده، میتواند پاسخ این پرسش باشد که چرا کشورهای توسعهیافته جهان تا این حد به مسائل آموزشی در سنین پایه اهمیت میدهند.
داستان کلی قصههای جزیره بر مبنای زندگی عادی مردمانی طراحی شده که با واکنشهای انسانی درام میآفرینند. این کاراکترها هیچ کدام قهرمان ملی یا شخصیت شناختهشدهای نبوده و اتفاقا بشدت معمولی هستند. مواجهه آنها با هم، آن هم در جامعهای کوچک که همه یکدیگر را با خصوصیات ریز اخلاقی میشناسند، قصههای سادهای خلق میکنند که دقیقا عین زندگی است.
دوبله ماندگار
ـ قصههای جزیره با تمام ویژگیهایی که به آن اشاره شد و پخش در 160 کشور جهان به طور خاص دارای یک ویژگی منحصربهفرد در ایران است. دوبله این اثر بدون شک یکی از ماندگارترین دوبلههای پس از انقلاب در تلویزیون است. دوبله این اثر به خودی خود میتواند مقولهای جدا برای بررسی باشد، زیرا به غیر از 20 قسمت اول و آن هم تنها دو نقش در تمام قسمتهای بعدی دوبلورها ثابت هستند و به قدری این کار حرفهای انجام شده که مانند بسیاری از آثار مهم سینما و تلویزیون دیدن این سریال بدون دوبله فارسی برای مخاطب ایرانی غیرممکن است.
سرپرست دوبلاژ این مجموعه رفعت هاشمپور است که از قسمت بیستم به بعد خود به جای هتی کینگ صحبت میکند. صدایی جاودانه در سینمای ایران که گویندگی فیلمهایی همچون بر باد رفته، میخواهم زنده بمانم و محمد رسولالله را در کارنامه دارد. بدون شک سوزان هیوارد در میخواهم زنده بمانم، ویوین لی در بر باد رفته، ایرنه پاپاس در نقش هند جگرخوار یا پرستار ساچت در دیوانه از قفس پرید هرگز در سینماهای ایران بدون صدای او جان نمیگرفتهاند. رفعت هاشمپور با آن صدای بی نظیر و با صلابت علاوه بر مدیریت دوبلاژ به نقش خاله هتی شخصیتی ویژه میبخشد.
در این سریال مجموعهای از اساتید و جوانهای آن زمان دوبله کار میکنند که حاصل کار مانند سریال بینظیر است. مریم شیرزاد با آن صدای کودکانه در نقش سارا صحبت میکند و بیاغراق ماندگار میشود. مینو غزنوی در نقش خاله الیویا، شخصیتی مهربان و پرانرژی را ترسیم میکند.علاوه بر این اساتید مسلم، دوبلورهایی همچون شوکت حجت به جای کودکی فیلیکس و افشین زینوری در نوجوانی او، مریم صفی زخانی به جای جانت و علی همت مومیوند به جای الگ کینگ صحبت میکنند. جاسپر دیل و فلیسیتی هم با صدای علیرضا باشکندی و مهوش افشاری برای بینندگان تلویزیون ایران جان میگیرند تا این شاهکار سریالسازی دو دهه گذشته با شاهکاری در دوبله فارسی همراه شود.
داستان های آشنا
ـ قصههای جزیره علاوه بر متن، یکدستی بینظیری در کارگردانی و البته طراحی صحنه هم دارد. ساختن دهکدهای به سبک ابتدای قرن بیستم در یک جزیره و البته حفظ آن برای نزدیک به یک دهه همگی نشانگر توانایی استودیویی و البته لزوم ایجاد فضای حرفهای دقیق است. دیگر نکته این که با وجود تولید اثر در 91 قسمت در تمام سکانسها یکدستی قابل لمسی وجود دارد که باعث میشود بیننده با کمترین تغییر ساختاری مواجه شود. این نکته بر واقعی بودن داستان و تقویت حس مخاطب برای همراهی با اثر میافزاید ضمن این که در قصههای جزیره کمترین نشانهای از تفاخر تکنیکی و بصری وجود ندارد و شاید به همین دلیل است که آدمهایش تا این حد باورپذیر هستند.
قصههای جزیره داستانهایی دارد که در همه جای جهان کم و بیش اتفاق میافتد. داستانهایی از جنس مهربانی و ای کاش مهربانی ایرانی هم روزی به کمک رسانه تلویزیون در همه جای جهان نمایش داده شود؛ رسانهای برخاسته از فرهنگ مردمانی ساده و شریف... .
علی رضا قاسم بریشی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: