سایه بان قانونی

خیلی وقتها پس از انجام یک معامله و یا پس از صلح و رضایت در پرونده های قضایی ، یک دفعه سر وکله خانواده فرد معامله کننده و یا رضایت دهنده پیدا می شود. حرفشان هم این است که این آدمیزاد بکلی بالاخانه را اجاره داده و یا تخته هایش کم است.
کد خبر: ۹۳۲۹۰

دلیلشان هم نسخه یک روانپزشک یا متخصص بیماری های روانی است که مثلا 8سال و 3ماه و 10روز پیش برای این بنده خدا داروهای آرام بخش و یا 2تا استامینوفن نوشته است و البته هدف کلی در چنین مواردی فسخ معامله ای است که این بابا کرده و ممکن است ضرر کرده باشد و یا آن که بی اثر کردن رضایتی است که این فرد بدون گرفتن پول قلمبه اعلام کرده است؛ اما در چنین مواردی دادگاه از آنها می خواهد ابتدا محجور بودن این بنده خدا را ثابت کنند و بعد بقیه شکایت را دنبال کنند.
برای آن که مشکلات حقوقی کمتری درباره محجوریت به وجود بیاید، در این شماره به محجوریت و تعیین قیم برای محجور پرداخته ایم.
محجور از ریشه حجر به معنای منع گرفته شده است و در اصطلاح کسی را محجور می گویند که از پاره ای تصرفات حقوقی منع شده است.
طبق ماده 1207قانون مدنی ، اشخاص محجور از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند. از نظر قانون ، این آدمها به طور کلی در 3دسته طبقه بندی می شوند که عبارتند از صغار، اشخاص غیر رشید و مجانین که ما سعی می کنیم تا آنجا که می توانیم درباره هر یک از این 3گروه توضیح دهیم. مفهوم صغر در برابر کبر استعمال می شود و کسی را که به سن بلوغ نرسیده باشد صغیر می گویند.
البته در گذشته مطابق ماده 1209قانون مدنی که بعدا حذف شد، صغیر به کسی گفته می شد که به 18سال تمام نرسیده بود.
اما در حال حاضر سن بلوغ طبق تبصره 1ماده 1210در پسر 15سال تمام قمری و در دختر 9سال تمام قمری است و بنابراین صغیر کسی است که به این سنین قانونی نرسیده باشد و بنابراین صغیر با رسیدن به سن بلوغ دیگر صغیر محسوب نشده و محجور به حساب نمی آید. با این حال ، طبق تبصره 2ماده 1210اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.
طبق قانون مدنی ، اعمال و حرفهای صغیر تا آنجایی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد، باطل و بلااثر است و بنابراین معامله با این طفل آخرش به فسخ ختم می شود؛ اما صغیری که قدرت تمیز و تشخیص داشته باشد، می تواند به صورت بلاعوض ، چیزهایی را که به او داده می شود مثل هبه و صلح بلاعوض قبول کند.سفه در برابر رشد به کار می رود.
مطابق قانون و طبق ماده 1208قانون مدنی غیر رشید یا سفیه کسی است که تصرف او در اموال و حقوق مالی خودش عقلایی نباشد. در قانون مدنی گذشته ، سن رشد 18سال در نظر گرفته شده بود؛ اما این ماده با اصلاحات سال 1362در قانون مدنی ، حذف شد، اما امروزه با استناد به قانون راجع به رشد متعاملان (مصوب 1313)باز 18سالگی تمام اماره رشد محسوب می شود.
با این حال ، در صورتی که طبق قانون مشخص شود فرد نفع و ضرر را می داند و می تواند دادوستد کند رشید محسوب می شود.
درباره فرد غیر رشید باید گفت معاملات و مسائل مالی او درست نیست ، مگر آن که با اجازه ولی یا قیم او باشد که البته فرقی نمی کند قبلا این اجازه به او داده شده باشد یا پس از انجام عمل این اجازه را به او بدهند.

معامله با قوم و خویش های مجنون
از دیگر عوامل محجوریت جنون است. طبق ماده 1211جنون به هر درجه ای که باشد موجب حجر و محجور شدن است البته اگر چه درجه جنون یعنی کم و یا زیاد بودن آن تاثیری در محجوریت ندارد؛ اما دراین باره بین جنون دایمی و ادواری تفاوت وجود دارد.
طبق ماده 1213مجنون دایمی مطلقا و مجنون ادواری در فاز جنون خود نمی توانند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خودش بکند ولو این که قیم یا ولی این فرد به او اجازه داده باشند.
اما نکته مهم اینجاست که در مورد جنون ادواری ، معاملاتی که مجنون در زمانی که حالش مساعد است و دچار جنون نیست انجام می دهد، صحیح و نافذ است. البته مشخص کردن موضوع خوب بودن حالش با اهل خبره است.
یک موضوع مهم درباره محجوریت این است که هرکسی نمی تواند پس از آن که پدر و مادرش یا فرزندش یک معامله میلیونی کرد و مثلا خانه اش را فروخت و در آن کلی ضرر و خسارت بالا آورد، راه بیفتد و برود دادگاه و بگوید پدر، مادرم ، همسرم ، شوهرم یا فرزندم محجور بوده و معامله اش باطل است ، یا آن که بگوید من قیمش هستم و باید با من هماهنگ می شد.
طبق ماده 1210هیچ کسی را نمی شود پس از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور کرد مگر آن که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد، که البته این کار هم شرایط قانونی خاص خودش را دارد که باید آنها را طی کرد.

چطوری قیم مشخص می شود
برای مشخص کردن قیم و یا به عبارت حقوقی نصب قیم ، طبق قانون چند راه وجود دارد. چنانچه پدر و مادر محجور آن دور و اطراف باشند، طبق ماده 1219قانون مدنی هر یک از آنها مکلف است در صورت نیاز به قیم ، موضوع را به دادستان حوزه اقامت خود و یا نماینده او اطلاع دهند و از او بخواهند اقدامات لازم برای نصب قیم را به عمل آورد.
اما چنانچه پدر و مادر فرد محجور حضور نداشته باشند و یا از موضوع اطلاع نداشته باشند، این وظیفه به عهده قوم و خویش هایی است که با شخص محتاج به قیم در یکجا زندگی می کنند.
شرایط برای محجورهای محتاج به قیم متاهل کمی فرق می کند، طبق ماده 1221در مورد محتاج به قیم متاهل ، همسرش باید زحمت اطلاع دادن به دادستان را بکشد.پس از اطلاع موضوع به دادستان ، دادستان پرونده را به دادگاه مدنی خاص ارجاع می دهد و اشخاصی که برای قیومیت مناسب هستند، به آن دادگاه معرفی می شوند.
دادگاه مدنی خاص هم از میان این آدمها، یک یا چند نفر را به سمت قیم معین و حکم نصب او را صادر می کند. البته دادگاه می تواند علاوه بر قیم یک یا چند نفر را به عنوان ناظر با مشخص کردن اختیاراتش معین کند.البته اگر دادگاه مدنی خاص اشخاصی را که معرفی شده اند، معتمد ندید؛ اشخاص دیگری را از دادسرا خواهد خواست.
البته دادستان درباره نصب قیم برای افراد مجنون و غیررشید، باید نظرات افراد کارشناس و خبره را هم که موضوع را تایید می کنند به دادگاه خاص ارائه کند.

معامله نکنید، او مجنون است
موضوع اساسی دیگر این است که به محض این که حکم جنون یا عدم رشد یک نفر صادر و از سوی دادگاه برای او قیم معین شد، دادستان برای آن که طرفهای معامله حساب کار دستشان باشد واز معامله با این فرد خودداری کنند، می تواند محجور بودن فرد را علنی کند تا طرفهای معامله این فرد از موضوع آگاه شوند.
حتی ماده 1226می گوید اسامی اشخاصی که پس از رسیدن به سن قانونی و رشد عقلی به علت جنون یا سفه محجور می شوند، باید در دفتر مخصوص ثبت شود که مراجعه به این دفتر برای عموم آزاد است.

فقط رای دادگاه مهم است
یکی از مسائلی که در دادگاه ها دیده می شود، این است که افراد شناسنامه پدر و مادرشان را دستشان می گیرند یا آن که نوشته ای از آنها را با خود می آورند و مدعی می شوند که قیم فلانی هستند.
این در حالی است که این نوشته ها یا داشتن نسب فامیلی به هیچ وجه نشانه قیم بودن فرد نیست. طبق ماده 1227محاکم ، ادارات و دفاتر اسناد رسمی فقط کسی را به عنوان قیم می شناسند که دادگاه و مطابق قانون او را منصوب کرده باشد.

قیم چه شکلی است؛
جز اشخاصی که مشخصاتشان را این پایین نوشته ام ، بقیه افراد را در صورت داشتن دیگر شرایط قانونی می توان به عنوان قیم منصوب کرد.
کسانی که خودشان تحت ولایت یا قیومیت یک بنی بشر دیگر هستند، نمی توانند قیم فرد دیگری شوند، علاوه بر این آدمهای ناجوری مثل کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا یکی از جرایم سرقت ، خیانت در امانت ، کلاهبرداری ، هتک ناموس یا منافیات عفت ، جنجه نسبت به اطفال ، ورشکستگی به تقصیرحکم محکومیت قطعی گرفته باشند هم نمی توانند به عنوان قیم معرفی شوند.ورشکسته هایی که حکم ورشکستگی شان صادر شده و هنوز عمل ورشکستگی آنها تصفیه نشده باشد هم در این دسته قرار می گیرند.
در گروه چهارم هم خلافکارهایی هستند که به فساد اخلاقی مشهور هستند. آخرین گروه هم کسانی هستند که خودشان یا اقوام درجه یکشان با فرد محجور دعوای حقوقی یا کیفری داشته باشند.

قیم چیکاره بیده؛
وظایف ، اختیارات و مسوولیت های قیم در مواد 1235به بعد بیان شده است که کلی ترین این وظایف این است که طبق ماده 1235مواظبت شخص محجور و نمایندگی قانونی او در تمامی امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است.
قیم نمی تواند به سمت قیومیت از طرف مولی علیه با خود معامله کند، اعم از این که مال مولی علیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد.

نرگس فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها