دیالوگ طلایی

هر شب تنهایی کارگردان: رصول صدرعاملی
کد خبر: ۹۳۲۲۲۵

«اگر یک روز به چراغ قرمز بخوریم فکر می‌کنیم یه روز بد شروع شده، اما اگه فکر کنیم می‌بینیم که همون روزایی که به چراغ سبز خوردیم خیلی از مشکلاتمون به وجود آمده! باور ما از نشانه‌ها مهم‌تره»

بهانه روایت: امروز 24 مرداد مصادف با سالروز میلاد امام رضا(ع) است. «هر شب تنهایی» صدرعاملی هم مانند خیلی از داستان‌ها و فیلم‌های مرتبط با حضرت امام رضا(ع) با تاکید بر مضامین «شفا» و «معجزه» به یک موقعیت داستانی دست پیدا می‌کند و بیننده را تا پایان داستان با خود همراه می‌سازد. «هر شب تنهایی» از آن دست فیلم‌هایی است که با وجود انتخاب داستانی مذهبی، در حد فیلم‌های کلیشه‌ای و سفارشی باقی نمی‌ماند و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

حرف‌هایی که با ظرافت لابه‌لای داستان و دیالوگ‌ها تنیده شده‌اند، بدون این‌که مانیفست واضح و اغراق آمیزی از مذهب و معجزه ارائه کنند.

خلاصه داستان: «عطیه» (با بازی لیلا حاتمی) زن بیماری است که دکترها به او گفته‌اند تنها چهار ماه دیگر زنده است.

دو ماه از این چهار ماه گذشته و او راضی به عمل جراحی هم نمی‌شود و با افسردگی کامل به پیشنهاد همسرش (با بازی حامد بهداد) به زیارت می‌روند. فیلم بخوبی شلوغی افکار و جست‌وجوی آرامش را در رفتار، گفتار و نوشتار عطیه به نمایش درآورده است. فریادهای مداوم او در حمام هتل، نوع نوشته‌های او برای رادیو، جر و بحث با همسرش، حساس بودن به عطوفت دیگران در قبال خودش گوشه‌هایی از ظرافت‌هایی است که صدر عاملی تلاش دارد به مخاطب منتقل کند. عطیه در مشهد با دخترکی روبه‌رو می‌شود که در حرم گمشده و به‌دنبال خانواده‌اش می‌گردد. حس عطیه به دخترک که خود او را طوطی نامگذاری می‌کند، حسی حتی فراتر از حس مادری است که فرزندش را در آغوش می‌گیرد. دخترک در واقع خود عطیه است که در حرم گمشده است، عطیه نیز مانند دخترک کسی را ندارد، همه او را و او نیز همه را رها کرده است. این تلاطم عطیه برای رساندن دخترک به آغوش مادر، در واقع سیر آرامش بخشی امام رئوف، به عطیه و همه زائران است. زیارت عطیه بدون ریا و آسوده چنان آرام است و در پایان آنچنان آرامشی به او می‌دهد که لبخندزنان و «راضی» سوار قطار می‌شود و به سمت تهران به راه می‌افتد.

ساناز قنبری

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها