نقدی تحلیلی بر نمایش «جهان انزوا»

کتاب‌های گم‌شده

من کدامم؟ کسی که با خودش در خیابان حرف می‌زند؟ کسی که به این حرف گوش می‌دهد؟ یا آن کسی که این مکالمه را تعریف می‌کند؟ جهان انزوا براستی بیانگر ناتوانی انسان معاصردر برقراری ارتباط با پیرامون خود است. ناهنجاری بزرگی که ابتدا به امر از خویشتن آغاز می‌شود. از واگویه‌های ناخودآگاهی که هر ساعت و روز در ذهن جریان دارد و گاهی و فقط گاهی بر زبان جاری می‌شود.
کد خبر: ۹۳۱۷۶۳

متن نائومی‌والاس به اقتضای زمان راهش را پیدا کرده و با توجه به ذکاوت نویسنده با استفاده از سفر درونی که شکل می‌دهد، مخاطب را با بعدی از انسان آشنا می‌کند که به‌عمد سرپوش نهاده است. با توجه به مساله جنگ در عراق و سوریه و ظلمی‌که به اعراب روا داشته شده و ظهور و بروز گروهک‌هایی همچون داعش، جامعه جهانی هر روز بیشتر از گذشته به ساکنان این سرزمین‌ها بدبین می‌شوند و این متن راهگشای احساسی است که سال‌هاست میان توپ و خمپاره جنگ لگدمال شده است. روایت مونولوگ نمایش توسط دو بازیگر به‌صورت همزمان ارائه می‌شود، اما در واقع آن دو یکی هستند. انسانی که نماد‌های انسانی و روحانی خود را از هم جدا نموده و در جست وجوی معنا میان عنصر انسانی کتاب و عنصر روحانی پرواز مجبور است یکی را برگزیند. و در ابتدا کتاب...

این مرا یاد عبارت در ابتدا کلمه بود می‌اندازد. استفاده ابزاری از هر چیز امروزه در جهان رواج پیدا کرده و جهان انزوا به استفاده ابزاری از شی‌ءای می‌پردازد که ماهیت مادی اش را مدیون ارواحی است که در بطن خود جا داده و همین باعث می‌شود مخاطب در دوگانگی انتخاب قرار گیرد. این دوگانگی توسط هر دو بازیگر تشدید شده و کار تا جایی پیش می‌رود که برای درک بهتر صحنه نباید به هیچ کدامشان نگاه کرد. باید میانه بازی هر دو را نگریست و تاثیری که می‌خواهند بر روح مخاطب برجای گذارند. انگار من مخاطب را میانه رینگ قرار داده و از هر سو حمله می‌کنند.

«علی» نام شخصیت اصلی نمایش بوده که با دو هیات خودآگاه و ناخودگاه نمود بیرونی پیدا کرده است. بعد خودآگاه و زمینی علی پس از گذار از دوران جنگ و اتفاقی که برای وی افتاده، سکوت اختیار کرده و بقیه عمر خود را به دیدن سپری می‌کند، دیدنی مات و مبهوت که بیشتر به مرور خاطرات منجر می‌شود. بخش دیگر شخصیت؛ علی ناخودآگاه عصیانگر وی است. ناخودآگاهی به جای همه سکوت‌های علی زمینی، حرف می‌زند. مهار ندارد و هر گاه بخواهد به پرواز در می‌آید. انگار که این دو نماد واضحی از عقل و عشق در عرفان شرقی بوده که به صورت ممتد با یکدیگر به جنگ می‌پردازند. در این بین همان‌طور که اساتید حکمت شرق گفته‌اند، مرد نیکو کسی است که بتواند عقل و عشق را میزان کند. این توازن در فضای نمایش به دست کتاب ایجاد می‌شود؛ کتابی که خود نوشته شده از صحبت‌های بزرگان است. اما این دو، یعنی دو شکل از شخصیت علی در لحظه توازن بیش از این که آرام شوند ،سرگیجه می‌گیرند.

برای هیچ‌کدام فرقی ندارد و هر دو با خواندن کتاب دچار طغیانی آرام می‌شوند. انگار توفانی قرار است ساعتی بعد اتفاق افتد؛ طغیانی آرام که برای من مخاطب نشان‌دهنده آشوب است. جهان انزوا، جهانی منظم را تداعی می‌کند که از داخل در حال فروپاشی است.

عنصر کتاب در نمایش انزوا بی دلیل برجسته نشده است. اما علت چیست؟ در لحظاتی با افتادن کتاب از دست بازیگر، ناخودآگاه ذهن علی کبریتی روشن می‌کند و قصد روشن کردن سیگار را دارد، هرچند سیگارش روشن نمی‌شود اما بیانگر سوختن جهان در آتش جهلی است که عدم تفکر به بار آورده و کتاب نماد واضحی است که نویسنده و کارگردان از آن سخن می‌گویند.

شخصیت دو بعدی علی که توسط کارگردان ایجاد شده بخوبی نمایانگر انسان معاصر است؛ انسانی که بیش از هر چیز توان مواجهه با خود را ندارد و هرگاه این اتفاق بین دو کاراکتر می‌افتد، طغیانی درونی رخ می‌دهد. در فیزیک سیستم‌هایی وجود دارد به نام سیستم بسته که نگاه ویژه علی به خودش در آینه ناخودآگاه یادآور همین اتفاق فیزیکی است که به خودکشی منجر می‌شود. پشت صحنه نمایش هم به علت تشدید همین مساله پرده‌ای طراحی شده تا تماشاگران در طول دیدن اثر با همین فضای ذهنی درگیر شوند. تماشاگرانی که از دیدن خودشان در پرده خجالت می‌کشند و تا آخر نمایش معذب می‌نشینند و این نمود واقعی علی درون آنهاست. جهان انزوا نمایش زوال تفکر است در جهان مدرن، جهانی که هر چه پیش می‌رود، زبان و کلام دور افتاده تر شده و انسان برای ایجاد ارتباط به مشکل برخورد کرده و با فراموشی زبان مادری زبانی تازه را کشف می‌کند؛ زبان طغیان. طغیانی که در پایان این نمایش اتفاق می‌افتد. شخصیت ناخودآگاه و عصیانگر که بروز خاطرات را رقم می‌زند و کتاب‌هایی را که در بدن خود مخفی کرده به زمین می‌ریزد. او از درون خالی شده و تمام آنچه تا امروز اندیشه می‌پنداشته را فراموش می‌کند. حالا سبک شده و آماده پرواز است. در همین حین شخصیت خودآگاه کاراکتر علی برای آخرین بار به خاطراتش نگریسته و از او جدا می‌شود. این که هر کدام به کجای جهان سفر می‌کنند مشخص نیست اما بی شک راه فرار یا نجات هر دو پرواز است. شاید یکی به سوی آتش می‌رود و دیگری به سوی یخبندان اما جنگ برای آنان در هر دو حالت نیستی به بار آورده است.

نمایش «جهان انزوا» با متنی از نائومی‌والاس و با کارگردانی رضا کوچک زاده از یکم تا 22 مرداد ساعت 21 در تماشاخانه استاد انتظامی‌ خانه هنرمندان ایران میزبان علاقه‌مندان بود.

علی صفری

جام‌‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها