آهای جوان عاشق شکست خورده! آیا برای جبران یک باخت دراماتیک و تراژیک در زندگی، جایی بهتر از حمام سراغ نداری؟! که دو ساعت به آنجا میروی و شیرِ دوش را باز و همه خاطرات شیرین گذشته را مرور میکنی؟ تازه در آن ماکتِ آبشار نیاگارا، توهم شجریان بودن هم به تو دست میدهد و با صدای منفی ششدانگ، میزنی زیر آواز و ببار ای بارون ببار میخوانی؟
انصاف هم چیز خوبی است و بد نیست آدم در هر شرایطی و در کنار این خودخواهی، کمی هم دوراندیش و به فکر دیگران باشد. متاسفانه ما آدمها تا واقعا مشکلی را تجربه نکنیم و تا بلایی سرمان نیاید، درس نمیگیریم و رفتار شایستهای را که باید انجام نمیدهیم. ظاهرا مساله بحران آب هنوز برایمان شوخی است و واقعا نمیدانیم یا نمیخواهیم قبول کنیم که جهان و بویژه کشور ما به شکلی کاملا جدی در چند سال آینده با خطری اساسی در این خصوص مواجه است. الان هم نشانههای نگرانکنندهای از آن وجود دارد، اما تصور غالب افراد این است که با مساله حادی روبهرو نیستیم. اغلب مردم به اطلاعرسانیها و هشدارهای رسانهای هم توجه نمیکنند و انگار هیچ ذهنیتی از دنیای بدون آب ندارند. ظاهرا باید تلنگرها در این زمینه، خیلی بیشتر و تیزتر و اساسیتر شود و با یک بسیج همگانی و فرهنگسازی کارآمد، آینهای از آینده نزدیک بیآبی و کمآبی، پیش روی مردم قرار گیرد.
فیلم «مدمکس: جاده خشم»، سعی میکند در فضایی غریب و بستری اکشن و حادثهای که برای مخاطب جذاب است، هشداری درباره بحران کمبود آب بدهد. جورج میلر، در این اثر فانتزی و علمی تخیلی، پیشگویی میکند که جنگهای آینده جهان، بر سر موضوع آب خواهد بود و هرکس این مایه حیات را بیشتر در اختیار داشته باشد، قلمرو فرمانرواییاش بیشتر خواهد بود. شاید سویههای داستانپردازانه این نگاه بیشتر و تا حد زیادی مبتنی بر اغراق قصهگویی باشد، اما نمیتوان از کنار کنایههای آگاهیبخش و هشداردهنده آن هم بسادگی گذشت. با توجه به اینکه کشور ما هم در معرض کمآبی شدید قرار دارد، انتظار میرود، سینمای ایران هم با ساخت فیلمهایی جذاب و تاثیرگذار، نسبت به این معضل بزرگ و تهدیدکننده حیات بشری، واکنشی هنرمندانه نشان دهد و نقشی تعیینکننده در فرهنگسازی و پیشگیری از این وضعیت داشته باشد.
رسول صدرعاملی، نویسنده و کارگردان فیلمهای اجتماعی و سازنده آثاری چون من ترانه 15 سال دارم، گلهای داوودی و دختری با کفشهای کتانی، در آخرین پست اینستاگرامی خود به بحران کمآبی واکنش نشان داد. او تصویری از کوپن آب ـ که البته پیشتر به وسیله کاربران اینترنتی علاقهمند به منابع طبیعی برای جلب توجه عموم مردم به بحران کمآبی و خشکسالی طراحی شده بود ـ را به اشتراک گذاشت که روی آن مهر سازمان سهمیهبندی آب به چشم میخورد و نوشته شده: سهمیه تیرماه 1401، مخصوص یک نفر. صدرعاملی زیر این عکس هم نوشته: باورپذیره در آیندهای نهچندان دور اتفاق بیفتد.
این طنز تلخ و سیاه، آنطور که صدرعاملی آن را تائید کرده، روزی به حقیقت خواهد پیوست، اما هشدارهای ظریف و هنرمندانه اینچنینی، میتواند زمان آن را به تاخیر بیندازد و باعث راهکارهایی برای مقابله با آن شود. فرهنگسازیای که ذکر آن رفت، با کمک و حضور هنرمندان متعهد و دغدغهمند، تسریع میشود و همراهی همدلانه مردم را در پی خواهد داشت.
علی رستگار
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم