در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 5 بعدازظهر 12 دی سال گذشته کشف جسد مردی در مسیر رودخانه کن در روستای جهانآباد، پرونده قتلی را پیشروی تیم جنایی تهران گشود. با حضور ماموران در محل کشف جسد مشخص شد، اصابت ضربات سنگین به سر مقتول مرگ او را رقم زده است.
شناسایی هویت مقتول
ماموران برای شناسایی هویت مقتول به بررسی پرونده افراد ناپدید شده پرداخته و متوجه شدند، مقتول به نام مرتضی 24ساله 11 دی از خانهاش در اسلامشهر خارج شده و دیگر بازنگشته بود. با طولانی شدن غیبت مرد جوان، خانوادهاش با مراجعه به پلیس آگاهی شکایتی را مطرح کرده بودند.
با شناسایی خانواده مقتول در شهرستان اسلامشهر، همسر مقتول با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی عنوان کرد: «همسرم فروشگاه کفش و کتانی در منطقه عبدلآباد دارد. ساعت 8 صبح 11 دی طبق روال همیشه برای رفتن به مغازه از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. تلفن همراهش هم خاموش بود.»
ازدواج سنتی در 13 سالگی
در همان مراحل اولیه تحقیقات، کارآگاهان اداره دهم اطمینان پیدا کردند انگیزه وقوع جنایت نمیتوانسته «سرقت» یا «اختلافات مالی و درگیری فرد یا افرادی با مقتول» بوده باشد.
به همین خاطر در ادامه رسیدگی به پرونده، تحقیقات روی اعضای خانواده مقتول آغاز و کارآگاهان دریافتند مقتول و همسرش به نام لیلا (18 ساله) پنج سال پیش طی یک ازدواج سنتی و البته بدون لحاظ شدن رضایت آنها، زندگی مشترکشان را آغاز کرده و طی این مدت نیز درگیریهای زیادی با یکدیگر داشتهاند. همچنین در ادامه مشخص شد لیلا پیش از ازدواجش دارای خواستگار دیگری به نام «حسن» بوده و آن دو به هم علاقهمند بودهاند.
اعتراف به قتل
کارآگاهان با اطمینان از وقوع جنایت در محلی دیگر و احتمال وقوع جنایت خانوادگی، به تحقیق از لیلا پرداختند.
صبح 18 مرداد تحقیقات آغاز و ساعت4 بعدازظهر زن جوان به قتل اعتراف کرد.
لیلا در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: شب قتل، من و همسرم در خانه بودیم؛ ساعت 3 بامداد دهم دی ماه حسن مقابل خانهمان آمد؛ بعد از اینکه من در خانه را باز کردم، او مرا هل داد و داخل حیاط شد. حسن یک میله آهنی در دست داشت و گفت: «امشب میخواهم مرتضی را بکشم .»
مرتضی خواب بود؛ من در حیاط ماندم و حسن داخل خانه رفت؛ بعد از گذشت حدود نیم ساعت، حسن از ساختمان بیرون آمد؛ میلهای که در دست داشت، خونی بود. از من کیسهای پلاستیکی خواست تا مرتضی را انتقال دهد.
او جسد را ساعت 4 صبح با یک پراید مشکی از خانه خارج کرد. هنگام رفتن گفت: «فعلا هیچگونه ارتباطی با هم نمیگیریم تا آبها از آسیاب بیفتد؛ بعد یک روز همراه مادرم، برای خواستگاری به خانهتان میآیم.»
دستگیری عامل اصلی جنایت
در ادامه، کارآگاهان راهی اسلامشهر شده و حسن را سوار بر خودروی پراید مشکی دستگیر کردند.
حسن وقتی فهمید راز قتل فاش شده، لب به اعتراف گشود و گفت: شب جنایت با هماهنگی ای که از قبل با لیلا داشتم و زمینه قتل را آماده کرده بود، به خانهشان رفتم. او گفته بود ساعت 5/2 نیمه شب بیا و عشقت را به من ثابت کن. در حالی که مقتول داخل خانه خواب بود، تا ساعت 5/3 داخل حیاط با هم صحبت میکردیم؛ بعد همراه لیلا وارد اتاق شدم و بالای سر مقتول رفتم و پس از مقداری کشمکش، با چکشی که از چند روز قبل به لیلا داده بودم و او در خانه مخفی کرده بود ضربهای به سر مقتول زدم؛ همزمان با من، لیلا نیز یک بالشت را روی صورت مقتول فشار میداد تا صدایش درنیاید چون پدر و مادر لیلا در منزل کناری زندگی میکردند. بعد از این که کار مقتول تمام شد شوکه شده بودم؛ حتی یک لحظه میخواستم آنجا را ترک کنم. از لیلا مقداری پارچه گرفتم و دسته و پای مقتول را بستم. جسد را داخل کیسه پلاستیکی گذاشتم و با کمک لیلا، او را روی صندلی عقب ماشین گذاشتیم و داخل یک رودخانه انداختیم.
سرهنگ کارآگاه حمـید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: «با توجه به اعترافات صریح هر دو متهم، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر، اما به علت ارتکاب جنایت در شهرستان اسلامشهر، هر دو متهم برای ادامه رسیدگی به پرونده در اختیار پلیس آگاهی و مقام محترم قضایی شهرستان اسلامشهر قرار گرفتند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: