در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در گزارش ابتدایی با تیتر «سونامی سریسازی سینمایی» که یکشنبه منتشر شد، به حجم بالای چندگانههای سینمایی در سالجاری پرداختیم و در این سری پای صحبت کارشناسان و منتقدان سینما نشستهایم تا از فلسفه وجودی و معیارهای سریسازی در سینمای ایران و جهان و کارکردهای آن بپرسیم.
سریسازی راهی برای تامین هزینههای گزاف سینما
طهماسب صلحجو، منتقد سینما در گفتوگو با جامجم درخصوص تولید چندگانههای سینمایی میگوید: معمولا وقتی فیلمی با استقبال مخاطبان روبهرو میشود، سازندگان آن به این فکر میافتند که از عنوان فیلم و کاراکترهایش استفاده کنند و نمونه دیگری بسازند تا بار دیگر بتوانند گیشه خوب آن اثر را تکرار کنند و این مساله یکی از روشهای قدیمی فیلمسازی بوده است.
وی میافزاید: از نمونههای سریالهای سینمایی میتوان به چندگانههای جیمز باند، راکی و رمبو اشاره کرد که برای اهداف تجاری و سودآفرینی ساخته شدند.
به گفته صلحجو، سینمای حرفهای برای حفظ حیات خود، باید جذب سرمایه کند و یکی از روشهای جذب سرمایه، ساخت سریالهای سینمایی است به این ترتیب که سازندگان فیلمهای پرفروش از اعتبار اثرشان برای ساخت سری دوم استفاده میکنند و مردم هم برای تداعی خاطره خوش گذشته به تماشای سریهای بعدی این فیلمها مینشینند. این منتقد تاکید میکند: یکی از مولفههای سریالهای سینمایی، عناصر مشترک است به این معنی که این فیلمها در سریهای بعدی هم ادامه داستان همان کاراکترهای دوستداشتنی قبلی را روایت میکنند. وی درخصوص اینکه چرا چندگانههای سینمای ایران در طول سالهای اخیر همگی در ژانر کمدی بودهاند، اظهار میکند: مردم ما این سالها در میان دو ژانر محبوبشان در طول تاریخ سینمای ایران که ملودرام اجتماعی و کمدی است، کمدی را ترجیح دادهاند تا برای ساعتی هم که شده در سالن سینما از دغدغههای زندگیشان فارغ شوند.
دنبالههای سینمایی؛ سود سازندگان را تضمین میکند
جبار آذین دیگر کارشناس سینما در گفتوگو با جامجم درخصوص معیارهای سریسازی سینمایی میگوید: مهمترین عنصر تعیینکننده در موفقیت فیلم در جذب مخاطب، واقعنگری، جذابیت و مضمون اجتماعی و انسانی اثر است. از همینرو در سینمای جهان شاهد تولید دنبالههای آثاری هستیم که از فناوری برجسته و جلوههای ویژه مترقی برای کشاندن مخاطب به سینما بهره بردهاند، گرچه در میان این آثار فیلمهایی تولید شدهاند که از منظر داستان و محتوا به فرهنگ کشور تولیدکننده نزدیک بوده و توانستهاند مخاطبان را با خود همسو کنند، اما عامل اصلی توفیق اجتماعی اینگونه فیلمها، اهداف از پیش تعیینشده تجاری است و در واقع این فیلمها برای کسب سود مالی ساخته میشوند و این آثار در جهان سینما بویژه هالیوود و بالیوود جایگاه شاخصی دارند.
آذین تصریح میکند: امروزه در سینمای جهان با توجه به تولید انبوه فیلمهای تجاری، بازار فیلمهای سبک و سطحی که بیشتر با احساسات و عواطف مخاطبان بازی میکنند، مانند آثار ژانرهای پلیسی ـ جنایی و خانوادگی و کودک بسیار داغ است.
وی ادامه میدهد: در گذشتههای دور در سینمای ایران هم به تبعیت از سینمای جهان فیلمهای چند قسمتی ساخته شده، اما ویژگی چنین آثاری مضمون و محتوا نبوده بلکه علت اصلی تعلق این آثار به ژانر کمدی است تا آنجا که ما حدود 20 فیلم ادامهدار در سینمای پیش از انقلاب داشتیم. علت ساخته شدن این آثار، گرایش تماشاگران آن روزگار به مضامین کمدی بوده است و اکنون در سینمای پس از انقلاب در میان سازندگان سینمایی بخصوص فیلمهای کمدی، گروهی از فیلمسازان بهدلیل فروش بالای فیلمهایشان در گیشه در اندیشه ساختن قسمتهای جدیدی برای آنها هستند.
کثیریان: مبدأ دنبالهسازی مخاطب است
کیوان کثیریان، منتقد سینما هم در این خصوص به جامجم میگوید: اگر یک فیلم در اکران موفق ظاهر شود و قصه، امکان ساخت ادامه آن را در سریهای بعدی بدهد، ساخت دنبالههای سینمایی میتواند اتفاق خوبی باشد. در سینمای هالیوود هم نمونههای مشابه بسیاری وجود دارد مانند چندگانه هری پاتر، تنها در خانه، دزدان کارائیب و ...
وی میافزاید: برخی از این فیلمها از ابتدا به قصد چند سری بودن کلید میخورد و برخی دیگر پس از استقبالی که در سری اول اتفاق میافتد به سریهای بعدی میانجامند. ما نمونههای سری سازی را در سریالهای تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی هم دیدهایم، مانند پایتخت و شهرزاد که اولی به سری چهارم هم رسیده است.
کثیریان با اشاره به اینکه مبدا دنبالهسازی، مخاطب است تاکید میکند: اگر مخاطب از فیلمی استقبال کند و قصه و کاراکترها هم توان ادامه را داشته باشند، سریسازی میتواند اتفاق خجستهای در سینما باشد. اما اگر در روند دنبالهسازی، اهمالی در نگارش فیلمنامه با کیفیت صورت گیرد یا سوژهها ته بکشد، دیگر اصل سریسازی نمیتواند مقصر باشد. ما در سالهای گذشته نمونههای موفقی از دنبالهسازی داشتیم مانند اخراجیها، کلاه قرمزی، شهرموشها و آتشبس که در تمام این نمونهها سازندگان این آثار، پتانسیل ساخت ادامه آنها را دیدند و اگر در این میان سرعت بیش از حد در روند تولید و سرمایه ناکافی، موانعی بر سر راه تولید بهوجود آورد، دلیل بر نبود پتانسیل این آثار برای موفقیت سریهای بعدی نبوده است.
به عنوان مثال، شهر موشها کاراکترهای توانایی برای ساخت سریهای بعدی پیدا کرد، اما اگر سری دوم آن، فیلم خوبی نشد بهدلیل این است که با فرمولهای دهه شصتی نمیتوان مخاطبان این روزگار را راضی کرد. به گفته وی، اتفاق دیگری که در جریان سریسازیهای سینمایی در کشور ما میافتد، این است که طرف هر چه را بلد است، صرف ساخت یک فیلم طنز جنگی میکند و زمانی که قرار بر ساخت سری بعدی آن میشود، دیگر سوژهها تمام شدهاند و شوخیها تازگی سری اول را ندارند.
نظرات مختلف نشانگر این است که اصل سریسازی سینمایی فینفسه اتفاق خوبی است که میتواند به جنبه صنعتی سینما کمک کند و راه را برای تامین هزینههای گزاف این هنر ـ صنعت بگشاید.
سپیده آماده
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: