در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یادم هست که در دهه 60 برای اعلام مراسم سوم و هفتم فوت شده، اتومبیلی را پارچه سیاه میزدند که عکس متوفی نیز روی شیشههای آن نصب بود و با بلندگو مراسم و زمان و مکان آن را اعلام میکردند.
اکنون با گسترش تکنولوژیهای ارتباطی و رسانهای از طریق گوشی موبایل و آپشنهای آن به اطلاع رسانی در این زمینه میپردازند، اما به واسطه بسط فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی، این کنش و واکنشها از دامنه اطلاعرسانی عبور کرده و شاهد نوعی سوگواری مجازی بویژه در ارتباط با افراد مشهور مثل بازیگران سینما یا بازیکنان فوتبال هستیم.
همین اواخرکه با مرگ عباس کیارستمی مواجه بودیم شبکههای اجتماعی و فضاهای مجازی پر شد از عکسها و تصاویر استاد و فیلمهای او. متنهایی در فراق و مرگ او به نگارش درآمد و تحلیلهایی از آثار و افکارش ارائه شد. حتی فراتر از این؛ چگونگی مرگش، خطای تیم پزشکی و قصور پزشکان، مراسم تشییع و چگونگی آن و حاشیههایی که در ارتباط با پیامهای تسلیت ازجمله بین نیکی کریمی و بهاره رهنما به وجود آمد مناقشات کامنتی را بین افراد مختلف در ارتباط با مرگ عباس کیارستمی رقم زد.
دامنه و حجم کنش و واکنشها نسبت به مرگ کیارستمی در فضای مجازی به حدی بود که میتوان درباره آن یک پایان نامه دانشجویی درآورد. مثلا تشکیل کمپین بدرقه پیکر عباس کیارستمی خود یک سوژه مستقل و پردامنهای است که میتوان درباره آن هزاران صفحه مطلب نوشت و حرف زد.
پیش از این در ارتباط با مرگ مرتضی پاشایی، هادی نوروزی و مهرداد اولادی نیز شاهد حاشیههای زیادی در فضای مجازی نسبت به مرگ آنها و مراسم تشییع و ترحیم بودیم. وقتی همه این اتفاقات را کنار هم میگذاریم به این نتیجه میرسیم که اکنون با پدیده تازهای با ابعاد گسترده مواجه هستیم به اسم سوگواری مجازی!
بازخوانی این پدیده جدید نشان میدهد که سوگواری مجازی، هم فرصت تازه ایجاد کرده و هم تهدید. فرصت از این حیث که هم امکان اطلاع رسانی و تشویق به حضور در مراسم بدرقه و یادبود و ترحیم افزایش یافته و هم درباره شخص متوفی بویژه اگر مشهور و چهره باشد، اطلاعات و شناخت به دیگران منتقل میشود و در نهایت میتوان یک سوگواری در خور منزلت و جایگاه آن فرد برگزار کرد و قدر او را پاس داشت؛ از سوی دیگر شاهد بیحرمتیها و بیاحترامیهایی هستیم که گاه دامن متوفی را میگیرد؛ اختلاف سلیقه و تفکر دو فرد در ارتباط با یک هنرمند یا مرگ او علاوه بر این که به خشونت کلامی بین آن دو میانجامد، گاه به نام و مقام فرد متوفی نیز کشیده شده و به توهین به آن هنرمند یا بازماندگانش منجر میشود.
از سوی دیگر مرگ یک چهره سرشناس بهانهای میشود تا برخی با چسباندن او به خود و انتشار عکس و خاطره احتمالی با متوفی برای خود منزلت و اعتبار اجتماعی بخرند و ذخیره کنند. واقعیت این است که سوگواری مجازی با وجود محاسنی که دارد دچار آسیبهای جدی اخلاقی و اجتماعی شده که متخصصان و کارشناسان باید بیشتر درباره آن حرف بزنند.
سیدرضا صائمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: