نهضت «سواد رسانه‌ای»

در گذشته نه‌چندان دور، خانواده به عنوان نهادی که مهم‌ترین نقش و تاثیر را در پرورش روح و جسم فرزندان دارد، تلقی می‌شد. به این معنا که، اگر پدر و مادر مراقبت های لازم را به کار می‌گرفتند، می‌توانستند فرزندی شایسته را تربیت کرده و به جامعه تحویل دهند. اما متاسفانه امروزه اتفاقاتی رخ داده که خانواده‌ها، کارکرد گذشته خود را از دست داده‌اند.
کد خبر: ۹۲۷۵۵۱

از آنجا که ما خانواده را گروهی متشکل از پدر، مادر و فرزندان می‌دانیم که با یکدیگر در زمینه‌های مختلف، تعامل و اصطلاحا «وقت مشترک» دارند، مهم‌ترین تغییری که در خانواده‌ها بخصوص در چند دهه اخیر رخ داده، کاهش تعداد فرزندان، و ترویج فرهنگ تک‌فرزندی و دوفرزندی است. این مساله (کاهش تعداد فرزندان) به خودی خود، تعامل بین اعضای خانواده‌ها را کم کرده است. این موضوع، در جاهایی ممکن است به نفع والدین باشد، ولی به هیچ وجه به سود فرزندان نیست.

افزون بر این، اشتغال روزافزون خانم‌ها و چند شغله شدن آقایان مزید بر علت شده تا خانواده اثرگذاری سابق خود را بیش از پیش از دست بدهد.

مساله دیگر این‌که، در گذشته تعامل چهره به چهره میان افراد جامعه و خانواده بیشتر وجود داشت. اما با گسترش وسایل ارتباطی که شاید آغازش با تلویزیون بود، این قضیه (تعامل چهره به چهره) رفته‌رفته کاهش یافت و امروزه شاهد آن هستیم که با افزایش شبکه‌های اجتماعی و توسعه فناوری و ارتباطات، حتی تعاملات رخ به رخ کمرنگ‌تر نیز شده است.

به بیان دیگر، افراد در کنار همدیگر هستند، ولی ارتباطی با هم ندارند. طبیعی است وقتی روابط میان اعضای خانواده به این مرحله برسد، نمی‌توان با قطعیت ادعا کرد که می‌توان، فرزند صالح و شایسته‌ای به جامعه تحویل داد. در خانواده‌هایی که پدر و مادرها بامداد می‌روند و شامگاه به منزل بازمی‌گردند، و زمان‌هایی را که در خانه هستند صرف چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی می‌شود، چنین وضعیتی کودکان و نوجوانان را آسیب‌پذیر می‌کند.

از طرفی، آسیبی که امروزه کودکان و نوجوانان را تهدید می‌کند این است که آنها خود، در فضای مجازی بزرگ می‌شوند. مشکل بزرگی که نسل آینده ما را تهدید می‌کند این است که آنان تجربه عملی زندگی واقعی را ندارند. اکثریت آنها در یک دنیای فانتزی به سر می‌برند. به عبارتی، به نظر می‌رسد در جامعه، دوره کودکی در حال از بین رفتن است. برای نمونه، در گذشته بسیاری از کودکان و نوجوانان تا به سن بلوغ نمی‌رسیدند، خیلی از اطلاعات را به‌دست نمی‌آوردند. یعنی وقتی از نظر جسمانی، عقلی، شناختی و احساسی ظرفیت پذیرش مسائلی از جمله مسائل جنسی را داشتند، آن‌گاه در معرض این اطلاعات قرار می‌گرفتند. متاسفانه با توسعه فناوری، ارتباطات و اطلاعات و گسترش شبکه‌های اجتماعی، که هیچ‌گونه فیلتر مشخصی ندارند کودکان و نوجوانان اطلاعاتی را به دست می‌آورند که از لحاظ ذهنی، آمادگی مواجهه با آن را نخواهند داشت. ظریف‌تر این‌که، به‌دلیل آن‌که فرهنگ استفاده از این شبکه‌ها وجود ندارد، گسترش آنها عامل بسیاری از اختلاف‌ها در درون خانواده‌ها شده است. اضافه بر این، استفاده بیش از حد از شبکه‌های اجتماعی، باعث افت شدید تحصیلی در میان دانش‌آموزان نیز شده است. دلیلش هم روشن است؛ فرزندان ما فاقد «سواد رسانه‌ای» لازم برای استفاده بهینه و درست از این شبکه‌ها هستند.

جان کلام آن‌که، بهتر است نگاهمان را نسبت به شبکه‌های اجتماعی و دیگر وسایل ارتباطی جدید، متعادل کنیم. گویی ما به یک انقلاب و نهضت با عنوانِ نهضت «سواد رسانه‌ای» در سطح جامعه نیازمندیم. «سواد رسانه‌ای» یعنی جامعه یاد بگیرد از رسانه‌ها درست استفاده کند. مردم آموزش ببینند که هر آنچه را که دیده، شنیده و خوانده شد، باور نکنند. مسائل را بررسی، تحلیل و ارزیابی کنند. از طرف دیگر، افراد سعی کنند مدیریت زمان داشته باشند. حتی اگر این شبکه‌ها مفید هم باشند، استفاده بیش از حد از آنها می‌تواند برای جسم، روح و روان ما و برای ارتباط ما در سطح خانواده، مضر باشد.

دکتر اسماعیل سعدی‌پور

روان‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها