در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اثری که به دلیل ساختار پرتعلیق و جذابش،سینمایی ناب و بیمانند است.
هویتشناسی قومی در ادیسه نغمههای آتش و یخ، به سیاقی کمالگرایانه پیش میرود و البته مقدمات دراماتیک، پیش درآمدی بر کلیشه منجیگرایانه صلیبی مرسوم و مطلوب در فرهنگ ادیسه خواه و ادیسهسازآنگلوساکسونی است.
مولفهای که کلیشه اطلاق میشود اما اصلی دیرینه در ادبیات و ادیسههای غربی به شمار میرود و البته این ادیسههای کمال گرایانه، دستاویزی میشوند برای القای پیامهای به روز سیاسی. خاصیت ویژه ادیسههای فرنگی از ایلیاد تا ادیسه هومر و حتی همین نغمههای آتش و یخ (بازیهای تاج و تخت) این است که همواره الگوها و اسلوبهای سیاسی دوره مختلفی از غرب (یونان باستان تا تمدن آنگلوساکسونی) را تبیین میکنند.
الگوی مدئا (Medea) در قصه کالیسی (دنریس تارگرین) تجلی پیدا میکند. از این جهت اژدها سواری کالیسی، شباهت فوقالعادهای به اژدها سواری مدئا در قصه ایلیاد و ادیسه هومر دارد و عدم آسیبپذیریاش در مقابل آتش به مثابه فنون جادوگری مدئا میماند. بخشی از رفتارشناسی دیپلماتیک، دنریس تارگرین، شبیه هیلاری رادهام کلینتون است، حتی مستقل از روایت بازی تاج و تخت، خیانت شوهر، تجلی یافته در قصه مدئا و یاسون (شوهر مدئا)، شباهت به روایت سرسی لنیستر و همسرش دارد. یعنی مدئا مثل کالیسی، کالیسی مثل مدئا و هر دو شبیه هیلاری رادهام و سرسی لنیستر.
سرانجام کهن الگوی قابل تکرار تمامیتخواهی زنانه از دل ادیسههای فرنگی به قلب مرکز جهانی سیاستورزی تسری پیدا میکند. قصه هیلاری با موهای زرد رنگ و روزهای زرد «بیلی و لوینسکی» را از دل تاریخ به صورت قرینهای شفاف با کهن الگوهای باستانی از دل نغمههای آتش و یخ ( بازی تاج و تخت) همخوانی دارد. بدون هیچ تفاوتی کارتهای بازی قدرت «سرسی لنیستر» شبیه احکام مضحک هیلاری رادهام کلینتون است. قدرتی که آرامآرام مخالفان داخلیاش را شکست میدهد و چقدر جالب و جذاب است که رفتار جنونآمیز «رمزی بولتون» به سلوک سیاسی دونالد ترامپ شباهت دارد و همه اینها شباهتهای عجیب ما را به یک نتیجه واحد در 16 سال اخیر میرساند که سریالهای پرمخاطب هر دوره تاریخی، نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری در ایالات قطعا تاثیر گذار بر آرای مردم هیجانزده خواهد بود. این بار برخلاف سریال 24 که از داخل صندوق جادوییاش رئیسجمهوری رنگینپوست بیرون آمد، سریال بازی «تاج و تخت» نوید میدهد که بزودی زنی با موهای طلایی کرسی قدرت را بدون هیچ مماشاتی غصب خواهد کرد. از عاقبت بازی تاج و تخت چنین برمیآید که مسیرهای قدرت به آیندهای زنانه ختم میشود.
مردانگی به پایان میرسد
محیط «وستروس» تا آنسوی آبهای «اِسوس» را فمنیسم قدرتطلبی به محاصره درآورده است. باید واقعیت را بپذیریم که برخلاف پنج فصل قبلی ریتم فصل ششم، بشدت دارای ریتم کندتری است اما جذابیت روایی کمالگرایانهتری دارد. البته باید در نظر داشت که فصل ششم با شوک جان اسنو از دنیای مردگان آغاز شد، همین که عدهای تصور میکردند خیزش اصلی این فصل را در برمیگیرد در فصل نهم چنان نبردی میان اسنو و گریجوی در میگیرد که بی شک آنرا میتوان حادثه مهم سینما و تلویزیون در نمایش یک نبرد استثنایی تلقی کرد. اما در قسمت دهم فصل ششم، داعش به مثابه داعش نابود میشود. گنجشک اعظم (های اسپارو) با شیوهای که شبیه بمبگذاریهای امروز است، نابود میشود.گنجشک اعظم و اطرافیانش مصداقی از داعشهای کاملا غربی هستند، مثل پسر عموی سرسی لنیستر که فاسقش بود و با یک دست لباس و یک بند زنجیر با پوششی نامتعارف مدعی خدمت به هفت خدایان وستروس و اسوس است.
اما حقیقت پیوندهای اصلی در فصلهای بعدی آشکار میشود اما اگر کتاب را خوانده باشید، خواهید فهمید که رویای بِرن استارک رویای صادقانهای است. او لحظهای را میبیند که جان اسنو توسط خواهر پدرش (ند استارک) بهدنیا میآید اما در سریال اشاره مستقیمی به این مساله نمیشود. خوانندگان کتاب میدانند جان اسنو بیش از آنکه یک استارک نامشروع باشد، یک تارگرین استو ماحصل پیوند زناشویی پنهان یک تارگرین و خواهر ند استارک است. حقیقت این است که ند استارک دایی تنی جان اسنو است و سالها این مساله را از همه اقوام و نزدیکانش پنهان کرده است و کالیسی، دنریس تارگرین، عمه جان اسنو به شمار میرود. جان اسنویی که تاج قدرت را بر سر گذاشته و این موضوع حلقه مفقوده فصل آخر بازیهای تاج و تخت است.
علیرضا پورصباغ
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: