آفریقا از دهه 1970 بخشی از حوزه راهبردی ایران برای تعامل منطقهای بوده است. در دورانی که ایران راهبرد توسعه صادرات را برای کالاهای اقتصادی خود در دستور کار قرار داده بود، آفریقا به عنوان بازاری جدید ـ که از توانمندی موثر برخوردار است ـ محسوب میشد. در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جهتگیری سیاست خارجی ایران، بیش از آنکه به توسعه صادرات براساس الگوها و نشانههای اقتصادی معطوف باشد، بر مبنای الهامبخشی قرار گرفت. الهامبخشی را میتوان به عنوان محور اصلی سیاست منطقهای ایران در حوزه خلیجفارس، اتحادیه عرب و مناطق مرکزی آفریقا دانست.
سفر وزیر امور خارجه ایران به آفریقا را میتوان نقطه عطفی در حوزه روندهای جدید سیاست خارجی تلقی کرد. در شرایطی که عربستان از تحرک گستردهای در حوزه سازمان کشورهای اسلامی، اتحادیه عرب و سازمان وحدت آفریقا برخوردار شده، طبیعی است که هرگونه غفلت از حوزههایی که میتواند در زمره مناطق ژئوپلتیکی ایران محسوب شود، به کاهش منافع ملی منجر خواهد شد.
برگزاری اجلاسیه سران کشورهای اتحادیه عرب را در موگادیشو، میتوان به عنوان نمادی از ساز و کارهای کنش ارتباطی کشورهای عرب با محوریت عربستان برای حاشیهسازی ایران دانست. از آنجا که قاره آفریقا بویژه نیجریه برای کشورهای منطقهای از اهمیت ویژهای برخوردار است، بنابراین طبیعی به نظر میرسد که الگوی جدید در روند سیاست خارجی شاید بتواند نتایج مطلوبتری را برای تامین اهداف ملی کشورهایی که از الگوی مقاومت در حوزه سیاست خارجی بهره میگیرند، به وجود آورد.
طی سالهای گذشته محور اصلی تلاش کارگزاران سیاست خارجی ایران، به گسترش روابط با کشورهای مرکز معطوف بوده است. دیپلماسی با مرکز براساس قواعد مبتنی بر فرادستی نظام جهانی معنا پیدا میکند. کشورهایی که از قدرت، ابزارها و انگیزه بیشتری در محیط بینالمللی برخوردارند، طبیعی است که به نتایج بیشتری در فرآیند کنش دیپلماتیک نائل میشوند.
الگوی رفتاری ایران در سه سال گذشته به بازسازی روابط با کشورهایی معطوف بود که احساس میشد از طریق تنشزدایی میتواند به نتایج مطلوبی نائل شود. ادامه تحریمها نشان داد که دیپلماسی با جهان غرب، گرچه میتواند زمینههای تنشزدایی را بهوجود آورد، اما نتایج کلی حاصل از آن، براساس معادله قدرت معنا پیدا میکند. الگوی کنش براساس بازی در فضای منطقهای، مطالبات بیشتری را برای اهداف و سیاستهای منطقهای ایران میتواند بهوجود آورد. آفریقا در دوران موجود، بخشی از حوزه منطقهای محسوب میشود که نیازمند همکاریهای راهبردی و گسترش روابط اقتصادی خواهد بود.
از آنجا که جهتگیری سیاست خارجی ایران براساس نشانههایی از الهامبخشی معنا پیدا میکند، طبیعی است که بازیگران منطقهای نیازمند ایفای نقش در فضای مجموعه همکاریهای منطقهای خواهند بود. در شرایطی که بحرانهای موجود، مشکلات و مخاطرات امنیتی برای کشورهای مختلف بهوجود آورده، هرگونه روابط با کشورهای منطقهای میتواند براساس بخشی از ضرورتها و نشانههای راهبردی معنا پیدا کند.
دکتر ابراهیم متقی
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم