در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جامی که با نام جام جهانی شناخته میشود و هر چهار سال یکبار، بازیکنان تیم ملی یک کشور افتخار بالا بردن آن را دارند. اهمیت این جام باعث شده تا معمولا پادشاهان، ملکهها، روسای جمهوری، نخستوزیران و یا مقامات عالیرتبه آن را به اعضای تیم پیروز بدهند.
اما این جام زمانی که در سال 1996 به انگلیس برده شد، تنها چند هفته پیش از آغاز این مسابقات دزدیده شد. جامی که کشورهای رقیب در سالهای متمادی بر سر آن مبارزه کرده بودند، زمان نمایش آن در سالن اصلی شهر لندن دزدیده شد. این ماجرا به عنوان جنجالی بینالمللی تبدیل شد. اسکاتلندیارد به سرعت وارد عمل شد. سازمانهای مختلف در سراسر جهان، برای پیدا کردن این جام جایزه تعیین کردند. مردم در خارج از انگلیس نیز از این اتفاق بسیار عصبانی بودند؛ بهخصوص در کشورهایی که فوتبال بخش مهمی از زندگی مردمان آنجا بود.
نیروهای پلیس که مامور پیدا کردن سارق یا سارقان این جام شده بودند، در وضع بدی قرار داشتند. این جام ناپدید شده بود و پیدا کردن علائم یا متهمان در این زمینه نیز هیچ نتیجهای در پی نداشت. بعید به نظر میرسید که فردی این جام را فقط برای آب کردن آن دزدیده باشد. ارزش میزان طلای استفاده شده در آن حدود 2000 پوند بود، البته با رقمی حدود 30 هزار دلار نیز بیمه شده بود. با این حال، ارزش واقعی آن چندان زیاد نبود.
احتمال داشت کلکسیونرهای خصوصی که هیچ ابایی از بازار سیاه نداشتند، این جام را در جایی مخفی کرده باشند. این تنها نظریهای بود که پلیس امیدوار بود بتواند با کمک آن سرنخی پیدا کند. دو هفته ابتدایی ماه مارس سال 1996 بسیار نفسگیر بود، تمام تلاشها برای یافتن جام گمشده بدون نتیجه مانده بود. از طرفی یک تراژدی واقعی داشت برای طرفداران پرشور فوتبال در سراسر جهان رقم میخورد. از طرف دیگر انگلیسیها که قرار بود برای اولین بار در تاریخشان، میزبان این مسابقات مهم باشند، حسابی خجالتزده شده بودند.
روزنامهها در مطالب خود سوالاتی را مطرح میکردند که برای فیفا تاحدود زیادی تعجبآور بود. تیترهایی از این قبیل: آیا فردی آن را دزدیده و پس از اطلاع از ارزشش، آن را دور انداخته است؟ آیا یک گروه از تبهکاران پشت این ماجرا قرار دارند و منتظر هستند تا با قیمت بالاتری آن را به فروش برسانند؟ آیا ذوب یا نابوده شده است؟ این احتمالات بسیار زیاد بود. جواب تمام این سوالها به طور غیرقابل باوری در شب 19 مارس داده شد.
دیوید کوربین 26 ساله همراه سگ خود، پیکلز، در حال پیادهروی در نوروود در جنوب لندن بود. ناگهان یک جسم براق توجه این سگ را به خود جلب کرد.
در واقع این نور از شیئی بود که دور آن یک روزنامه کهنه پیچیده شده و زیر یک بوته قرار داشت. پیکلز با بوکشیدن به سمت آن رفت. کوربین از سگش خواست که برگردد، ولی حیوان به سمت آن بوته رفت. کوربین بعدها خودش گفت: «خم شدم و با کنار زدن بوته، روزنامه را برداشتم. در کمال تعجب دیدم که شیء گمشده داخل آن روزنامه پیچیده شده است. اولین کاری که انجام دادم، نگاه کردن به مشخصات آن بود. کلمات «برزیل 1962 » روی پایه آن حک شده بود. طرفدار فوتبال هستم و تمام اتفاقات ورزشی را در روزنامهها دنبال میکنم. آن را با خودم به خانه بردم و به همسرم نشان دادم. بعد ما به پلیس زنگ زدیم، آنها نیز مثل ما شگفتزده شده بودند. حقیقت این است که اگر در آن لحظه پیکلز همراه من نبود، هیچگاه به آن روزنامه نگاه هم نمیکردم. او در آن لحظه قهرمان بود».
دوستداران حیوانات در سراسر جهان شروع به ارسال هدیه برای این سگ کردند. بالاترین نشان افتخار انگلیس به او داده شد. یک مدال نقره نیز که اسم پیکلز روی آن حک شده بود، دور گردن این حیوان انداخته شد. پیکلز هم که از اهمیت کار خود مطلع شده بود، در بیشتر مراسمها آرام در بالای مجلس مینشست. پیکلز حتی در مسابقه، فینال بین آلمان غربی و انگلیس به ورزشگاه رفت و اعضای تیم آلمان برای شانس، این حیوان را لمس کردند. البته برنده فینال آن مسابقه انگلیس شد. این قضیه مشکلاتی هم برای کوربین همراه داشت؛ زیرا برخی تصور میکردند خود او سارق این جام بوده است. البته او از تمام اتهامات تبرئه شد.
با تمام این اوصاف، هنوز یک سوال بیپاسخ مانده بود: واقعا چه کسی جام جهانی را دزدیده بود؟ این سوالی بود که باوجود فرضیههای مختلف، برای همیشه در تاریخ فوتبال جهان بیجواب باقی ماند.
حسین خلیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: