در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آغاز ماجرا: شهریور سال گذشته نمابری از دادسرای شهرکوار در استان فارس به شعبه ویژه قتل عمد مشهد رسید که نشان میداد عامل یک جنایت مسلحانه در شهرکوار به مشهد گریخته است. در ادامه با دستور قضایی، تحقیقات کارآگاهان برای شناسایی قاتل آغاز و عملیات کارآگاهان در مناطق احتمالی تردد او مانند مسافرخانهها و محلهای اسکان غیرمجاز متمرکز شد.
خودکشی قاتل
در حالی که تحقیقات در این باره ادامه داشت، به ماموران خبر رسید که متهم به قتل دست به خودکشی زده است. کارآگاهان راهی بیمارستان شده و به تحقیق از متهم پرداختند که او اظهار کرد: ده سال قبل به دلیل شرکت در یک سرقت مسلحانه دستگیر و راهی زندان شدم و سه ماه قبل که مدت محکومیتم به پایان رسید، از پشت میلهها رهایی یافتم و به جامعه بازگشتم، ولی از همان روز آزادی باز هم بهدنبال موادمخدر رفتم و دوباره استعمال مواد را شروع کردم.
حدود 18 روز قبل از این حادثه، خانواده ام مرا به مرکز ترک اعتیاد معرفی کردند تا مصرف مواد را کنار بگذارم، این درحالی بود که من در این مدت به دلیل مصرف انواع قرصها نمیتوانستم حتی یک ساعت بخوابم. به همین دلیل از مرکز ترک اعتیاد بیرون آمدم .
صبح دهم شهریور اسلحه شکاری دو لول را برداشتم تا به باغی بروم که روبه روی منزلمان قرار داشت، اما مادرم مقابلم ایستاد و گفت: اجازه نمیدهم بروی. از این کار مادرم بشدت عصبانی شده بودم، سعی کردم او را از خودم دور کنم، ولی مادرم دست بردار نبود، چرا که میترسید حادثه ناگواری رخ دهد.
کشمکش بین من و او ادامه داشت تا این که من در عصبانیت گلولهای هوایی شلیک کردم، اما نمیدانم چگونه گلوله به مادرم اصابت کرد و خونآلود نقش زمین شد. همسایهها که با صدای شلیک گلوله به محل آمده بودند بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند، اما به دلیل این که حال مادرم بشدت وخیم بود او را داخل خودروی آژانس که در همان محل بود گذاشتند و به بیمارستان بردند.
من هم که ترسیده بودم اسلحه را داخل حیاط انداختم و به شیراز گریختم در آنجا بود که فهمیدم مادرم جان خود را از دست داده است و من از ترس دستگیری از شیراز به اصفهان و قم و تهران رفتم و از آنجا به مشهد آمدم.
چون میترسیدم در مراکز اقامتی مجاز شناسایی شوم، در یکی از منازل اجارهای مخفی شدم، ولی عذاب وجدان رهایم نمیکرد و آرامش روحی خودم رااز دست داده بودم. این گونه بود که تصمیم به خودکشی گرفتم و با خوردن مقدار زیادی قرص سعی کردم خود را از این عذاب روحی رها کنم، ولی اطرافیان که متوجه وخامت حالم شده بودند، من را به بیمارستان رساندند.
پرونده در دادگاه
متهم پس از اعتراف به این جنایت با قرار قانونی راهی شهر کوار شد که در آنجا به قتل اعتراف و صحنه جنایت را هم بازسازی کرد.
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد تا متهم بزودی پای میز محاکمه قرار بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: