غریبه با مردمان شهر

در خیابان با آنها رو‌به‌رو می‌شویم و راحت از کنارشان می‌گذریم. اغلب به یک شکل دیده می‌شوند؛ زنان و مردانی با لباس کهنه و کثیف که سعی می‌کنیم از آنها فاصله بگیریم.
کد خبر: ۹۲۵۵۱۸

با مرد شهر غریبه‌اند و در دنیایی که برای خود ساخته‌اند زندگی می‌کنند. معتادانی که یک روز مثل ما بودند و یک اشتباه آنها را به اینجا کشاند.

با خود می‌گفتم هر زمان بخواهم ترک می‌کنم

مرد میانسالی که لنگ‌لنگان راه می‌رفت و دائم خود و روزگار را لعن و نفرین می‌کرد، گفت: اوایل جوانی بنا به تحریک تعدادی از دوستانم که تناسب سنی و تربیتی با هم نداشتیم به مصرف سیگار و بعد از آن تریاک روی آوردم و به خاطر تفکر غلطی که از نشست و برخاست با این گروه دوستان ناشی می‌شد مصرف مواد مخدر را برای خود باعث غرور و نوعی ابراز وجود می‌دانستم، اما زمانی که به خود آمدم دیدم بعضی از آن نارفیقان خود را از این مهلکه دور کرده و از افرادی مثل من با وجود آن همه نیرو و قدرت جوانی تنها یک اسکلت متحرک باقی مانده است.

وی ادامه داد: همین باعث شد دیگر قدرت کار و فعالیت مفید را از دست بدهم و پس از فروش تدریجی تمام اموال و دارایی‌هایم به مشاغل کاذب و در نهایت سرقت از منازل و اماکن دست بزنم و با چند مرتبه دستگیری و بی‌آبرویی یک پرونده سیاه از خود در بین خانواده و مردم باقی بگذارم.

فرزندم را به تکدیگری وادار می‌کنم

مرد میانسال که پوست صورتش خشک و بریده بریده شده بود بیان کرد: از روی تفریح و تفنن با تعدادی از دوستانم مصرف مواد مخدر را آغاز کردم و دور از چشم اطرافیان به مصرف مواد افیونی ادامه دادم تا جایی که کم‌کم میزان مصرفم بالا و بالاتر رفت و دیگر موادی همچون تریاک و حشیش جوابگوی نیاز بدنم نبود و به مصرف هروئین و بتازگی شیشه روی آورده ام.

وی در مقابل سوالی در رابطه با ابتلایش به بیماری‌های مهلک و صعب العلاج سکوت کرد و در حالی که اشک از چشمانش جاری شد سرش را بین دو دست گرفت و گفت: تلخ‌ترین صحنه زندگی ام التماس دختر کوچکم است که چند بار برای تامین هزینه مواد او را مجبور کردم جلوی مردم کوچه و خیابان دست دراز کند و...

فکر کردم سیگاری ساده است، اما...

جوان دیگری که بیش از 12 سال از معتاد بودن وی می‌گذشت، گفت: نخستین بار در یک مجلس جشن به ترغیب یکی از دوستانم به چند نخ سیگار ساده پک زدم و دیگر به‌هیچ‌وجه قصد ادامه مصرف نداشتم، اما وقتی مدتی بعد دچار سردرد شدم و به همان نارفیق مراجعه کردم واقعیت جاسازی ماری‌جوانا به جای توتون در آن سیگار لعنتی را از زبان او شنیدم، اما با غرور بیجا به سمت مصرف آن و کمی بعد تریاک رفتم و زمانی که به خود آمدم به مصرف مداوم تریاک گرفتار شده بودم.

جز سستی هیچ تسکینی در کار نیست

جوانی که دائم با یک پارچه کثیف عرق صورتش را پاک می‌کرد، می‌گوید: در یک محیط کارگری مشغول به کار بودم و به ترغیب همکاران که همگی از قشر آسیب‌پذیر جامعه بودند، مصرف مواد را آغاز کردم.

وی که دائم بدنش را می‌خاراند، ادامه داد: همیشه به دلیل انجام کارهای سنگین بیش از حد خسته و ناتوان بودم تا این که برخی همکارانم یک نظریه احمقانه درباره اثر مواد مخدر در رفع خستگی و تسکین درد را مطرح کردند و این‌قدر توی گوشم تکرار کردند که پای بساط دود نشستم، اما نه تنها هیچ گونه تسکینی در کار نبود بلکه با افزایش ضعف و خمودی تمام توان سابق را هم از دست دادم و از سوی کارفرما اخراج شدم و در نهایت خود را آواره کوچه و خیابان‌ها دیدم.

اعتیاد دامنگیر فرزند معصومم شد

زن جوان که دائم یک نخ سیگار خاموش را بین انگشتانش جابه‌جا می‌کرد، می‌گوید: مواد مخدر در خانه و در بین خانواده‌ام جایی نداشت، اما زمانی که بدون تحقیق به خواستگارم پاسخ مثبت دادم و وارد زندگی با او شدم در معرض مصرف مواد از سوی شوهرم قرار گرفتم. اما بدون هیچ تلاشی برای ترک دادن وی کم‌کم از روی لج و لجبازی خودم را گرفتار کردم و خیلی زودتر از آنچه تصورش را می‌کردم معتاد شدم اما با تولد دومین فرزندم و ابتلای شدید او به یک نوع بیماری تنفسی فهمیدم علاوه بر خود، فرزند معصومم را گرفتار رنج و درد کرده ام و هیچ تسکینی برای درد‌های او نیست.

وی که بی‌طاقتی و فشار عصبی از سر و رویش می‌بارید پس از روشن کردن یک نخ سیگار ادامه می‌دهد: حالا مجبورم علاوه بر تامین هزینه مصرف خودم و تحمل یک همسر معتاد که بتازگی روانی هم شده تا ابد گرفتار بیماری صعب‌العلاج فرزندم باشم.

قربانی اعتیاد همسرم شدم

زن میانسالی که اصرار داشت برای شیر دادن به فرزند خردسالش زودتر آزاد شود با افسردگی گفت: همسرم فرد کاری و زحمتکشی بود، اما به دلیل کمرویی و غرور بیجا قدرت برخورد صحیح با دوست و رفقایی که منزل ما را به محل مصرف مواد تبدیل کرده بودند، نداشت و به رفقایی که از روی تفریح و تفنن مواد مصرف می‌کردند جا و پناه می‌داد تا این که در نهایت خودش هم گرفتار مصرف مواد شد. من هم که دائم در معرض دود و دم بودم ناخواسته دور از چشم همسرم مقداری سوخته تریاک امتحان کردم تا این که پس از مدتی با احساس وابستگی شدید به یکی از دوستانم مراجعه کردم و او نیز به جای دلسوزی و راهی برای درمان، مصرف هروئین را پیشنهاد داد و این‌گونه با مصرف مقدار کمی از آن خود را به سختی گرفتار کردم.

سخن پایانی

با توجه به شرح حال مختصر این چند نفر معتاد می‌توان گفت سهل انگاری و مصرف تفریحی و تفننی مواد مخدر یکی از مهم‌ترین عوامل گرفتاری افراد به اعتیاد دائم است. اعتیاد به مواد مخدر به عنوان آسیب شایع عصر حاضر در شیوع و وقوع جرایم و آسیب‌های اجتماعی بیشماری ازجمله طلاق، فروپاشی خانواده، نزاع و شرارت، سرقت، تکدیگری، بی‌بند و باری‌های اخلاقی و... نقش دارد، چرا که این قشر خیلی زود سرمایه‌های مادی و معنوی و وجهه اجتماعی خویش را از دست می‌دهند و برای تامین هزینه‌های بالای مواد خود به هرگونه عملی دست می‌زنند.

برخی افراد نیز از روی نا آگاهی به کسب درآمد از امور خلاف یا از روی سهل‌انگاری و برای تفنن به مواد مخدر و اعتیاد روی می‌آورند و درآینده بیشترین آسیب‌ها متوجه فرزندان و خانواده‌های آنها شده و پدیده‌های فرار از منزل، معاشرت‌های خطرناک، روابط ناسالم، تکدیگری، مشاغل کاذب و... از سوی فرزندان و خانواده‌های آنان بر جامعه تحمیل می‌شود.

و نکته آخر این‌که بیاییم به شکرانه سلامت خود و خانواده خویش، درد و گرفتاری قشر آسیب‌زا و آسیب‌پذیر معتادان را درد و رنج خود و فرزندانمان بدانیم و در راستای ترمیم آسیب‌دیدگان این پدیده شوم هر چه از اقدامات مادی و معنوی که در توان داریم دریغ نکنیم.

ستوان دوم حسین جمالی زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها