زمان فراغت مهمترین زمانهاست چراکه زمانی است که انسان در آن آزاد است و البته تمام ویروسهای اجتماعی از این طریق یعنی زمان فراغت وارد میشوند. برای مثال؛ زمانی که یک کارمند در بانک کار میکند و مردم در صف ایستادهاند، نمیتواند کار و فکر دیگری داشته باشد لذا باید به مراجعهکنندگان جواب دهد. اما همین فرد موقع عصر که از کارش آزاد و فارغ میشود، زمانی است که همه ویروسها میتوانند وارد فکر و ذهنش شوند. اگر رسانه ما برنامهریزی نکرده باشد و آموزشهای لازم را ارائه نکند، دیگران از جمله معتادان، بدکاران، برنامههای ماهوارهای و اینترنتی برنامه ریزی خواهند کرد.
بنابراین اگر قرار است آسیبهای اجتماعی کاهش پیدا کند همیشه باید به زمان فراغت نگاه ویژه داشته باشیم. در زمان کار، ویروسها وارد نمیشوند چراکه وقتش را ندارند؛ لذا براساس پژوهشهای اجتماعی، هیچ سیاستگذاری در مورد آسیبهای اجتماعی نمیتواند بدون دیدن اوقات فراغت و نحوه گذران آن صورت بگیرد.
دومین نکته اینکه اصلا با لغت پرکردن زمان فراغت موافق نیستم. حوصله افراد مانند کیسه نیست که تا میتوانیم درون آن را پر کنیم. بلکه مدیران رسانهها باید بدانند که زمان فراغت بهترین زمان شکوفایی است. اگر این زمان را خوب آموزش دهیم، انسانهایی را ساختهایم که میتوانند زمان فراغتشان را خوب هدایت کنند. در این موقع است که زمان فراغت از زمان کار هم مفیدتر میشود.
نکته سوم اینکه؛ در جامعه ایرانی، مادران و تلویزیون مسئولیت پردازش و استفاده مطلوب از زمان فراغت را دارند.
در این بخش با سه مفهوم دیگر از جمله جامعهپذیری فراغت توسط خانواده، جامعهپذیری فراغت توسط تلویزیون و جامعهپذیری فراغت توسط مدرسه روبهرو میشویم. بنابراین انسان در مثلثی از عاملان فراغت یعنی خانواده، تلویزیون و مدرسه قرار دارد. در بخش خانواده، مادر از ابتدا با رفتار خود به فرزند خویش یاد میدهد که چگونه با فراغتش کنار بیاید. با توجه به نظریه گزینش ـ مطلوبیت، برخی مادران بیش تیمار هستند و تلاش دارند در تابستان انواع کلاسها و آموزشها را برای فرزند خود ردیف کنند. این رویکرد مطلوبی نیست، چراکه زمان فراغت و حتی حق انتخاب را از فرزند سلب میکند.بخش بعدی تلویزیون است. باید توجه داشت که دنیای امروز روزگار انحصار نیست، عصر رقابت است. کودک و نوجوان ما کاملا در اختیار رسانه ما نیست بلکه بسیاری از تلویزیونهای ماهوارهای و برنامههای اینترنتی او را هدف قرار دادهاند. اگر تلویزیون برای فراغت نسل جوان ما جذابیت بالایی داشته باشد میتوانیم در این رقابت رسانهای موفق باشیم.
الگوهای اخلاقی و اسطورهای که در فرهنگ ایرانی است نمونههای خوبی برای برنامهسازی تلویزیونی میتواند باشد. کودک و نوجوان ما قهرمان و الگو میخواهد. رسانه ما الگوسازی نکند، دیگران میسازند.در بخش آخر، مدرسه است که نقشآفرینی میکند؛ محیطی که مورد پذیرش نسل دانشآموز هم هست. با طراحی برنامههای مهارتی، کارگاهی و اردویی میتوان ساعات دلپذیر و پرباری را برای این قشر خاص تعریف کرد.این سه بخش برای گذران مطلوب اوقات فراغت آنچنان مهم هستند که در کشورهای توسعهیافته شورایی به نام شورای ملی فراغت وجود دارد و افراد متخصصی در حوزه تربیت و مهارتآموزی کودک، نوجوان و جوان فعالیت میکنند.
پروفسور باقر ساروخانی
استاد دانشگاه
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد