دیالوگ طلایی

ماهی‌ها عاشق می‌شوند

کارگردان: علی رفیعی
کد خبر: ۹۲۳۲۵۵

عزیز: اون موقع‌ها که خیلی جوون بودم و همه دور سفره جمع می‌شدیم، وقتی که غذا تموم می‌شد یه آه بلند می‌کشیدم و می‌گفتم: کاش غذا تموم نمی‌شد!،،، کاش اولش بود! نه به خاطر غذاها،،، اون که همیشه بود،،، فقط به خاطر این جمعی که می‌دونستم همیشه باقی نمی‌مونه، ولی خب الان که همه هستیم، پس قدرشو بدونیم دیگه؟!

بهانه روایت:علی رفیعی که پیشتر در صحنه تئاتر فعالیت داشت، فیلمی عاشقانه، آرام و خوشرنگ را در طبیعت شمال ایران به سینما تقدیم کرد. فیلمی که با گذشت 11 سال از زمان ساختش، دیدنش همچنان و همیشه لذتبخش است. ماهی‌ها عاشق می‌شوند، اولین فیلم سینمایی علی رفیعی است که توانست در جشنواره فیلم فجر در شش بخش نامزد شود.

خلاصه داستان: عزیز پس از بیست و چند سال دوری به زادگاهش (بندرانزلی) برمی‌گردد، اما می‌بیند خانه پدری‌اش تبدیل به رستوران خانگی آتیه (با بازی رویا نونهالی) شده. همان کسی که زمانی قرار بود با او ازدواج کند. از آن‌طرف آتیه که همراه دختر و دو زن دیگر رستوران را اداره می‌کند با ورود عزیز احساس خطر می‌کند که مبادا دلیل بازگشت عزیز بازپس‌گیری خانه‌اش باشد که البته به مرور زمان این سوءتفاهم برطرف می‌شود و...

ساناز قنبری

جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها