jamejamnashriyat
نشریات کلیک کد خبر: ۹۲۲۲۵۴ ۲۷ تير ۱۳۹۵  |  ۰۸:۰۰

بی‌اخلاقی عده‌ای از کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی باز هم جنجالی شد

این اجتماع خشمگین

اتفاق دراماتیکی بود؛ تیم فوتبال پرتغال که در عین ناباوری تا فینال جام ملت‌های اروپا راه یافته بود، تمام رویاهایش را در هنر ساق‌های ستاره محبوبش رونالدو می‌دید تا شاید بتواند در مقابل فرانسه میزبان، معجزه‌ای را شکل دهد و قهرمانی را به مردمش هدیه کند.

اما همان دقایق ابتدایی، سرنوشت دقیقا در نقطه‌ مقابل تصورات پرتغالی‌ها رقم خورد و رونالدو روی خطای دیمیتری پایت فرانسوی، از درد به خود پیچید و زمین بازی را ترک کرد. اشک‌های کریس کافی بود تا سوز این اتفاق ناراحت‌کننده را دو چندان کند، اما این تنها اتفاق درماتیک و تلخ شب فینال 2016 نبود. در گوشه دیگری از جهان، یک تراژدی دردناک بار دیگر در حال تکرار بود. اتفاقی تلخ که حتی قهرمانی عجیب یاران رونالدو هم نتوانست تلخی آن را از کام ما پاک کند. داستان انحرافی شب آخر یورو 2016 یک سناریوی تکراری از حمله کاربران ایرانی به پیج یک شخصیت مشهور بود که با شوخی‌ها و توهین‌هایشان توجه‌ها را به خود جلب کرده بودند. این بار پایت، هافبک فرانسوی که باعث مصدومیت رونالدو شده بود، صفحه اینستاگرامش با سونامی کامنت‌های نه‌چندان شیرین فارسی روبه‌رو شد. 200 هزار کامنت توهین‌آمیز سرنوشتی مشابه مسی، دی‌کاپریو، داور استرالیایی و ‌… را برایش رقم زد. اما دلیل این اتفاق شوم آن‌هم برای چندمین بار چیست؟ چه پدیده‌ای باعث می‌شود کاربران ایرانی به چنین کنشگری غیرقابل قبولی دست بزنند و هربار شخص جدیدی را مخاطب فحاشی‌های خود قرار دهند؟

عادتی ناپسند

زمانی که خبر حمله کاربران ایرانی به صفحه شخصی پایت رسانه‌ای شد، تقریبا تمام رسانه‌ها در انتشار خبر خود از عبارت «تکرار» استفاده کردند که نشان از تبدیل شدن این پدیده به یک رویه برای گروهی از کاربران ایرانی داشت. آمارها نشان می‌دهد چنین رفتارهایی بین کاربران دیگر کشورها چندان رسم نیست و مانند اتفاق‌های پیش از این، تنها بخشی از جامعه مجازی ایران است که به یک شخص حقیقی واکنش‌های مستقیم نشان می‌دهد.

داوود بورچی، جامعه‌شناس، ریشه این رفتارها را در زندگی روزمره آنها می‌داند: «می‌توان به جرات گفت ادبیات اینچنینی و رفتارهای خشمگینانه تنها به صفحه شخصیت‌های مشهور خلاصه نمی‌شود و رگه‌های آن در تعاملات اجتماعی روزانه نیز دیده می‌شود. اما شبکه‌های اجتماعی نقابی را به چهره این افراد می‌زند که می‌توانند بدون ترس از شناخته شدن، بدون ابا از حرف‌هایی که ممکن است در جامعه برایشان گران تمام شود، آنها را در شبکه‌های اجتماعی فریاد بزنند. این هم‌صدایی جرات بیشتری را به این بخش از جامعه می‌دهد تا حس بی‌پروایی، بی‌بندوباری کلامی و خشم خود را ارضا کرده و آن را خالی کنند.» شاید بتوان نتیجه گرفت این ماهیت شبکه‌های مجازی است که این بستر را برای بخش لجام‌گسیخته جامعه فراهم می‌کند، اما با توجه به این‌که تجربه چنین رفتارهایی در جامعه‌های دیگر دیده نمی‌شود، می‌توان به نبود فرهنگ درست رفتاری در جامعه مجازی بین بخشی از کاربران ایرانی پی‌ برد.

شوخی‌های بیجا

رضا یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی که ید طولایی در انجام چنین حرکاتی دارد انگیزه اصلی خود را تنها سرگرمی می‌داند و می‌گوید: «آنها که زبان ما را نمی‌فهمند، ما شوخی‌ها و حرف‌هایمان را می‌زنیم و مخاطبمان کاربران دیگری هستند که به آن صفحه سرزده‌اند یا مشغول نوشتن کامنت‌های دیگر می‌شوند.» دکتر فریبا حیدرنژاد، روانشناس، در خصوص رفتارهای این چنینی می‌گوید: «جوک‌سازی و شوخی با مسائل روزمره، به فرد کمک می‌کند از لحاظ روانی، فشار وارده از آنچیزی را که در ذهنش به شکل یک معضل به وجود آمده‌ خالی کند. در اصل این جوک‌ها و شوخی‌ها بیشتر از آن‌که یک تفریح باشد، یک تخلیه فشار و انرژی منفی است که افراد از محیط اطراف خود دریافت می‌کنند. برای همین است که چنین رفتارهایی هر روز شدت بیشتری پیدا کرده و بیشتر می‌شود. فضای مجازی به‌عنوان یک سوپاپ اطمینان عمل می‌کند تا فشارهای روانی را در جایی که خطری برای آنها ندارد خالی کنند.»

بورچی می‌گوید: «وقتی بیشتر به چنین رفتارهایی توجه می‌کنید، متوجه یک قضاوت از سوی افراد کنشگر هم می‌شوید. آنها پدیده‌ها، اشخاص و اتفاقات اطرافشان را بخصوص در فضای مجازی به خوب و بد تقسیم می‌کنند و بدترین مجازات را برای طرف بد ماجرا در نظر می‌گیرند. وقتی این سوژه وطنی باشد کمی قضاوت در دادگاه اینستاگرامی سخت‌تر می‌شود، چراکه باید نسبت به اعتراض خود پاسخگو باشند. اما در مورد سوژه‌های خارجی تنها یک طرف برای آنها باقی می‌ماند که آن هم بد خودساخته از قربانی موردنظر است.» شبکه‌های مجازی راحت‌ترین راه برای رساندن صدای خود به مخاطب بدون در نظر گرفتن هیچ واسطه‌ای است و این بی‌واسطه بودن‌ کار را برای معترضان همیشگی بسیار راحت می‌کند.

هویت یافتن شخصیت‌های مجازی

حیدرنژاد، بی‌هویتی را مهم‌ترین دلیل تکرار اعمال این گروه از کاربران می‌داند: «شبکه‌های اجتماعی در ایران هنوز به‌عنوان هویت اصلی کاربران ایرانی جا نیفتاده‌اند و در واقع شکاف زیادی بین آن چیزی که در اجتماع از یک فرد می‌شناسیم با شخصیت مجازی‌اش وجود دارد.» در چنین حرکت‌های دسته‌جمعی همیشه رفتار گروه مورد نکوهش قرار می‌گیرد و همین مساله باعث می‌شود تک‌تک افراد از یک مصونیت در برابر عملکرد خود برخوردار شوند. بورچی همین قضاوت گروهی را دلیلی بر عدم امکان برخورد با آنها می‌داند: «وقتی یک حرکت گروهی آن هم در سطحی بسیار وسیع در فضای مجازی اتفاق می‌افتد، هرگونه عکس‌العملی نسبت به آنها بسیار مشکل و بی‌تاثیر خواهد بود. شما نمی‌توانید هسته‌های اصلی این حرکت را کشف کنید یا با فرد و افراد برخورد مستقیم داشته باشید. حتی فرهنگ‌سازی نیز با توجه به این‌که روی هر فرد تاثیر منحصر‌به‌فرد خود را دارد، به بن‌بست خواهد خورد.»

پس می‌توان نتیجه گرفت تا زمانی که منافع فردی این گروه از کاربران به خطر نیفتد، آنها به این عادت عجیب و البته از دید خودشان هیجان‌انگیز ادامه می‌دهند. در واقع آنچه می‌تواند به توقف این اتفاقات شوم بینجامد، اهمیت هویت مجازی در ایران است. عادت نکوهیده‌ای که شاید در کوتاه مدت تاثیر منفی‌ای نداشته باشد، اما در بلندمدت می‌تواند به بخش مهمی از اعتبار و شخصیت این افراد ضربه جبران‌ناپذیری وارد کند.

رونالدو بهانه بود

به اعتقاد داوود بورچی، جامعه‌شناس حمله اخیر کاربران فارسی زبان در فضای مجازی یک تفاوت آشکار با دیگر اتفاقات مشابه کرد: «این بار کاربران ایرانی هیچ انگیزه شخصی، ملی یا حتی سوم شخصی برای حمله به هافبک فرانسوی نداشتند. حتی اگر محبوبیت ستاره پرتغالی رئال مادرید را هم در نظر بگیریم باز هم نمی‌توان آن را گزینه چندان قابل اتکایی برای خشم کاربران ایرانی به حساب آورد.» همین مساله کافی است تا تئوری «پرخاشگری برای پرخاشگری» بیشتر از قبل قوت بگیرد. دکتر فریبا حیدرنژاد نیز می‌گوید با آنالیز رفتاری این گروه از کاربران می‌توان نتیجه گرفت این رویه دیگر به دلیل احتیاج ندارد و تنها به دنبال بهانه‌ای برای یک حرکت مشابه هستند. اتفاقی که بدون عواقب کوتاه‌مدت و قابل لمس به مذاق آنها خوش آمده و هر بار به حجم بی‌پروایی آن افزوده می‌شود. جالب است که واکنش وب‌سایت فرانسوی فیگارو نیز به حرکت کاربران اینستاگرام نشان‌دهنده همین اصل است که مصدومیت و اتفاقات بازی فینال دغدغه اصلی کاربران ایرانی نبوده است. سایت فرانسوی فیگارو در واکنش به حمله کاربران ایرانی به ملی‌پوش این کشور نوشت: «تعجب‌آور است که ایرانی‌ها حتی از مادر رونالدو هم بیشتر نگران ستاره پرتغال شده‌اند!» به نظر این جامعه‌شناس، همین نبود انگیزه واقعی جدی‌ترین زنگ خطر در مورد چنین رفتارهایی است و می‌تواند شدت و میزان تکرار چنین حرکت‌هایی را بیشتر از قبل کند.

مهکامه لک

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر