در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه «دسترنج» در شبکه مستند به مشاغل سخت و زیانآوری میپردازد که گاه مردم عادی صرفا درباره آن شنیدهاند، اما عمق این دشواری را در قاب تصویر مشاهده نکردهاند. فیلم «معدن» به کارگردانی مجتبی شاهسوند به زندگی و کار کارگران معدن زغال سنگ آلاشت در مازندران میپردازد. این فیلم در قالب مجموعه دسترنج سراغ کارگرانی میرود که شاید سختترین کار دنیا را انجام میدهند و البته ناچیزترین دستمزدها را دریافت میکنند. این تناقض سالهاست که در مورد کار معدن نهتنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورها وجود دارد آن هم در مورد شغلی که از حداقلهای امکانات زندگی و کار برای انسانها یعنی نور و اکسیژن بیبهره است.
مستند معدن شروعی ساده دارد، بدون هر گونه پیچیدگی و کارگردان سعی کرده بدون نریشن روی تصویر به سراغ کارگران معدن برود. نکته جالب توجه اینجاست که این کارگران با صورت و بدنهای سیاه در تقابل با طبیعت بینظیر این منطقه قرار میگیرند و بیاغراق بیننده دیگر زیبایی شمال کشور را نمیبیند. این تقابل هوشمندانه را میتوان در برخی نماهایی که کارگردان و حتی مسئول معدن صحبت میکنند به وضوح مشاهد کرد.
یکی از نکاتی که در مورد فیلمهایی با مضمون مشاغل میتوان گفت این است که فیلمساز با یک زمینه و تفکر مشخص وارد محیط کار میشود، اما از آنجا به بعد این کارگران و کارشان هستند که فیلم را پیش میبرند و قطعا فیلمساز بدون دخالت، هر آنچه را که مشاهده کرده ضبط و سپس روی میز تدوین به آن شکل بخشیده است و از این جهت میتوان این فیلمها را فیلمهای روی میز مونتاژ نامید.
این نکته البته یک حسن بزرگ دارد؛ کارگردان در سر صحنه خود را محدود به یک روایت یا شیوه خاص نمیکند و مانند یک چشم صرفا به ثبت و ضبط اوضاع میپردازد تا بعدا براساس حس درونی خود آنها را سامان دهد.
در مستند معدن کارگران با دو تفکر متفاوت رو به دوربین با چهرهای که گرد زغال آن را سیاه کرده حرف میزنند، نخست خدا را شکر میکنند که میتوانند کار کنند و روزی حلال برای خانوادههایشان ببرند و دوم یک اعتراض جمعی به ناچیز بودن حقوق و شرایط کاری خود دارند. آنها نمیگویند باید زیر کولر و با لیوان آب پرتقال روی میزشان همچون صاحبان معدن کار کنند، اما حداقل با توجه به این شرایط وحشتناک، میتواند حقوقشان متناسب با این شغل باشد. یکی از همین کارگران فیش حقوقی خود را نشان میدهد و میگوید بعد از 21 سال سابقه حدود 900 هزار تومان دریافت میکند که به نظر یک فاجعه انسانی است و جالب اینجاست که یکی از مسئولان معدن هم میگوید ما دوست داریم حقوق را افزایش دهیم، اما به دلایل متعددی که ذکر میکند این کار انجام نمیشود و اتفاقا فیلم هم در زمان نیم ساعتهاش دقیقا به دنبال همین نکات است.
یکی دیگر از نکات جالب در این فیلم مسالهای است که حتی فیلمساز و دوربینش هم نتوانسته خیلی به داخل معدن نفوذ کند و بجز چند صحنه معدود اکثر زمان فیلم بیرون تونلها و در غذاخوری یا اطراف آن میگذرد که البته میتواند دلیل واضحی باشد برای این که با جرات بگوییم کاری که این انسانهای سختکوش انجام میدهند از عهده بسیاری از ما برنمیآید.
این روزها از گوشه و کنار کشور خبر برخوردهای نامهربانانه با کارگران و البته بیشتر از همه کارگران معدن به گوش میرسد. در این که برخی از این تجمعات برای از آب گل آلود ماهی گرفتن عدهای است، شکی نیست، اما عمده این کارگران به یک چیز مشترک اعتراض دارند و آن این که چرا با این همه تلاش و زحمت در این شرایط حقوقشان چند ماه به چند ماه عقب میافتد؟ این سادهترین سوال کارگران باشرفی است که اگرچه دستها و چهرهشان سیاه است، اما رویشان در پیشگاه خداوند سفید است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: