در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیابانها خلوت بود و خیلی زود به محل قتل رسید. خودروی بنزی کنار خیابان پارک بود و ماموران تشخیص هویت در حال اثربرداری و عکسبرداری از داخل و اطراف خودرو بودند. جسد مقتول هم روی برانکاردی کنار خودرو قرار داشت.
افسر کلانتری با مشاهده کارآگاه به سمت او آمد و پس از احترام نظامی در گزارش اولیه تحقیقات گفت: مقتول مرد 53 سالهای به نام محسن است که مدیریت یک کارخانه لوازم آشپزخانه را بهعهده دارد. امشب از کارخانه در حال رفتن به خانه بود که دربین راه مرد ناشناسی به او و رانندهاش حمله میکند. سارق پس از مجروح کردن این دو نفر کیف محسن را سرقت کرده و با کمک همدستش که با موتور خودرو را تعقیب میکرد از محل فرار میکند.
با صدای داد و فریاد راننده، اهالی متوجه ماجرا شده و موضوع را به پلیس و اورژانس اطلاع دادند. امدادگران اورژانس زودتر از ما به محل رسیده بودند. محسن جانباخته بود، اما رانندهاش به نام ساسان مجروح شده بود که پس از تحقیقات محلی به بیمارستان منتقل شد.
وضعیت ساسان چطور است؟
پایش زخمی شده. جراحتش شدید نیست.
کسی چهره سارقان را ندیده؟
نه . اهالی وقتی آمدند، آنها فرار کرده بودند.
سروان سپس به بررسی محل قتل پرداخت. به گفته پزشک جنایی بیش از ده ضربه چاقو به بدن محسن اصابت کرده که باعث مرگ مرد میانسال شده بود. داخل خودرو غرق خون بود. آثار خون در داخل خودرو حکایت از درگیری شدیدی داشت.
کارآگاه سپس به تحقیق از اهالی پرداخت. یکی از آنها که در آن حوالی مغازه داشت، گفت: با صدای فریاد مرد جوانی از مغازه بیرون آمدم. مرد جوان کنار بنز ایستاده بود و درخواست کمک میکرد. خودم را به او رساندم. لباسهایش خونی بود. خواست به پلیس و اورژانس زنگ بزنم. من هم همین کار را کردم.
فرد دیگری را در این حوالی ندیدید؟
نه .
سروان بعد از تحقیقات محلی همراه افسر کلانتری راهی بیمارستان شد تا از تنها شاهد پرونده تحقیق کند. مرد جوان مجروح روی تخت بیمارستان بود. سروان با معرفی خود از او خواست با دقت به پرسشهایش جواب دهد تا بتواند قاتل را شناسایی کند.
ماجرا را توضیح بده.
ساعت ده شب کار آقا محسن در شرکت تمام شد و از من خواست او را به خانه برسانم. در میان راه مردی از روی صندلی عقب بلند شد و با تهدید چاقو خواست کنار خیابان توقف کنم. آقا محسن با او درگیر شد که مرد نقابدار با چاقو او را مجروح کرد.بعد هم دو ضربه به من زد. وقتی خودرو متوقف شد، کیف را برداشت و از ماشین پیاده شد. خواستم تعقیبش کنم اما پایم زخمی بود. او هم با کمک همدستش با موتور فرار کرد.
قبلا او را دیده بودی؟
نه.
میتوانی چهرهاش را ترسیم کنی؟
ماشین تاریک بود. ته ریش داشت با صورتی استخوانی و کشیده.
چطور سوار شده بود؟
حتما از کارخانه سوار شده است.
سارق از کارگران کارخانه نبود؟
نه. او را ندیده بودم.
سروان پس از نیمساعت بازجویی از اتاق خارج شد. خطاب به افسر کلانتری گفت؛ قاتل ساسان است. مراقب او باشید. حالش خوب شد او را برای بازجویی به اداره آگاهی بیاورید.
پاسخ معمای پلیسی حسادت مرگبار
سروان با اشاره به دو دلیل اعلام کرد قاتل، هووی ساغر بود.
1ـ او مدعی بود شوهر ساعت 10 از خانه خارج شده، در حالی که ساعت 12 و 30 دقیقه هنوز جسد گرم بود.
2ـ وجود دو ظرف غذا بر سر سفره نشان میداد، ساغر و شوهرش با هم غذا خوردهاند و مشکلی هم نداشتند.
در مسابقه شماره گذشته 1706 نفر شرکت کرده بودند که 149 نفر پاسخ صحیح دادهاند. از میان پاسخهای صحیح حسین پایبند از شهرضا و نرگس بیدار از سمنان به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: