در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای دولتمردان ترکیه کسب سود از این حوزه در درجه چندم اهمیت قرار دارد.
آنها به سریالهایشان به چشم مهماتی نگاه میکنند که قرار است در «جنگ نرم» به کار گرفته شود. این آثار با تکیه بر جذابیت کاذبشان مرزها را درمینوردند و تصویر دلخواه سیاستگذاران پشت صحنه را به مخاطب دیکته میکنند. ترکیه میخواهد کشورش را بهعنوان یک کشور مترقی و توسعه یافته مطرح کند و سکولاریسم خودساختهاش را در کشورهای منطقه ترویج دهد. همچنین تمایل دارد سیاستهای «نوعثمانیگری» را در معرض دید جهانیان قرار دهد. برای رسیدن به این چشمانداز سربازان جنگ «نرم ترکیه» پشت صنعت سریالسازی سنگر گرفتهاند.
ردپای سیاستهای «نوعثمانیگری»
وجه غالب صنعت سریالسازی ترکیه، آثار ملودرام خانوادگی است که در آن عشقهای آبکی و خیانتهای بیرحمانه حرف اول را میزند. در کنار این آثار کشور ترکیه گاه ماجرای عشق و هوس را در بستر تاریخ و سیاست روایت میکند. تاریخی که تحریفشده است و سمتوسویش را دولتمردان فعلی ترکیه مشخص کردهاند. مطرحترین سریال تاریخی ترکیه «حریم سلطان» نام دارد که پخش آن از سال 2011 آغاز شد. ردپای سیاستهای «نوعثمانیگری» را به وضوح میتوان در این سریال مشاهده کرد. براساس این سیاست ترکیه باید نقش پررنگ، فعال و متناسب با گذشته پرشکوه خود ایفا کند. همچنین ترکیه باید در مدیریت بحرانهای منطقهای و بینالمللی، نقش مهمی داشتهباشد. سریال «حریم سلطان» با بازنمایی سلطان سلیمان عثمانی در قالب یک سلطان مقتدر و مهربان عملا مخاطب را فریب میدهد و تصویری اسطورهای از این شخصیت ارائه میدهد. او پادشاهی است که سه بار به ایران حمله کرده و مناطق غربی کشورمان را به خاک و خون کشیدهاست. سلطان سلیمان عثمانی خودش را رهبر جهان اسلام میدانست و اشتهای زیادی برای حکومت بر کشورهای منطقه داشت. تاکید روی این شخصیت تاریخی در قالب یک سریال نشان میدهد که سیاستمداران ترکیه علاقه دارند خیال خام سلطان به ظاهر مهربانشان را به واقعیت بدل کنند. سریال تلویزیونی «دره گرگها» از دیگر سریالهای ترکیهای است که تصویری غیرواقعی از سیاست این کشور ارائه میدهد. در این سریال شخصیتهای منفی و شرور افرادی هستند که در مقابل اقدامات مثبت تیم نزدیک به اردوغان ایستادگی میکنند. دروغ اغراقآمیز سریال درباره کشورمان این است که نشان میدهد مامور ایرانی قصد ناامن کردن ترکیه را دارد!
بازنمایی ترکیه به عنوان کشوری توسعهیافته
کارگردانهای ترک مشتاق هستند که لوکیشنهای شناختهشده و شناسنامهدار را برای تصویربرداری انتخاب کنند. آنها میانه خوبی با سریالهای آپارتمانی و نماهای بسته ندارند. شخصیتها را در قابهایی چشمنواز جا میدهند و مدام به مخاطب یادآوری میکنند که اتفاقات قصه دارد در ترکیه رخ میدهد. کشوری که در دنیای ساختگی ترکها همیشه زیبا و باشکوه است و هیچ اثری از فقر و فلاکت در شهرها و روستاهایش دیده نمیشود. در پسزمینه تصاویر معمولا نماهایی از جزیرهها، برجها و مساجد معروف کشور ترکیه گنجانده میشود. تنگه بسفر و دریای مرمره حضور پررنگی در سریالهای ترکی دارند. خیلی کم اتفاق افتاده که یکی از شخصیتهای قصه عزم سفر کند و پایش را از کشور بیرون بگذارد، چرا که ششدانگ حواس مخاطب باید جذب زیباییهای ترکیه شود.
هویتبخشی به مکانها یکی از شگردهایی است که سریالسازان شبکه جم از آن استفاده میکنند. گاه لوکیشنهای دورافتاده سریال، هویت ثانویهای مییابند که پررنگتر از هویت اصلی مربوط به آن منطقه به چشم میآید. بهعنوان مثال گردشگران این روزها به کاخ توپکاپی و موزهاش میروند تا خاطرات تماشای سریال «حریم سلطان» را در ذهنشان مرور کنند. در این کاخ سلطانهای عثمانی به مدت 400 سال زندگی کردهاند؛ ولی گردشگران با دیدن آن بیشتر به یاد عشق پرسوز و گداز سلطان سلیمان و خرم سلطان (روکسلانا) میافتند.
مسجد سلیمانیه که مقبره سلطان سلیمان و همسرش در آن واقع شده، پس از پخش سریال «حریم سلطان» رونق دوبارهای پیدا کرد و در ردیف اولویتهای توریستی گردشگران قرار گرفت.
سریال «عشق ممنوع» در خانه تاریخی یکی از ثروتمندترین شهروندان ترکیه (رحمی کوچ) تصویربرداری شد. این خانه که در نزدیکی تنگه بسفر قرار دارد از طرف گردشگران مورد بازدید قرار میگیرد.
لوکیشنهای سریالهای شبکه جم در بازنمایی ترکیه به عنوان کشوری آباد و توسعهیافته عملکرد موفقی دارند. این لوکیشنها برای مخاطبی که این کشور را از نزدیک ندیده کلیشه «ترکیه باشکوه» را میسازند و مدام تکرار میکنند. گاه این انگیزه را در مخاطب بیدار میکنند که کوله بار سفر ببندد و عازم ترکیه شود. آنها حتی این توانایی را دارند که مدت اقامت گردشگران ترکیه را به مدت حداقل یک روز افزایش دهند. بسیاری از گردشگرانی که وارد ترکیه میشوند تمایل دارند لوکیشنهای سینمایی و سریالی این کشور را از نزدیک ببینند. قدم زدن در محوطه لوکیشنها مستلزم پرداخت بلیت ورودی و هزینه رفت و برگشت است که همه این موارد منجر به رونق اقتصاد ترکیه از محل میشود. این موضوع زمانی بیشتر اهمیت پیدا میکند که بدانیم گردگشگری ترکیه این روزها اوضاع خوبی ندارد و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند.
بحران دیپلماتیک اخیر میان دولتهای روسیه و ترکیه، افزایش تنش ترکیه با اتحادیه اروپا و آمریکا و ناامنیهای اخیر دست به دست هم دادهاند تا این کشور شدیدترین نرخ کاهش گردشگر را تجربه کند. بحران گردشگری ترکیه در حالی رخ میدهد که سازمان ملل متحد در بهمن ماه گذشته نام کشور ترکیه را در ردیف ششم فهرست پربازدیدترین کشورهای جهان در سال 2015 قرار داد و این کشور توانست 32 میلیارد دلار در سال گذشته از محل توریسم درآمد کسب کند. اما در ماه آوریل 2016 تعداد گردشگران ورودی به ترکیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته 28 درصد کاهش یافت.
در کنار لوکیشنهای پرزرق و برق، بیشتر سریالهای ترکیه از حضور شخصیتهای مرفه و سرمایهدار بهره میگیرند. در غالب سریالها مردانی وارد قصه میشوند که پولشان از پارو بالا میرود. این مردان ثروتمند معمولا در محاصره چند زن و دختر قرار میگیرند و رقابت شدیدی میان آنها شکل میگیرد. زن موفق قصه زنی است که بتواند دل مرد ثروتمند را تصاحب کند و بیشتر از بقیه به او نزدیک شود. مرد ثروتمند معمولا تا لحظه آخر همه رقبا را برای خودش نگه میدارد تا تعلیق و هیجان قصه بیشتر شود. حضور پررنگ مرد سرمایهدار همواره رونق اقتصاد ترکیه را به مخاطب گوشزد میکند. این شخصیت محوری غالبا فردی کارخانهدار یا تاجر است که کارگران زیادی را استخدام کرده و توسعه و رفاه را برای مملکتش به ارمغان میآورد.
فرزندانی که دنبال پدر واقعیشان میگردند!
خیانت پررنگترین مضمونی است که در سریالهای ترکی مدام تکرار میشود. فیلمسازان و سریالسازان ایرانی با احتیاط به سراغ این موضوع ملتهب رفتهاند؛ اما در مقابل سریالسازان ترکیهای تا توانستهاند پای خیانت را به قصههایشان باز کردهاند. حالا دیگر از تماشای فرزندانی که در سریالهای ترکی به دنبال پدر واقعیشان میگردند، متعجب نمیشویم. شخصیتها براحتی به یکدیگر برچسب حرامزادگی میزنند، هر جا زنی به داستان اضافه میشود باید منتظر شکلگیری انواع و اقسام مثلثها و چندضلعیهای عشقی باشیم. در سریالهای شبکه جم خیانت، موتور محرکه اکثر قصههاست. مردان و زنان زیبارو در مواجهه با اندکی بیمهری پاسخی کوبنده به دلداده شان میدهند و با خیانتی جانانه کمبود محبت خود را جبران میکنند. سازندگان این سریالها با یک جمله تکراری خودشان را از اتهامات مبرا میکنند. آنها میگویند ما داریم واقعیتهای جامعه را نشان میدهیم و هدفمان ترویج خیانت نیست. با مراجعه به کتاب «اخلاق در فیلمنامهنویسی» نوشته «مریلین بکر» و مطالعه نظریههای او میتوان ضعفهای این جوابیه ناشیانه را آشکار کرد. او در کتابش به نویسندگان توصیه میکند هیچگاه یک آدم شرور را جذاب و دوستداشتنی جلوه ندهند. بکر مینویسد: «فیلمهای اخلاقی ممکن است چیزهایی داشته باشند که بحثبرانگیز یا زننده باشند. این قبیل فیلمها از این موضوع استفاده میکنند تا نکتهای را روشن کنند. نه برای نمایش خود این موضوعات که مشوق دیگران به اعمال ناشایست یا محرک اعمال اغتشاشگرایانه باشد»
در سریالهای شبکه جم نمایش «خیانت» جز جذابیت بخشی ظاهری، هیچ کارکردی در مسیر داستان ندارد. در بسیاری از موارد انسانهای خیانتکار شخصیتهایی خوب و نازنین معرفی میشوند و خالق داستان کارهایشان را جذاب جلوه میدهد. شخصیت خیانتکار موانع را پشت سر میگذارد و در پایان قصه به هدفش میرسد. او در قالب یک الگوی قهرمان به مخاطب معرفی میشود که توانسته قلههای موفقیت را فتح کند.
عادیسازی رفتارهای نامتعارف و دعوت به اسلام سکولار
بارها و بارها دیدهایم که پدر و مادر یک شخصیت زن از رابطه نامشروع دخترشان باخبر شده و براحتی او را بخشیدهاند. انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده و آب از آب تکان نخوردهاست. این اتفاق در حالی رخ میدهد که روایت سریالهای ترکی روی مسلمان بودن شخصیتها و پایبندیشان به احکام شریعت تاکید میکند. مسلمانانی که حجاب ندارند، مصرف مشروبات الکلی را مجاز میدانند، رابطههایشان با افراد نامحرم بیحد و مرز است و... مجموعه این گزارهها همان الگوی مورد علاقه اسلام سکولار است. حفظ صفت «مسلمان» و در عین حال برخورداری از آزادیهای غربی. عادیسازی رفتارهای نامتعارف هدفی است که بیشتر سریالهای ترکی در پی ترویج آن هستند. دولت ترکیه با حمایت از این سریالها میخواهد کشورهای منطقه را به سمت سکولاریسمی که خودش تجربه کرده سوق دهد. فرجام خوش شخصیتها و پایان شیرین قصهها این گونه وانمود میکنند که قطار سکولاریسم در ایستگاه پایانی پیشرفت و توسعه و خوشگذرانی توقف خواهد کرد.
اسلام سکولار کمترین چالشهای ممکن را برای غربیها و صهیونیستها دارد و به همین دلیل مورد حمایت آنها قرار میگیرد. مصطفی کمال پاشا (معروف به آتاتورک) 1933 ترکیه مدرن را بنیان نهاد و 15 سال و 12 روز رئیسجمهور ترکیه بود. او در این مدت در راستای دینزدایی، جدایی دین از سیاست و ترویج اسلام سکولار گام برداشت و توانست اهدافش را تحقق بخشد. سریالهای ترکی که امروزه سرو صدای زیادی به پا کردهاند در تلاشاند تا ادامهدهنده مسیر پدر تُرکها (آتاتورک) باشند. بیجهت نیست که در بسیاری از سریالها قاب عکس بزرگ «آتاتورک» را روی دیوار خانهها، خیابانها و ادارات دولتی میبینیم.
سروش امیدوار/ کارشناس ارشد ارتباطات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: