یادداشت

چه زود دیر شد

با دوستان و همکاران قرار گذاشته بودیم گفت‌وگوی مفصلی داشته باشیم با هنرمندان مهجورمانده‌ای که سال‌هاست کنج عزلت برگزیده‌اند و مردم از آنها بی‌خبرند. فهرستی هم تهیه شده بود که در راس آن نام بهمن زرین‌پور قرار داشت، اما تقدیر، سرنوشت دیگری را رقم زد و آنی نشد که باید می‌شد. چه زود دیر می‌شود؛ دیر شد برای مصاحبه و حسرتش برای همیشه به دل ما ماند. خبر درگذشت بهمن زرین‌پور شاید بیشتر از آن‌که حس تاسف و تاثر مستمعین را برانگیخته باشد، آنها را با این پرسش بزرگ مواجه کرده که چرا در سال‌های اخیر (حداقل یک دهه) هیچ خبری از این هنرمند فقید نبود؟! اصلا چه می‌کرد؟ چرا فعالیت نداشت؟ فیلم نمی‌ساخت؟ سریال تولید نمی‌کرد؟ هنوز هم دست بر قلم داشت و سناریو می‌نوشت؟ چگونه روزگار می‌گذراند؟ امرار معاشش از چه طریق بود؟
کد خبر: ۹۱۹۹۴۲

مرحوم زرین‌پور از جمله هنرمندان نه‌چندان کم تعداد سال‌های اخیر بود که به ورطه فراموشی سپرده و به تعبیر درست‌تر، به حاشیه رانده شده بود. او یک هنرمند تمام‌عیار بود؛ متخصصی چندگانه. می‌نوشت، می‌ساخت، بازی می‌کرد؛ چه در سینما و چه در تلویزیون. بیشترین فعالیت‌هایش اما دست‌کم در سال‌های پس از انقلاب بر قاب جادویی متمرکز بود و مخاطب عام هم اغلب او را با کارهای تلویزیونی‌اش به خاطر می‌آورد. از سرکار استوار و دایی جان ناپلئون در پیش از انقلاب گرفته تا سایه همسایه و رعنا و گالش‌های مادربزرگ و عطر گل یاس و آوای فاخته و هتل پیاده‌رو و... در سه دهه اخیر.

او به همان خوبی که بازی می‌‌‌‌‌‌‌‌کرد، تردستانه هم می‌نوشت و خلاقانه کارگردانی می‌کرد. مرحوم زرین‌پور فقط با دو سریال پرمخاطبش ـ عطر گل یاس و آوای فاخته ـ برای همیشه در تاریخ تلویزیون ایران ماندگار و جاودانه شد؛ دو مجموعه‌ای که از بطن جامعه برمی‌آمد و قهرمانانش شبیه مردم عادی کوچه و بازار و بشدت ملموس و دست‌یافتنی. در سال‌های واپسین، جای خالی او بشدت در تلویزیون احساس می‌شد؛ همان‌گونه که در سینما و روی پرده نقره‌ای. این هنرمند فقید حداقل یک دهه گذشته را به لحاظ حرفه‌ای در عزلت و مهجوری مظلومانه گذراند. خیلی‌ها فراموشش کرده بودند. تمام فعالیت‌های هنری او فقط در معدود تجربه‌های بازیگری خلاصه و محدود شده بود. مایه تاسف است که از قابلیت‌های چنین هنرمندی با این کارنامه پربار و وزین استفاده بهینه نشد، آن‌هم در برهه‌ای که به مرز پختگی رسیده بود. حضور و فعالیت پررنگ او می‌توانست فرصت مغتنمی باشد، چه برای خودش و چه برای مخاطبانی که یادگارهای خوشی از او در دل و ذهن داشتند.

ای کاش که فقدان این هنرمند باذوق و مجرب، تلنگری باشد برای همه، تا قدر داشته‌ها و سرمایه‌ها را تا وقتی در قید حیات هستند بدانند و از حضورشان نهایت بهره و استفاده را ببرند. هستند هنرمندان دیگری که همچون بهمن زرین‌پور در اوج پختگی و تجرب، خانه‌نشین شده‌ و حسرت به دل مانده‌اند. می‌گویند که ورزشکاران دو مرگ دارند؛ یکی طبیعی و دیگری در موسم کنار گذاشتن ورزش حرفه‌ای. چنین قاعده‌ای برای هنرمندان هم مصداق دارد. هنرمندی که بسترهای لازم برای فعالیتش فراهم نباشد و نتواند کار کند، دچار مرگ تدریجی شده و چون شمعی می‌سوزد و آب می‌شود، گیرم که نفسی هم بیاید و برود.

خبر درگذشت مرحوم بهمن زرین‌پور، سوای یک حس تاثر و تالم از بابت از دست دادن هنرمندی حاذق و متعهد، حسرتی را هم بر دل ما گذاشت. قرار بود که با او مصاحبه مفصلی داشته باشیم، اما نشد. چه زود دیر شد.

محسن محمدی

دبیر رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها