در اینباره با سیدمحمدعلی حسینی، مشاور امور بین الملل دبیر مجمع تشخیص مصلحت و چهارمین سخنگوی دستگاه دیپلماسی در سالهای 1385 تا 1387 به گفتوگو نشستهایم.
وی در اینباره معتقد است که اختلاف و جدایی انگلیس و اتحادیه اروپا موجب محدود شدن نقش و نفوذ انگلستان درتعاملات منطقهای و بینالمللی خواهد شد. آنچه که در پی میآید، حاصل این گفتوگوست.
خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی چه تاثیری بر روابط این کشور با ایران و یا سیاست خارجی کشورمان خواهد داشت؟
تاثیرات این تصمیم تا حد زیادی به سطح روابط و کیفیت مناسبات فیمابین مرتبط است. با توجه به سطح پایین و محدود روابط جاری بین تهران و لندن بعید است تاثیر مستقیم و کوتاه مدتی بر کشورمان داشته باشد. از سوی دیگر با عنایت به فراز و نشیب روابط دوجانبه فیمابین جمهوری اسلامی ایران و انگلستان در چهار دهه گذشته و همچنین سوءسابقه تاریخی این کشور و نقش منفی و مخرب آن درقبال ایران، خروج لندن از اتحادیه اروپایی میتواند فضای بهتری را برای کشورمان در راستای تقویت مناسبات با این اتحادیه در ابعاد مختلف فراهم نماید. لازم به یادآوری نیست که انگلیس از بانیان ثابت و مصمم و بلکه از محرکان اصلی تمامی قطعنامهها و یا بیانیههای ضدایرانی در نهادهای مختلف بینالمللی و از جمله در اتحادیه اروپا بوده و این سیاستها را مستقیما و یا به نیابت از آمریکا دنبال مینموده است. سیاستهایی که منافع ملی و استقلال سیاسی ملت ایران را هدف قرار میداده است.
روند جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا به چه شکل است؟
به نظر میرسد روند قانونی برای خروج یا جدایی احتمالی اعضای اتحادیه دارای ابهام است و از شفافیت لازم برخوردار نیست و چون پس از 43 سال، این امر برای اولین بار اتفاق میافتد، لذا پیشبینی میشود روند پیچیده و زمانبری را پیشرو داشته باشد؛ روندی که در چارچوب معاهده لیسبون طی خواهد شد و گفته میشود بین دو تا پنج سال طول میکشد و طبعا چالشهایی را در پی خواهد داشت.
آیا انگلیس بعد از خروج از اتحادیه اروپا برش و نفوذ گذشته را خواهد داشت؟ چرا صحبت از احتمال فروپاشی بریتانیا با این اتفاق میشود؟
گرچه انگلیس هیچگاه عضویت در اتحادیه اروپا را جدی نگرفت و به معاهده شینگن و نیز به ساختار واحد پولی یورو نپیوست، با وجود این نتیجه همهپرسی اخیر چنانچه به خروج قطعی انگلستان از اتحادیه منجر شود، نشانهای قابل توجه از اختلافات درون اتحادیه است. بدیهی است این اختلاف و جدایی، موجب محدود شدن نقش و نفوذ انگلستان درتعاملات منطقهای و بینالمللی خواهد شد. اعضای مهم اتحادیه اروپا، گرچه از جدایی انگلستان استقبال نکرده و بعضا نارضایتی خود را ابراز داشتهاند، با این وجود جدایی لندن را در معادلات خود کم تاثیر قلمداد کردهاند. البته نباید از نظر دور داشت که انگلستان سیاستهای گذشته و نقشآفرینی خود در معادلات و تحولات مناطق مهم دنیا از جمله غرب آسیا را، صرفنظر از میزان موفقیت، رها نخواهد کرد و ضمن تلاش برای مدیریت وضعیت پیش آمده، به دنبال تقویت حضور خود در این مناطق خواهد بود. از طرف دیگر رای مردم اسکاتلند و ایرلند که از اجزاء «پادشاهی متحد» هستند، مبنی بر باقی ماندن در اتحادیه اروپا، گسلهایی را در این پادشاهی آشکار کرده که بقای آن را با دغدغههای جدی مواجه ساخته است. آنچه باعث افزایش این نگرانیهاست، میزان علاقهمندی و یا ناراضی بودن مردم انگلیس در همهپرسی اخیر نسبت به ادامه حضور در/ یا جدایی از/ اتحادیه اروپا برحسب متغیرهای متعددی مانند، جوان یا پیر بودن، پایتختنشین بودن یا غیر آن و وضعیت اقتصادی افراد بوده است. احتمال فروپاشی پادشاهی متحد در حقیقت پاسخ به این سوال است که آیا بریتانیای کبیر با وجود گسلها و گسستهای اجتماعی که همهپرسی اخیر از آن رونمایی کرده میتواند همچنان به حیات خود ادامه دهد.
جدایی انگلیس چه تاثیری بر روابط این کشور با آمریکا دارد؟
روابط راهبردی این دو کشور گستردهتر و عمیقتر از آن است که تحت تاثیر پیامدهای منفی تحولاتی مشابه خروج انگلستان از اتحادیه اروپا قرار گیرد. البته جدایی انگلیس از اتحادیه دارای آثار ناخوشایندی برای آمریکا خواهد بود؛ از جمله کاهش نفوذ و نقشآفرینی واشنگتن درون اتحادیه. با توجه به عمق روابط لندن ـ واشنگتن، ظرفیت و کارآمدی انگلستان در پیگیری و جاانداختن سیاستها و منویات آمریکا و قدرت سیاسی و اقتصادی این کشور که پس از آلمان و قبل از فرانسه، دومین قدرت اقتصادی اتحادیه به شمار میرود، یافتن جایگزین مناسب توسط واشنگتن برای لندن در داخل اتحادیه اروپا امری قریب به محال است. تقویت گرایش انگلیس به سمت ارتقای مناسبات با آمریکا در پی جدایی از اتحادیه امری قابل پیشبینی است.
عدهای عقیده دارند که روسیه از بابت جدایی انگلیس از اتحادیه اروپایی خوشحال است دلیل این امر چیست؟
طبعا حذف یا کاهش تاثیرگذاری و اعمال نفوذ انگلستان، در مجموعه اتحادیه اروپا، به عنوان کشوری که در کنار آمریکا، سیاست خارجی و امنیت ملی روسیه را به چالش میکشیده و در اعمال تحریمها علیه این کشور نقش عمدهای داشته، برای مسکو خوشایند خواهد بود. شاید روسیه نیز مانند برخی از کشورهای دیگر، «برکسیت» را مایه استقلال سیاسی بیشتر اتحادیه اروپا در برابر آمریکا به حساب میآورد.
پیامدهای خروج انگلیس از اتحادیه اروپا برای دو طرف چه خواهد بود؟
پیامدهای ریز و درشت زیادی را میتوان بر برگزیت در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی و بازرگانی، امنیتی و مهاجرت برشمرد لیکن چند محور اصلی شاید از جمله محورهایی باشد که اکنون به ذهن میرسد: کاهش نقش دو طرف در معادلات منطقهای و جهانی، ترغیب گروههای راستگرا یا ملیگرا درسایر کشورهای عضو اتحادیه که بنابه دلایل مختلف، مدتهاست شعار ضرورت خروج از اتحادیه را سر دادند. این گروهها تلاش خواهند کرد تا دولتهای خود را نسبت به برگزاری همهپرسی در این باره متقاعد نمایند و این زنگ خطری برای موجودیت اتحادیه واحد خواهد بود، تشدید بحران مهاجران که مدتهاست کشورهای عضو اتحادیه با آن دست به گریبانند، پیچیدهتر شدن اتخاذ سیاستهای واحد در قبال بحرانها و تحولاتی که نیازمند وحدت نظر و اجماع کشوهای غربی است. پیچیدهتر شدن کمک کشورهای قویتر اقتصادی اتحادیه به کشورهای ضعیفی که همچنان با آثار ناشی از بحران اقتصادی دست به گریبانند.
عدهای از کارشناسان این امر را روندی برای فروپاشی اتحادیه اروپایی میدانند تصور شما از این موضوع چیست؟
همان گونه که اشاره کردم گروهها و احزاب متعددی در سایر کشورهای عضو اتحادیه وجود دارند که خواستار خروج کشورشان از این مجموعه هستند. برگزیت، حداقل در کوتاه مدت، قطعا انگیزه این گروهها را افزایش خواهد داد؛ مسالهای که در طولانی مدت میتواند تبدیل به یک چالش جدی برای کشورهای اروپایی شود. اخیرا سران کشورهای آلمان و فرانسه به عنوان دو کشور قدرتمند اقتصادی و سیاسی اروپا در پاریس دیدار کردند. یکی از مهمترین محورهای گفتوگو در این دیدار بررسی وضعیت یونان و احتمال خروج این کشور از اتحادیه بوده که البته طرفین ابراز علاقه نمودند که عضویت یونان در منطقه یورو ادامه داشته باشد. در همین دو کشور مهم اقتصادی اروپا، گروهها و احزابی هستند که ادامه حضور در اتحادیه را برخلاف منافع ملی خود میدانند و معتقدند نباید هزینه ورشکستگی و رکود اقتصادی برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا را آنان تحمل و تقبل کنند. این مسائل و برخی از واقعیتهای مشابه در دیگر کشورهای عضو است که مجموعهای از صاحبنظران را به این امر نزدیک کرده که زنگ خطری جدی برای ادامه حیات اتحادیه اروپا به صدا درآمده است.
رای مردم انگلیس آیا نشانه نارضایتی مردم این کشور از کارکرد و دولت این کشور نیست؟
کامرون، نخستوزیر انگلیس و وزیران او در ماههای اخیر تلاشهایی برای باقی ماندن در اتحادیه اروپا کردند، لیکن نتیجه همهپرسی اخیر، نشان از عدم توفیق آنان در متقاعد کردن بخش عظیمی از مردم کشورشان داشت. این مساله حتما نشانهای از نارضایتی مردم انگلیس از سیاستهای مسئولان خود در حوزههای سیاسی و اقتصادی دارد. عدم آمادگی کامرون برای ادامه مسئولیت خویش و استعفای او حکایت از همین قضیه دارد.
کتایون مافی/ روزنامه نگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم