در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صحنه بازدید ناصرالدینشاه به همراه مظفرالدین، میرزا ولیعهد و میرزا سپهسالار است. در این تابلو تصویر سه شخصیت، بسیار بزرگ و سپاهیان بسیار کوچک ترسیم شدهاند. در قسمتهای مختلف نقاشی، گروههای پیاده نظام، توپچیها و دستههای مارش به چشم میخورد. هر سه شخصیت اثر ملبس به لباسهای نظامی و شمشیرهای مرصع نشان با مدالهای نظامی هستند. ناصرالدینشاه کلاه شاهی بر سر دارد و کمربند و شمشیر مرصع بسته است. لباس ولیعهد کاملا شبیه لباس سپهسالار است. ابعاد این تابلوی بسیار بزرگ به طول چهار متر و 50 سانتیمتر در عرض دو متر و 20 سانتیمتر است.
در کتاب کتاب «تقویم تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» آمده است: محمدحسن خان افشار، نقاش و تذهیبگر و قلمدان نگار ایرانی سده سیزدهم هجری است. او در عهد فتحعلیشاه، محمدشاه و ناصرالدینشاه قاجار میزیست و از آن دربار لقب «نقاش باشی» گرفت. سال تولد او مشخص نیست و از چگونگی زندگیاش نیز اطلاع کمی داریم. او به طایفه معروف افشار در ارومیه تعلق داشت. عمده افراد این خانواده به سپاهیگری و امور دیوانی و سایر خدمات دولتی که اغلب نسل به نسل منتقل میشد، اشتغال داشتند و چند نفری نیز مانند محمدحسن خان به هنر دلخواه خود روی آوردند. برخی محققان این نقاش را با ابوالحسن افشار ارومی یکی میدانند که بنابر تحقیق کریمزاده، این برداشت اشتباه است. محمدحسنخان، لال بود، ولی در آثارش هرگز به این نقص خود اشارهای نکرده و آثارش را با نام نقاشباشی افشار امضا کرده است، اما در یکی از آثار او فرزندش، آقا بیگلر، به نقص عضو پدر اشاره کرده و چنین رقم زده است: «رقم کمترین آقا بگلر ولد عالیجاه محمدحسن آقای نقاشباشی لال افشار فی شهر شوال 1263». یکی دیگر از دلایل مستند لال بودن محمدحسنخان این است که فرستادگان فرانسوی در یادداشتهای خود، در حین اقامت چند روزه خود در تبریز، از نقاش کر و لالی یاد کردهاند که مردی 40 ساله بوده و در نقش کردن تصاویر مهارت بسیاری داشته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: