در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این هفته سراغ افرادی رفتیم که برق طلا چشمانشان را نگرفت و سربلند از آزمون الهی بیرون آمدند.
مامور وظیفه شناس
این بار ماموری وظیفهشناس پاکدستی خود را اثبات کرد. مامور گشت کلانتری 12 زنجان هنگام گشتزنی یک کیف پول حاوی مدارک، عابر بانک و وجه نقد را پیدا کرد. پس از بررسی کیف برای یافتن نشانی صاحب آن هیچ مدرک یا شماره تلفنی پیدا نکرد که با توجه به وجود یک عابر بانک در داخل کیف با بانک تماس گرفت و شماره صاحب کیف را به دست آورد. این مامور با سماجت خود سرانجام صاحب عابربانک را پیدا کرد و کیف پول را به او رساند.
او در برابر این پاکدستی خود حاضر نشد از صاحب کیف مژدگانی دریافت کند و گفت: این کار را فقط برای رضای خدا انجام دادم.
کیف پیرزن
پنجشنبه، 25 مرداد سال گذشته راننده تاکسی مانند هر روز دیگر صبح از خانه بیرون آمد و سوار خودروی خود شد و کار هر روزش را آغاز کرد. مسافران را یکی پس از دیگری سوار و پیاده میکرد. از یکی از خیابانهای اصلی شهر دامغان به خیابان دیگری میپیچید و مسافران مختلف را از پیر تا جوان سوار میکرد و به مقصد میرساند. این شغل برایش حدود 30 سال خاطره بود. آن روز هم مانند بقیه روزها محمد خود را برای کار آماده کرده بود تا نان حلال به خانه ببرد.
پیرزن و دختری را سوار کرد که آنها بعد از پیاده شدن از تاکسی کیف خود را روی صندلی جا گذاشتند. راننده پس از طی مسافتی متوجه کیف شد و با باز کردن کیف با طلاهای زیادی در داخل آن روبهرو شد. خیابانهای شهر را در جستجوی دو مسافر گشت تا آنها را یافت و کیف پیرزن را بازگرداند.
کیف میلیاردی
وقتی صدای زنگ تلفن همراه را در ماشین شنید تصور نمیکرد که در برابر امتحان سختی قرار گرفته است. کنجکاو بهدنبال صدای زنگ بود که متوجه کیف قهوهای رنگی روی صندلی عقب شد.
این صحنه برایش آشنا بود. پیش از این هم پیش آمده بود که مسافران وسایلشان را در تاکسی او جا گذاشته باشند. در کیف را باز کرد تا به تلفن همراه جواب دهد بلکه بتواند صاحب کیف را پیدا کند. صحنهای که میدید، باور کردنی نبود. داخل کیف پر از تراول و دلار بود که زیر آنها دو سرویس جواهر قرار داشت. قبل از اینکه بخواهد گرفتار وسوسه شود، به تلفن همراه جواب داد و ساعتی بعد خود را به محل قرار با صاحب کیف رساند. وقتی از صاحب کیف شنید که داخل آن یک میلیارد و 500 میلیون تومان دلار، تراول و طلا بوده، خدا را شکر کرد که توانسته امانتدار خوبی باشد و کیف را به صاحبش برساند.
مرتضی میگوید: هرکسی مشکلات خودش را دارد، من هم مشکل مالی و خانوادگی دارم، اما این مشکلات باعث نمیشود پول دیگران را بردارم. این پول شاید الان زندگیام را نجات میداد اما همیشه عذاب وجدان همراهم بود و مطمئن بودم خیلی زود تاوان آن را میدادم. من از صبح تا شب، در سرما و گرما در این شهر رانندگی میکنم تا پول حرام وارد زندگیام نشود.
کاسب پاکدست
کامبیز ساکن بیرانشهر از توابع شهرستان خرمآباد، کیف حاوی170 میلیون پول نقد، چند قطعه کارت عابربانک به مبلغ 120 میلیون تومان همراه رمز کارتها، چند فقره چک حامل، برخی مدارک از جمله سند ملک مسکونی، فاکتورهای دفاتر حساب و اوراق بهادار در مجموع به ارزش 520 میلیون تومان را به صاحبش برگرداند.
او میگوید: ظهر به خرمآباد رفتم تا برای مغازهام جنس تهیه کنم. پس از خرید و مراجعه به خانه، خانوادهام به من خبر دادند یک کیف پر از پول را روی بلوار جلوی مغازه پیدا کرده و کسی سراغی از کیف نگرفته است. در بررسی فاکتورهای داخل کیف، شماره تلفن صاحب مال را که از ساکنان همدان است یافته و در تماس تلفنی با وی، روز جمعه کیف را با محتویاتش تحویل او دادم.
صاحب پول گمشده با قدردانی از اقدام خداپسندانه این شهروند امانتدار خرمآبادی گفته در راه برگشت از خوزستان به همدان جلوی مغازه کوچکی در بیرانشهر خرمآباد توقف کردم که پس از خرید، کیف را روی بلوار جا گذاشتم.
2 بار امتحان رفتگر
رسول نوری از ده سال پیش به عنوان رفتگر در شهرداری کوهسار شهرستان ساوجبلاغ کار میکند و این دومین بار است که کیف پول با ارزش بالا را پس از یافتن به صاحبانشان باز میگرداند. وی چند سال پیش نیز یک کیف حاوی یک هزار دلار را پیدا کرد و بلافاصله آن را به صاحبش بازگرداند. این رفتگر زحمتکش و پاکدست اظهار کرد: حدود یک ماه پیش هنگام نظافت خیابان، کیف حاوی پول، ارز و چک پیدا کردم که پس از بررسی آن متوجه شدم ارزش محتوای آن ده میلیارد ریال است.با دیدن کیف پول وسوسه نشدم.اگر قرار بود وسوسه بشوم، چند سال پیش که یک کیف حاوی یک هزار دلار را پیدا کردم، وسوسه میشدم.احساسی که موقع پیدا کردن کیف پر از چک و دلار داشتم همان احساسی بود که موقع پیدا کردن کیف حاوی یک هزار دلار داشتم و تصمیم گرفتم هر طوری شده صاحب این کیف را پیدا کنم.
این رفتگر شهرداری که مستاجر است و ماهانه حدود ده میلیون ریال حقوق دریافت میکند، ادامه داد: پس از یک ماه تلاش صاحب این کیف پول را در تهران پیدا کردیم. از قدیم گفتهاند مال مردم مال مردم است، من هم به این جمله اعتقاد دارم و میدانم استفاده از پولی که متعلق به فرد دیگری باشد حرام است، برای همین بود که فکر برداشتن پولها به ذهنم خطور نکرد.
چلوکباب به جای مژدگانی
اگر یکشبه با یک میلیارد و 500 میلیون تومان روبهرو شوید، با آن چه کار میکنید؟ اینکه هرکسی با این پول وسوسه شود هرگز دور از ذهن نیست، اما واکنش انساندوستانه کارمند آموزش و پرورش همه را شگفتزده کرد.
مرتضی، 32 ساله که چهار سال است بهعنوان کارمند آموزش و پرورش در دبیرستان پسرانه امامخمینی(ره) کار میکند چند ساعت بعد از پیدا کردن کیف میلیاردی آن را به دست صاحبش رساند. مرتضی میگوید: دخترم وقتی به دنیا آمد مشکل بینایی داشت که باید چند بار تحت عمل جراحی قرار میگرفت تا اینکه با نذر ونیازهای مادرم و زحمتهای پزشک جراحش با یک عمل بهبود یافت، هر بار آن روزها را که ما برای دخترم «ستایش» نگران بودیم مرور میکنم بیشتر به این موضوع پی میبرم که پول اگر در کنار سلامتی و احساس آرامش نباشد هرگز خوشبختی نمیآورد.
صاحب کیف هم پس از پیدا شدن کیفش در جلسهای که برای بازگرداندن کیف تشکیل شده بود، 40 نفررا چلوکباب مهمان کرد!
محمد غمخوار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: