شیوه و ابراز کنونی نفوذ، اما در شرایط کنونی دستخوش تحولاتی شده است. اکنون سرمداران جوامع توسعه طلب و سلطه خواه که همواره از مطبوعات و رسانهها به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد میکردند و مدعی آزادی بیان و اطلاعات و بیطرفی در نشر خبر بودند از ابزار رسانه برای بسط نفوذ خود استفاده میکنند. این ترفند البته در مقایسه با شیوههای دیگر از هزینهها کمتر و تاثیرپذیری بیشتری برخوردار است.
بیبیسی یکی از رسانههایی است که در قالب آشکار و نهان سعی در ارائه تصویری وارونه از واقعیات موجود در ایران و دیگر نقاط دنیا دارد و برای اینکه تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب سعی میکند از معیارهای نو در عرصه پخش برنامه استفاده کند. این رسانه با علم به این موضوع که هنوز از حافظه تاریخی مردم جهان خاطرههای سلطهگری انگلیس پاک نشده سعی میکند با ارائه مطالب و محتوای گوناگون با شیوههای جذاب در بلندمدت روی افکار عمومی مخاطب تاثیر بگذارد تا با نشان دادن صورت تحریف شدهای از بی طرفی چهره غرب استعمارگر را در نزد مخاطب ترمیم کند.
از سوی دیگر آمادهسازی ذهن مخاطب در مواقع بحرانی از دیگر ترفندهایی است که سرمداران آن رسانه در پیش گرفتند تا در مواجهه با حاکمیتهایی که درصدد نفی سلطه سیاسی و فرهنگی غرب هستند بتوانند از ظرفیتهای مخاطب ناراضی یا منتقد حاکمیت به نفع خود استفاده کنند. ارزیابی عملکرد بنگاه سخن پراکنی بیبیسی در بخش فارسی و غیرفارسی آن نشان میدهد که این رسانه کاملا در راستای برنامههای درازمدت دیپلماسی عمومی بریتانیا عمل میکند. این در حالی است که دولت بریتانیا تاکنون اعتراض هر حاکمیتی را نسبت به پخش شایعات و اتهاماتی علیه مصالح ملی خود با این بهانه تکراری که مواضع این رسانه بیارتباط با دولت بریتانیاست، رد کرده است.
بیبیسی از زمان تاسیس این شعار را سر داده: «هر ملت باید با صلح و آرامش با ملتی دیگر صحبت کند.» اما نوع اطلاعرسانی در این رسانه در مواقعی که حاکمیت همسو با انگلستان نباشد کاملا در راستای ایجاد آتش تفرقه و آشوب است.
این رسانه دریافته است برای نفوذ بیشتر در بین مخاطب و تاثیریگذاری روی آنان نیازی به دروغگویی مستقیم نیست و حتی ممکن است که استفاده از این شیوه نتیجهای معکوس داشته باشد از این روی دستاندرکاران این شبکه در هنگام انتشار خبر و ارائه تحلیل و گفتوگو با کارشناسان سعی میکنند بخشی از اطلاعات ناقص یا اخبار یکسویه به مخاطب منتقل کنند.
بررسی تحولاتی که در چند دهه اخیر در ایران و سایر کشورهای دیگر رخ داده و انتشار اخبار مربوط به این تحولات در رسانههای مثل بیبیبی نشان میدهد به رغم طرح شعار بیطرفی، نحوه و نوع اطلاعرسانی در این رسانهها کاملا بر پایه جهتگیریها و سوگیریهای سیاسی است. شواهد و نمونههای فراوانی برای این نوع نشر خبری میتوان مثال زد.
فارغ از اتفاقات و تحولاتی که در ایران دوره معاصر رخ داده است و نحوه پوشش خبری در مورد وقایع مربوط به جنگ جهانی دوم و سقوط رضا شاه، کودتای 28 مرداد، رخدادهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، شکلگیری و استقرار نظام جمهوری اسلامی، جنگ تحمیلی، رویدادهای سیاسی و اجتماعی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و تحولات هستهای نشان میدهد که این بنگاه سخنپراکنی همواره درصدد ارائه چهرهای نادرست و مخدوش از واقعیتهای موجود در جامعه ایران است.
رویکرد رسانهای این شبکه در مورد تحولات منطقهای و بینالمللی نیز از این حالت خارج نیست. معمولا در بحبوبه هر اتفاق مهم بینالمللی یا منطقهای رسانههای مثل بیبیسی با تشدید فعالیت رسانهای خود و افزایش بخشهای خبری خود سعی میکنند مخاطبان را در جریان آخرین تحولات قرار دهند، اما این نوع اطلاعرسانی صرفا در راستای تامین منافع غرب یا حامیان غربی است. در جریان وقوع انقلابهای موسوم به مخملی یا رنگی، رسانههای مثل بنگاه سخن پراکنی بیبیسی به عنوان یکی از ابزارهای پیادهسازی اهداف غرب در منطقه به ایفای نقش پرداختند.
در جنگ اول و دوم خلیج فارس هم بیبیسی در کنار سایر رسانههای غربی که حامی آمریکا و بریتانیا بودند از مدتها قبل با انتشار شایعاتی در مورد ساخت و تولید سلاحهای هستهای از سوی عراق تلاش کردند این ذهنیت منفی را میان مخاطبان جهانی خود شکل دهند که منطقه در آستانه یا انفجار عظیم هستهای بود و راهاندازی جنگ از سوی آمریکا و متحدانش اقدامی مناسب در قبال جلوگیری از چنین بحرانی بود.
بیبیسی یکی از رسانههایی است که جریان اسلام هراسی را در راستای اختلافافکنی میان گروههای مذهبی ترویج میکند. از دهه پیش با گسترش موج اسلامخواهی برخی کشورهای منطقه را در نوردیده بود و حتی دربین برخی از گروهها در محیط غرب نیز نفوذ کرده بود، سرمداران جریان رسانههای غربی از این بسط نفوذ ابراز نگرانیهای شدید میکردند و حتی تحلیلهای فراوانی را علیه این فضا کردند، اما همزمان با بالا گرفتن التهابات بهار عربی و اقتدار جمهوری اسلامی در موجآفرینیهای انقلابی علیه بساط ظلم و زور و مخالفت با سلطهگری غربی، این رسانهها حرکت جدیدی را تحت عنوان اختلافافکنی مذهبی رقم زدند. این ترفند با این هدف اجرایی میشد تا ضمن تشدید هراسافکنی در مورد گسترش اسلام خواهی به مخاطبان این گونه القا کنند که موجآفرینان جدید شاخههای افراطی از جریانهای شیعه و سنی هستند که تاب همراهی با هم را ندارند و در صورت قدرتگیری هر کدام از تفکرات، منطقه به انبار باروتی میماند که در انتظار شعلهور شدن است.
این حرکت رسانهای از ابتدای تحریکات و آشوبهای جریانهای تکفیری در سوریه و عراق و ارائه تصویری وارونه از حقایق اسلامی و تفسیر تحریف شده از آیات کلامالله مجید و سنت نبوی شدت بیشتری به خود گرفت. بنابراین اگر تشدید ستیزهخواهیهای جریان سلفیهای تندرو را ناشی موج سواریهای خبری منفی جریان رسانهای غرب بدانیم تلقی بیراهی نیست.
جنگ نرم به هر گونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانهای که جامعه را هدف گرفته باشد و بدون درگیری و با استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا دارد گفته میشود. در مجموع باید خاطرنشان کرد که رسانه غرب با بهرهگیری از ابزار نرم جنگی تمامعیار را علیه منافع مردم حقطلب در سراسر جهان بهراه انداختند تا با استفاده از این شیوه تفکرات و فرهنگ مردم جوامع مختلف را مورد هدف قرار دهند.
جنگ نرمی که رسانههایی مثل بیبیسی بهراه انداختهاند، آرام و تدریجی درصدد تغییر ساختارهای سیاسی و ماهوی جامعه است و سعی دارد که رقبای سیاسی خود را در قالب رسانه و تصویری به صورت چهرهای مایوس و ناامید و شکست خورده نشان دهد و از سویی دیگر تلاش میکند، تصویری پیروز و غالب و فراگیر از دشمنان آنان نشان دهد تا با تغییر ماهیت واقعی نمادسازی از آنان، چهرهای قهرمان و مطلوب جامعه خودی نشان دهد.
فتاح غلامی / پژوهشگر تاریخ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم