عشیری کار در مطبوعات را با مجله «آسیای جوان» آغاز کرد و نخستین اثر او در سن 25 سالگی (در سال 1328) به صورت پاورقی در همین مجله به چاپ رسید. عشیری کارمند وزارت صنایع و معادن بود، اما عمده درآمد خود را از راه روزنامهنگاری و نویسندگی تأمین میکرد.
امیر عشیری گاهی همزمان در دو، سه مجله پاورقیهای شبه جنایی ـ پلیسی و جاسوسی منتشر میکرد و طرفداران خاص خود را داشت. نشریه اصلی محل فعالیت او اطلاعات هفتگی بود و مدتی نیز با مجلات سپید و سیاه روشنفکر و تهران مصور همکاری کرد، اما زمانی که عباس مسعودی (مدیر و پایهگذار مؤسسه اطلاعات) با حضور او در دیگر نشریات مخالفت کرد، او همکاری با نشریات دیگر را متوقف و صرفا در اطلاعات هفتگی به نوشتن پرداخت. محمدعلی جمالزاده که با ناشر آثارش در ارتباط بود، پس از خواندن کتاب «سیاهخان» امیر عشیری، از او به عنوان «الکساندر دوما» ی ایران یاد میکند.
بعد از انقلاب اسلامی، عشیری همکاری خود با مجله اطلاعات هفتگی را متوقف کرد و تنها برای یکسال با مجله جدول و مجله سرگرمی خانواده به همکاری پرداخت و پس از آن به کلی نوشتن برای نشریات را متوقف کرد، اما کتابهای تاریخی او و برخی دیگر از آثارش از سوی ناشران منتشر میشد که از میان آنها کتاب 2100 صفحهای« زندگی شاه عباس» در دوجلد یا «سرانجام ماری آنتوانت» را میتوان نام برد. در کارنامه کاری او 58 کتاب تاریخی، جنایی و پلیسی وجود دارد که «لبخند در مراسم تدفین»، «جای پای شیطان»، «معبد عاج»، «پاترونا» و «قلعه قهقهه» از جمله آثار پلیسی و سرگذشت حسن صباح، چنگیزخان، قسطنطنیه در آتش و جلاد پاریس از جمله آثار تاریخی او به شمار میرود.
او روز 27 خرداد سال 1395 و بعد از طی دو بار جراحی به دلیل شکستگی پا بر اثر ایست قلبی درگذشت و پیکرش در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم