به گزارش جامجم، احمد 21 فروردین سال 84 با برادرش درگیر شد. مدتها بود دو برادر با هم اختلاف و درگیری داشتند تا اینکه روزحادثه دعوای آنها به یکی از اتاقهای خانه کشیده شد و دقایقی بعد با صدای فریاد مهدی، درگیری پایان یافت.
مادر و دخترش سریع خود را به اتاق رساندند. مهدی غرق در خون روی زمین افتاده بود و احمد چاقویی خونین در دست داشت. ماموران کلانتری غیاثی پس از اطلاع از قتل، درمحل حضور یافته و احمد را دستگیر کردند.
مرد 34 ساله در دادگاه کیفری تهران محاکمه شد و با درخواست مادرش به قصاص محکوم و حکم قصاص در دیوان عالی کشور تائید شد. احمد سحرگاه یک روز زمستانی برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت، اما مادرش در محل اجرای حکم قصاص حاضر نشد و حکم به تعویق افتاد.
11 سال از قتل گذشت و مادر، پسرش را در همان وضعیت در دادگاه رها کرد. نه او را بخشید؛ نه قصاص کرد. احمد که از این وضع خسته شده بود، در نامهای به دادستان خواستار تعیین تکلیف خود شد و دیروز برای رسیدگی به ماده 429 قانون مجازات اسلامی پای میز محاکمه قرار گرفت.
متهم در دفاع از خود گفت: برادرم مشکل روانی داشت و قرص مصرف میکرد. او وقتی قرصش را نمیخورد، ما را اذیت میکرد. من هم دچار مشکل روحی شده بودم. چند روز بود که صدای چهار مرد و یک زن را میشنیدم که از من میخواستند مهدی را بکشم تا آزارهایش تمام شود. روز حادثه هم تحتتاثیر آن صداها برادرم را کشتم. 11 سال است در زندان هستم و هر شب کابوس اعدام میبینم. از دادگاه میخواهم تکلیف مرا مشخص کند. پس از دفاعیات متهم، قضات حکم به آزادی قاتل با وثیقه دادند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم