زیر سقف خانه‌های ما عشق جریان دارد یا علاقه؟

یک خانـواده قرآنی

وقتی صحبت از خانواده قرآنی در روزگار ما به میان می‌آید، بسیاری از مردم فکرشان می‌رود سراغ انجام به موقع و کامل تکالیف و فرائض دینی که البته این موضوع هم قطعا جایگاه خودش را دارد، اما امروز و در این گزارش قصد ما این است که بگوییم در خانواده قرآنی مسائل دیگری هم وجود دارد که اگر به آنها توجه شود بسیاری از آسیب‌های اجتماعی که امروز خانواده‌ها با آن درگیر هستند، حل می‌شود.
کد خبر: ۹۱۴۷۸۹

خداوند در کلام‌الله مجید خانواده را مدرسه محبت و دوستی معرفی می‌کند و می‌فرماید یکی از نشانه‌ها این است که از خود شما جفت‌هایی برای شما آفرید تا نزد ایشان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی برقرار ساخت. این موضوع بیانگر ارتباط عاطفی و عاشقانه عمیقی است که باید میان زن و شوهر در جریان باشد.

عشق یا علاقه

حجت‌الاسلام مصطفی طیبی، کارشناس خانواده مرکز مطالعات حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با چاردیواری به همین موضوع تاکید می‌کند و می‌گوید: یکی از آسیب‌هایی که امروز زندگی خانواده‌ها را تهدید می‌کند این است که زندگی مشترک بر اساس علاقه است، نه عشق. ولی ما دقیقا اسم عشق را به غلط روی آن گذاشته‌ایم، چرا؟ چون اگر مرا تامین نکند از او می‌بُرم، علاقه بر اساس خودخواهی است، چیزی است که من خوشم می‌آید، ولی عشق بر اساس دیگرخواهی است، بر اساس ایثار و فداکاری شکل می‌گیرد؛ من دوست دارم آن گونه باشم که تو دوست داری نه آن که تو آن گونه باش که من دوست دارم، بر همین اساس من می‌گویم این علاقه است نه عشق. بهتر است تمام زوج‌ها از این منظر به رابطه زناشویی خود نگاه کنند، تا چه اندازه می‌خواهند طرف مقابل آن‌گونه باشد که آنها می‌خواهند و تا چه اندازه آن‌گونه هستند که طرف مقابل می‌خواهد.

این کارشناس دینی ادامه می‌دهد: چندی پیش آماری نگران‌کننده منتشر شد که زوجین زمان اندکی را برای صحبت‌کردن در کنار هم می‌گذرانند، من می‌خواهم بگویم همین آمار اندک هم بخشی اصلی‌اش فقط برای فاکتور دادن به هم است، این را بخر، آن را بیاور، بیا آنجا برویم چیزی بخریم، این صحبت‌ها عاطفی نیست، بلکه اقتصادی است، عاطفی اش را بخواهیم حساب کنیم شاید دو سه دقیقه باشد و این فاجعه‌بار است؛ تازه می‌بینیم همسران درباره هم می‌گویند خدا را شکر سرشان گرم است، خب کجا گرم است؟ این دارد از تو فاصله می‌گیرد. ما باید یک مقداری بنشینیم و مطالعه کنیم، بهترین چیزی که می‌توانیم مطالعه کنیم زندگی اهل‌بیت است.

خاطره‌ای خانوادگی از شهید بهشتی

طیبی مثال دیگری می‌زند و ادامه می‌دهد: من همیشه به خودم می‌گویم، آیا حاضرم مجلسم را به خاطر خانواده‌ام به هم بزنم به آنها برسم، بعد یاد خاطره‌ای می‌افتم که یکی از دوستان تعریف می‌کرد درباره شهید بهشتی که یک بار به آن شهید بزرگوار می‌گویند فردا در شورای عالی کشور جلسه‌ای است باید تشریف ببرید، ایشان می‌گویند فرا پنجشنبه است و نمی‌توانم، آن فرد فضولی می‌کند و می‌پرسد چه کاری مهم‌تر از این جلسه است، شهید بهشتی می‌گویند من به خانواده‌ام قول دادم ببرمشان پارک و تفریح کنند، خب شما ببینید پدر با آن موقعیت بالای اجتماعی و سیاسی آمده است خیلی راحت کنار خانواده، ولی از این طرف در روزگار ما می‌بینیم طرف یک شرکت خصوصی واردات و صادرات دارد، دائم به خانواده می‌گوید جلسه‌ام، نمی‌رسم، کار دارم و...

ما باید بپذیریم که تمام اعضای خانواده حق و حقوقی نسبت به هم دارند، اصلا یک رساله امام سجاد دارد درباره حقوق و در آن به انواع حقوق بخصوص در خانواده اشاره کرده و پرداخته است. اتفاقا نقص اصلی امروز ما فقدان آشنایی مناسب با الگوهایی است که خدا برایمان قرار داده است، ما از آنها فاصله گرفته‌ایم به نظرم حتی اگر این الگوها را یک سیر سطحی در زندگی‌شان داشته باشیم زندگی‌مان بسیار خوب خواهد بود. اختلافات زن و شوهری حل می‌شود وقتی خودخواهی نباشد، وقتی خیانت نباشد، وقتی محبت باشد و...

مثلث پدر، مادر و معلم

اما کارشناس دیگری که به سراغش می‌رویم تا با ما از خانواده قرآنی بگوید، حجت‌الاسلام عبدالکریم صالحی، مدیر موسسه افق اندیشه نوین و مدیر بخش نوجوان نمایشگاه قرآن است، او ابتدا ترجیح می‌دهد به موضوع خداشناسی در خانواده بپردازد و سپس توضیح می‌دهد: خداشناسی بچه‌ها از 3 نفر سرچشمه می‌گیرد، یکی پدر یکی مادر و دیگری معلم، این که می‌گویم خداشناسی منظورم پایبندی به اخلاق و انسانیت و رفتارهای توحیدی است که جمعش می‌شود دین اسلام یا قرآن.

این کارشناس قرآنی می‌افزاید: سه صفت خداوند را فرزند در خانواده و مدرسه نزد پدر، مادر و معلم فرامی گیرد، پدر نماد قدرت است، محبت در مادر تجلی می‌یابد و حکمت هم نزد معلم در چشم کودک نمایان می‌شود.

صالحی تاکید می‌کند: این سه نفر نقش عمده و بخصوصی در شکل‌گیری یک خانواده قرآنی دارند، پدر مظهر قدرت در چشم بچه‌هاست و آنها او را روزی‌رسان خود می‌دانند، برای همین است که پیامبر اسلام سفارش فرموده‌اند که در وعده‌تان به فرزندتان خلف وعده نکنید. از طرفی مادر هم سمبل محبت در دنیاست.

ما وقتی می‌خواهیم یک نمونه برای محبت مثال بزنیم، بزرگ‌ترین و بیشترین بخش محبت که در ذهن ما جا می‌گیرد در وجود مادر است، حال آن که این یک درصد محبتی است که خدا در حدیث قدسی می‌فرماید من محبت را صد بخش کردم یک بخش بین مادر و فرزند و 99 تا را بین خودم و بنده‌ام قرار دادم، معلم هم نشان می‌دهد که کارهای خدا همه روی حساب و کتاب است، چه خوشایندها و چه ناخوشایندها همواره یک حکمت و مصلحتی در میان است. پس خانواده قرآنی خانواده‌ای است که پدر، مادر و معلم نقش خود را در آن درست ایفا کنند و نیازی به آیات و حفظ قرآن و تفسیر ندارد، بلکه ما در خانواده قرآنی باید فهم قرآن کنیم که بسیار مهم است این که قرآن را عمل کنیم و بفهمیم مهم‌تر از هر چیزی است، چه‌بسا ما هر روز قرآن بخوانیم، ولی اگر عمل نکنیم، آن خانواده قرآنی نیست.

او ادامه می‌دهد: اگر در خانواده رفتارها درست و قرآنی باشد، نیاز به مهدکودک قرآنی نیست، نیاز به کلاس قرآن رفتن نیست، به همین دلیل بچه‌های ما 12 سال در مدرسه دین می‌خوانند ولی ما می‌بینیم آن طور که شایسته است رفتارهای دینی در آنها دیده نمی‌شود دلیلش این است که آنها فقط آموزش دیده‌اند، پرورش نیافته‌اند.

صالحی مثالی از جوامع اروپایی می‌زند و می‌گوید: حتی در جوامع غیرمسلمان که ما گاهی فکر می‌کنیم چقدر پیشرفته‌اند و رفتارهایشان خوب است، اگر درست بنگریم، می‌بینیم همان رفتار، رفتاری دینی است این که من با صدای بلند در مترو با موبایلم حرف نزنم، این یک رفتار دینی است، ولی آنها انسانی تبیین‌اش کرده‌اند، این که من حقوق دیگران را رعایت کنم در رانندگی، در صف، زندگی روزمره، این را غرب آمده است به فرهنگ انسانی تبدیل کرده، در حالی که ما فرهنگ دینی‌مان سال‌ها قبل درباره حقوق افراد جامعه در برابر یکدیگر و اعضای خانواده در مقابل هم مبسوط صحبت کرده است.

یک تناقض

نکته دیگری که باید در این گزارش به آن پرداخت، برخی مباحثی است که به‌صورت شخصی و با عنوان روان‌شناسی و مشاوره علمی امروز میان خانواده مطرح می‌شود، اما وقتی از نگاه دینی به آن می‌نگریم، تناقضاتی دارد، حجت‌الاسلام طیبی در این رابطه با ذکر مثالی توضیح می‌دهد: امروزه می‌گویند میان فرزندان نباید تفاوتی قائل شد، اما ما در روایات و احادیث مان داریم که فرزند دختر با پسر فرق می‌کند، دختر را بیشتر باید محبت کنیم، الان شما ببینید چنین چیزی هست، یعنی حتی خلاف آن رفتار می‌شود، گویا دوره جاهلیت است، پسر اعتبارش بیشتر شده، ما در احادیث داریم که هرچی گرفتید اول به دخترت عرضه کن، چرا؟ چون این اگر تربیت شود یک جامعه‌ای را تربیت می‌کند، اصلا پسر تو را در نهایت همین دختر تربیت می‌کند.

بامداد محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها