در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
HTC را چه؟ گوشیساز معظم تایوانی که زمانی استاندارد ساخت گوشیهای باکیفیت اندرویدی را تعیین میکرد. حال شراکت این دو غول را تصور کنید. آیا نتیجهای بجز موفقیت در این مشارکت متصور است؟ اما باید دانست شکست سایه غرور است و این قاعده شاید در کمتر پروژهای به اندازه همکاری نافرجام این دو شرکت خودش را نشان داد: گوشی HTC First.
طعم سالسا و ریتم چاچا
ماجرا از سال 2011 شروع شد. شرکت HTC که در این سالها در اوج قدرت بود و همه آن را بهعنوان یک تولیدکننده خلاق تلفنهای همراه اندرویدی میشناختند، تصمیم گرفت از محبوبیت روزافزون فیسبوک در گوشیهای جدیدش بهره بگیرد. ثمره این تصمیمِ نهچندان عاقلانه، دو گوشی «فیسبوکی» بود؛ HTC سالسا و HTC چاچا که همراه با هم در کنفرانس سالانه MWC سال 2011 معرفی شدند.
سالسا یک گوشی تاچ بود که در طراحی شباهت فراوانی به گوشی بسیار محبوب قبلی اچتیسی یعنی Legend داشت؛ صفحه لمسی با بدنهای آلومینیومی جذاب و لبه پایینی رو به جلو. اما برادر کوچک آن یعنی چاچا، طراحی عجیبتری داشت؛ صفحه لمسی مربعی همراه صفحه کلید کامل در پایین آن. هر دو گوشی با پردازنده 800 مگاهرتزی و 512 مگابایت رم، در دسته گوشیهای پایینرده (low-end) به شمار میآمدند که اچتیسی امیدوار بود در بازار عظیم این رده گوشیها موفق عمل کند.
اما آنچه این دو گوشی را از دیگر گوشیهای اچتیسی و حتی بقیه سازندهها متمایز میکرد، نه طراحی خاص و نه مشخصات داخلی شان بود، بلکه دکمه آبی کوچکی بود که در پایین هر دو گوشی دیده میشود. دکمهای با لوگوی بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا، فیسبوک. این دکمه که برخی آن را جالب و عده دیگر «نچسب» توصیف میکردند، برای دسترسی سریع به نرمافزار فیسبوک (که بهصورت پیشفرض روی هر دو گوشی نصب بود) و به اشتراکگذاری محتوا روی آن طراحی شده بود. این دو گوشی با تائید مستقیم زاکربرگ، موسس فیسبوک، عرضه شد و زاکربرگ در مراسم معرفی آنها وعده گوشیهای فیسبوکی (Facebook phones) بیشتری را در آینده داد.
شایعهبافی تا عرضه «نخست»
از پایان همان سال 2011 و بعد از وعده زاکربرگ، شایعاتی از یک همکاری بزرگتر میان اچتیسی و فیسبوک شروع به پخش شدن کرد که از پروژهای با نام «بافی» خبر میداد؛ نوع خاصی از اندروید که قابلیتهای اجتماعی بهطور عمیقی روی آن نصب شده است. شایعات در مورد این گوشی خاص تا حدودی کاهش پیدا کرده بود که در پایان سال 2012 با نشت مشخصات سختافزاری گوشی فیسبوکی جدید اچتیسی دوباره قوت گرفت: گوشیای با صفحه 720p و پردازنده 1.4 گیگاهرتزی، اینبار اما گوشی با نام «Opera UL» خوانده شده بود. سال 2013، در گزارشها این گوشی باز هم نام دیگری به خود گرفت: Myst که البته بر مرموز بودن آن میافزود. همچنین صحبت از لایه واسط کاربری جدیدی از فیسبوک با نام «خانه فیسبوک» (Facebook Home) بود.
این حدس و گمانها ادامه داشت تا اینکه سرانجام آوریل 2013 در یک کنفرانس خبری، گوشی HTC نخست (HTC First) به همراه «خانه فیسبوک» معرفی شد. اچتیسی نخست یک گوشی میــانرده (mid-range) بهشمار میآمد که همانطور که از پیش هم مشخص شده بود، به پردازنده 1.4 گیگاهرتزی و یک گیگابایت رم مجهز بود؛ همراه صفحه 720p سوپر السیدی (Super LCD) و دوربین پنج مگاهرتزی. اپراتور اصلی آمریکا یعنی AT&T هم گوشی را بهطور خاص برای شبکه خودش عرضه میکرد؛ با قیمت صد دلار همراه آبونمان دوساله.
اندروید این گوشی نسخه 4.1 بود، ولی روی آن لایه غلیظی از فیسبوک کشیده شده بود! واسط کاربری خانه فیسبوک ترکیبی بود از یک صفحه خانه و صفحه قفل خاص برای نمایش استریم اخبار و اطلاعات، امکان فرستادن پیام به کاربران از داخل هر برنامهای و تغییرات ریز و درشت دیگر. علاوه بر این، HTC First نخستین تلفن همراهی بود که اینستاگرام را بهصورت پیشفرض نصب داشت. اما یکی از جالبترین نکات در مورد گوشی نخست اچتیسی این بود که کاربران میتوانستند خانه فیسبوک را غیرفعال کنند. با این کار، گوشی به اندروید 4.1 خالص بازمیگشت (مانند یک گوشی نکسوس) و به اولین گوشی اچیتیسی بعد از HTC Desire Z تبدیل میشد که اندروید خالص را ارائه میکرد!
شور یا بینمک؟
همه چیز برای یک گوشی پرفروش آماده بود: فیسبوک محبوب و خانهاش روی اندروید، سختافزار مناسب از اچتیسی برای یک گوشی میانرده و حتی اندروید خالص برای geekها! میپرسید نظر سایتها و منتقدان چگونه بود؟ نه چندان بد. مثل دیگر گوشیهای اچتیسی، نظرات در مورد «نخست» هم ترکیبی بود از مثبت و کمی منفی. سایت Verge به آن امتیاز قابل قبول 7.9 از 10 داده بود. امتیاز بالا در زمینههای مختلف بجز دوربین (باز هم مثل دیگر گوشیهای HTC). بدنه گوشی خوشدست بود، صفحه آن رزولوشن بالایی داشت و سختافزارش مناسب ارزیابی شده بود. سایتهای دیگر مانند TechRaderهم تقریبا نظرات مشابهی داشتند: بدنه و سختافزار خوب و دوربین بد. ولی جایی که نظرات واقعا دوجبهه میشد، خانه فیسبوک بود. برخی سایتها آن را برای کاربران معمولی مناسب میدانستند و معتقد بودند قابلیت جالبی برای دسترسی سریع به فیسبوک است. در سوی دیگر، منتقدان آن را فقط یک محافظ نمایش (screensaver) برجسته میدانستند!
اما تمام این توصیفها، تعریفها و انتقادات در مرحله دوم اهمیت قرار میگیرد. مهمترین نکته در مورد هر محصولی این است که مشتریان از آن چه استقبالی میکنند و در مورد HTC First تنها توصیفی که میتوان از استقبال مردم از این گوشی کرد، فاجعه است! بله، یکی از بزرگترین طنزهای تاریخ تلفنهای همراه با عرضه این گوشی رخ داد: هیچکس علاقهای به خرید آن نشان نداد! همین گوشیای که از اساس بر پایه محبوبیت فیسبوک در میان کاربران بنا شده بود، نتوانست حتی درصد بسیار اندکی از این کاربران را جذب کند. 13 می 2013، یعنی فقط یک ماه پس از عرضه گوشی، در گزارشها اعلام شد فقط 15 هزار عدد از آن فروخته شده و AT&T به دلیل فروش بسیار پایین و عدم استقبال از خانه فیسبوک، در حال بررسی برای پایان دادن به فروش HTC First است! AT&T قیمت گوشی را از صد دلار به یک دلار کاهش داد (با همان دو سال آبونمان) تا شاید کمی اوضاع بهبود یابد.
اما هیچکدام از این اقدامات نتوانست از سقوط گوشی نخست اچتیسی جلوگیری کند و پس از توقف عرضه آن پس از یک ماه، تنها موفقیت این گوشی قرار گرفتن در فهرستهایی چون «ضعیفترین نقاط فناوری» (مجله تایم) و «10 شکست برتر فناوری» (ReadWrite) بود. عدهای حتی این شکست را دومینوی اول شکستهای بعدی اچتیسی میدانند.
درسها
گاهی بد نیست به ندای درونی «که چی بشود؟» گوش فرا دهید! درست است خطر کردن یکی از ابزار موفقیت است، اما باید آماده باشید که نادیده گرفتن همین سوال ساده ممکن است به سقوط بینجامد.
مشتریان هم میفهمند! اینکه سوپرمحبوب هستید و همه از محصولتان استفاده میکنند، دلیل نمیشود هر محصول دیگری هم بدهید، همه کورکورانه برای خرید صف بکشند!
فلسفه وجودی و کیفیت، دو بال پرواز یک محصول هستند. حتی بهترین محصول بدون فلسفه وجودی متقاعدکننده سرنوشتی جز شکست نخواهد داشت.
هر شراکتی خوب نیست، حتی اگر فیسبوک و HTC باشید!
محمود صادقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: