در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«پادری» ساخته محمدحسین لطیفی که این روزها گزینه نخست مخاطبان در ماه مبارک رمضان به حساب میآید، از جمله کارهای به اصطلاح دنبالهدار است که قسمت نخست آن با نام «دودکش» ساخته شده و یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی سالهای اخیر لقب گرفته است. در سری نخست با خانواده مشتاق همراه میشویم که از طبقه متوسط جامعه بوده و در یک قالیشویی نهچندان بزرگ و پرکار مشغول فعالیت هستند. شاکله اصلی قصه را دو خانواده مشتاق و سوزنچیان تشکیل میدهند که نسبت سببی نزدیک با یکدیگر داشته و بخش مهمی از شوخیهای کار هم حولمحور آنها شکل میگیرد. از یک طرف فیروز و از طرف دیگر نصرت که اولی خواهر دومی را به همسری برگزیده و دومی نیز شوهرخواهر فیروز به حساب میآید و تمامی اینها در حالی است که این دو نفر بهواسطه تضاد فکری و رفتاری از گذشته تا حال در کلنجار دائم با یکدیگر هستند!
در دودکش که برزو نیکنژاد فیلمنامه آن را نوشته، تاکید فوقالعادهای روی این تضاد صورت گرفته و عمده شوخیها هم از دل آن بیرون آمده است. ما بین این دو نفر بهروز (برادر فیروز) قرار گرفته که شخصیت گیج و سر به هوایی به حساب آمده و کاریکاتوری بودن آن هم به جذابتر شدنش کمک شایانی کرده است. حال این مثلث سه نفره باید در کنار عفت (خواهر نصرت) و افروز (خواهر فیروز) کار را پیش برده و مخاطبان را با قصه آشنایشان همراه کنند. کاری که لطیفی، نیکنژاد و گروه بازیگران کار بخوبی انجام داده و موفقیت بزرگی را برایش دودکش رقم زدند تا جایی که مخاطبان با دیدن آنونس پادری پیش از آغاز ماه مبارک رمضان، به یاد خاطره شیرین خود از دودکش افتاده و به تماشای پادری ترغیب شدند. محمدحسین لطیفی در این مجموعه تلویزیونی از آن جهت کار سادهای پیش رو داشته که پشتوانه عظیم دودکش را همراه دارد که همین امر خود میتواند به پاشنه آشیل پادری هم تبدیل شود. چرا که مخاطب ناگزیر به مقایسه این دو پرداخته و با قرار دادن آنها کنار یکدیگر ضعف و قوتهایشان را مورد بررسی قرار میدهد. در پادری که کوروش نریمانی فیلمنامه آن را به نگارش درآورده، قصه از جایی آغاز میشود که دودکش پایان گرفته: قالیشویی مشتاق که ملک آن توسط فیروز به فروش رسیده، تعطیل شده و خانواده فیروز بالاجبار به دنبال محلی برای راهاندازی کارگاه تازه خود هستند.
از طرف دیگر نصرت سوزنچیان هم که در قسمت قبلی با مشکلات مالی ناشی از ورشکستگی سروکله میزد در اینجا بر اثر حادثهای خندهدار (اهدای خون توسط نصرت!) به یک سرمایهدار مشهور نزدیک شده و سر کار رفته است. نریمانی در چهار پنج قسمت نخست روی همین عناصر داستانی مانور داده و بسیاری از شوخیهای خود را براساس شوخیهای موفق دودکش شکل داده که عجیب هم به نظر نمیرسد. چرا که آنها امتحان خود را در مواجهه با مخاطبان پس دادهاند و فقط از این لحاظ میتوانند پاشنه آشیل کار لقب بگیرند که بیش از حد مورد استفاده قرار گیرند. در پرداخت شخصیتهای محوری نیز نریمانی به همین شیوه عمل کرده و به اصطلاح مربیان فوتبال به ترکیب تیم برنده دست نزده و تنها تغییراتی جزئی در عفت و افروز اعمال کرده است.
نصرت که با چالش بزرگ پیدا کردن محلی برای راه انداختن دوباره قالیشویی مواجه است، همچنان همان یکدندگی و در عین حال سادگی پیشین خود را حفظ کرده و بیشتر از بقیه به فکر خانواده و اطرافیانش است. در نقطه مقابل نصرت قرار دارد که همان غرور و تکبر خندهدار خود را نهتنها حفظ کرده، بلکه آن را به واسطه آشناییاش با مردی ثروتمند گسترش هم داده است. بهروز هم همان بهروز قدیم است که همچنان سر به هوا، بازیگوش و در عین حال بیپول و آس و پاس است که در بیمارستان به پرستاری جوان هم علاقهمند شده است!
در کنار اینها شخصیتهای مکمل تازهای هم خلق شدهاند که در پنج قسمت نخست کار تنها یکی از آنها (صاحب هولدینگ سرمایهگذاری) پررنگتر از بقیه بوده و نشانههای آشنایی هم برای مخاطب در آن گنجانده شده است. خراب شدن وانت فیروز و تنها ماندن بهروز با وانت پر از فرش در تعمیرگاه خلوت و سوت و کور که در ادامه به نقشه دزدیدن فرشها توسط دزدی سابقهدار ختم میشود، نقطه عطف مهم پنج قسمت ابتدایی کار است که موتور قصه پادری را روشن کرده و بخوبی پیش برده است. لطیفی در پادری به شهادت قسمتهای دیده شده، ریسک چندانی در زمینههای مختلف نکرده که نشانههای آن را از عنوانبندی ابتدایی تا عنوانبندی پایانی به عینه مشاهده میکنیم.
او به مانند مربیان فوتبال علاقهای به دست بردن در ترکیب تیم برنده خود نداشته و برای موفقیت بیشتر خود را به آب و آتش نزده است. برای مثال میتوان به فرم بازی بازیگران اصلی کار همچون: هومن برقنورد، سیما تیرانداز، امیرحسین رستمی و بهنام تشکر اشاره کرد که اندک تفاوتی با کارشان در دودکش نداشته است.
قاسم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: