در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قد و قامت رعنایش برای پدر و مادرم نیز امید بخش بود. او یک روز هنگام بازی فوتبال در پارک به علت اصابت ضربه پای دوستش آسیب دید. مچ پای جواد کبود شده بود. موضوع را جدی نگرفتیم، میگفتیم کبودی ناشی ازکوفتگی و ضربه لگد است و چند روز که بگذرد خوب میشود، اما کبودی پای جواد به سیاهی تبدیل شده و انگار روز به روز بیشتر رشد میکرد.دوا و درمان گیاهی هم اثربخش نبود و از طرفی احساس درد شدیدی میکرد.
او را به دکتر بردیم. با انجام معاینات پزشکی گفتند غده سرطانی در پایش بوده که با اصابت لگد حساس شده و رشد کرده است. در کمتر از چند روز سیاهی پای برادرم بالاتر رفت. پزشکان پایش را از زانو قطع کردند، اما سیاهی همچنان پیشرفت میکرد، دوباره پای او از بالای زانو قطع شد. بی فایده بود. دکترها جوابش کردند.
این مصیبت در کمتر دو یا سه ماه به سر ما آمد. دفتر زندگی برادر نازنینم برای همیشه بسته شد. با مرگ جواد کمر من، خواهران و برادرانم و دل پدر و مادرم شکست. واقعا دنیا وفا ندارد، افسوس که گاهی دچار غرور و غفلت و فراموشی میشویم. ای کاش بیشتر قدر همدیگر را بدانیم، چون نمیدانیم چقدر فرصت داریم و چه سرنوشتی برایمان رقم میخورد. برادرم اگر میدانست عمرش کوتاه است شاید طور دیگری زندگی میکرد. گاهی خیلی زود دیر میشود و کاری از دست ما بر نمیآید.
غلامرضا تدینی راد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: