مصرف‌گرایی، آفت انقلابیگری

مرعوب نبودن در برابر غرب و پرهیز از تقلید کورکورانه از جوامع غربی یکی از راهکارهای رسیدن به استقلال است و استقلال فرهنگی،‌ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یکی از ویژگی‌های جامعه‌ای است که بر مبنای انقلابیگری مسیر حرکت خود را طی می‌کند.
کد خبر: ۹۱۳۰۰۶

تلاش برای ارائه الگویی دقیق و اصیل از سبک زندگی اسلامی، مستلزم اتخاذ رویکردی آگاهانه و خلاقانه است که در برگیرنده اهتمام و توجه کافی به همه ابعاد فرهنگی، جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی و تاریخی از سوی متفکران و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی است. بنابراین باید با نگاهی دقیق و همه جانبه به ارائه سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی پرداخت و با پرهیز از سطحی‌نگری، هیچ یک از ابعاد آن را به قیمت تقویت دیگری نفی یا انکار نکرد. اگر در یک نظام سیاستگذاری فرآیندهای مرتبط با تصمیم گیری، اجرا، ارزیابی و بازخورد مورد توجه قرار نگیرد، عموما الگوهای هنجاری و رفتارهای مردم در سطح و بستر بینش‌ها دچار تغییر و دگرگونی می‌شود که نتیجه و برون‌داد آن شیوع فرهنگ مصرف‌گرایی، بی نظمی رفتاری و افراط و تفریط‌های نامعقول و متعدد اجتماعی خواهد بود که خود را در قالب تهدیدی برای حیات سالم اجتماعی معرفی می‌کند.

الف) اصلاح سبک معماری و شهرسازی و بهره‌گیری از نمادها و نشانگان اسلامی به منظور بازنمایی سبک زندگی اسلامی در هویت شهری ضرورتی است که نیازمند عزم جدی بخش‌های مختلف بویژه متولیان این حوزه است.

اصلاح ساختار روابط انسانی در جامعه و تحکیم ارزش‌های دینی ازجمله صله ارحام، سنت‌های ارزشمند خانوادگی و فضیلت تکریم خانواده و بزرگان باید به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد. در این زمینه، باید از کارشناسان و متخصصان برای ارائه یک برنامه بلندمدت کمک گرفت تا بتوان نسل‌های مختلف را در حوزه‌هایی نظیر معیارهای مناسب زندگی، تحصیل، ازدواج و اشتغال مدیریت کرد. توجه تولیدکنندگان آثار سینمایی در احیا و ترویج سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی مثل گذشت، فروتنی، حیا و شرم، مهربانی، حرمت به زنان، حق همسایگی، دخالت نکردن در زندگی دیگران، اعتماد و اعتقاد و کسب مال حلال. در این بین، توجه به نقش زنان و مادران جامعه و درک جایگاه مهم آنها در تربیت نسل‌های آینده ضروری است. باید توجه داشته باشیم که مردم بیشترین تأثیر در سبک زندگی را از رسانه‌ها می‌پذیرند، به‌عنوان مثال زمانی که سریالی پخش می‌شود، نام بازیگران آن در سال، نام برجسته ثبت احوال می‌شود و این به معنای آن است که مردم تحت تأثیر حتی کلمات و رفتار بازیگران قرار می‌گیرند. بنابراین لازم است در صدا و سیما برنامه‌هایی ساخته شود تا سبک زندگی دینی با بومی‌سازی در فضای امروز جامعه ما قرار گیرد.

ب) ضعف آشکار بسیاری از پژوهش‌ها و تحلیل‌ها در ارتباط با سبک زندگی، غفلت از جایگاه دین اسلام و مکتب شیعه در سنت و تاریخ و هویت جامعه ایرانی است. به نظر می‌رسد به این دلیل در منشور ارائه شده از سوی رهبری تمامی مؤلفه‌های سبک زندگی اعم از: هویت (فهم از خود، فهم از جامعه، فهم از تاریخ و...)، ارزش‌ها (هم صفات آرمانی و هم انسان‌های آرمانی)، معماری شهری و خانگی، نظام آموزش، زبان و ادبیات، هنر، خانواده (نظام و نقش)، روابط اجتماعی، ساختار اجتماعی، دینداری فردی و اجتماعی، نظام اقتصادی فردی و خانواده، نظام تغذیه و طب فردی و خانواده، رسانه، فناوری، نحوه نگرش به عالم، نگرش به نظام سیاسی اجتماعی با مباحث دینی و اسلامی پیوند خورده است.

پ) در وزارتخانه‌های علوم و آموزش و پرورش، سبک زندگی به عنوان یک برنامه کلان در تمام دوره‌های تحصیلی پیگیری شود و این بحث به مثابه امری صوری و مقطعی که فقط دو واحد درسی به آن اختصاص یابد، قلمداد نشود. بلکه روح حاکم بر نهادهای آموزشی باید ارائه‌کننده رهنمودهایی عملی در حوزه سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی باشد.

ت) دروغگویی، خشم و تعرض به حقوق دیگران؛ به مثابه ناهنجاری‌هایی است که آفت‌های سبک زندگی اسلامی است. متأسفانه در جامعه مشاهده می‌شود که با محوریت نوعی خودمحوری افراطی، افراد حاضر به پذیرش روشن‌ترین قواعد اجتماعی نیستند. خشم و کاهش آستانه تحمل اجتماعی از دیگر معضلات و چالش‌هایی است که سبک زندگی جامعه ما را بشدت تهدید می‌کند.

ث) طلاق یکی از مهم‌ترین شواهد نارضایتی از نهاد خانواده است که مبتنی بر تعهدات بلندمدت متقابل اعضاست. در تمامی جوامع توسعه یافته سن ازدواج بالا رفته و اشکال دیگر روابط زنان و مردان، به عنوان رقیب ازدواج رسمی و تشکیل نهاد خانواده وارد صحنه شده است. از سوی دیگر، رشد علمی زنان، رشد فناوری و داروهای کنترل تولید مثل، موجب محدود شدن تعداد فرزندان و به تأخیر انداختن تولد اولین فرزند شده است. به همین دلیل، میزان باروری در کشورهای توسعه یافته بسیار کاهش پیدا کرده، به گونه‌ای که در برخی کشورهای اروپایی به پایین‌تر از نرخ جایگزینی جمعیت رسیده است. اشتغال اقتصادی زنان مهم‌ترین عامل طلاق، زندگی مشترک بدون ازدواج و زایمان‌های بدون ازدواج بوده است. به این ترتیب شاهد تضعیف شدید خانواده سنتی (هسته‌ای) در جوامع توسعه یافته بوده و هستیم. مدیریت مردها بر زنان براساس متغیر نان‌آوری توجیه می‌شده، اما درآمد اقتصادی زنان به آنها قدرت چانه‌زنی داده است.

دفاع از نهاد خانواده و تشویق ازدواج و فرزنددار شدن، یکی از سیاست‌های اصولی جمهوری اسلامی در ارتقای سبک زندگی اسلامی بوده که پس از دوره رشد بالای جمعیت، در دورهای سیاست کنترل جمعیت اعمال شد. براساس سیاست کنترل جمعیت، رشد جمعیت از 2/3 درصد در دهه اول انقلاب، به 3/2 درصد در دهه بعد کاهش یافت و اینک به 3/1درصد رسیده است.

پس از اعلام نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 90، با افزایش 2درصدی خانه‌های مجردی در طول پنج سال اخیر روبه‌رو شدیم و این قضیه به عنوان یکی از آسیب‌های نوپدید شناخته شد و هر یک از مسئولان نگرانی خود را از این بابت اعلام کردند. بر مبنای گزارش سال 1389 سازمان ملی جوانان که حالا به وزارت ورزش و جوانان تبدیل شده است، 30 درصد جوانان شش کلانشهر تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و اهواز، زندگی مجردی دارند. بالا رفتن سن ازدواج؛ زنگ خطری برای افزایش تجرد زیستی است. آخرین بررسی‌ها در یک دهه اخیر، نشان از بالا رفتن سن ازدواج در میان جوانان دارد.

ج) تلاش برای ارائه تصویری واقعی و صادقانه از ابعاد سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی؛ تصویری که به دور از اغراق یا کوچک نمایی، به توصیف زندگی مردم و روابط اجتماعی موجود بپردازد تا شهروندان بتوانند در کشورهای دیگر فضای واقعی تجربه زندگی در ایران را درک کنند. از این رو، رسانه ملی می‌تواند به عنوان رسانه‌ای فعال، دشواری و راحتی‌های زندگی ما را روایت کند و به عنوان مدافع سبک زندگی بومی وارد عمل شود.

بر این اساس، پیشنهاد می‌شود صداوسیما به منظور ترویج الگوی مصرف اسلامی ـ ایرانی، اقدامات زیر را انجام دهد:

ـ ارائه الگوهای رفتاری مصرفی متناسب با فرهنگ اصیل اسلامی مانند قناعت، صرفه‌جویی و ساده‌زیستی.

ـ تقبیح و مذمت رفتارهای نادرست و مغایر با ارزش‌ها و فرهنگ‌ اسلامی مانند چشم و هم‌چشمی، اسراف، تجمل، رفاه‌زدگی.

ـ آموزش شیوه‌های صحیح و منطقی مصرف و صرفه‌جویی بویژه در زمینه مصرف انرژی.

ـ ایجاد این درک و آگاهی در جامعه که مصرف بی‌رویه و نا‌بجای منابع ثروت‌های ملی خیانت به آیندگان است.

ـ ایجاد نگرش مثبت به محصولات ایرانی و تبلیغ محصولات و کالاهای ساخت داخل.

ـ تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در تولید.

ـ آگاهی دادن با آمار و ارقام درخصوص آسیب‌ها و زیان‌های ناشی از مصرف بی‌رویه.

ـ آگاهی دادن با آمار و ارقام در مورد میزان مصرف منطقی در زمینه‌های مختلف بویژه منابع طبیعی.

ـ آگاهی دادن با آمار و ارقام درباره وضعیت مصرف در کشورهای پیشرفته و مقایسه آن با آمار مصرف در ایران.

ـ اطلاع‌رسانی در خصوص سیاست‌های دولت در زمینه مصرف

ـ تقبیح زندگی اشرافی و تجملی در رسانه‌ها.

ـ معرفی الگوهای مصرف مناسب در زمینه‌های فردی، خانوادگی و سازمانی.

چ) آگاهی‏بخشی به خانواده‌ها بخصوص به والدین، زیرا نقش آنها در مراحل اولیه زندگی و ایجاد زمینه برای پایبندی به معیارهای سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی بیشتر است و بچه‌ها نگرش‌شان نسبت به دیگران اغلب مرتبط با دیدگاه‌های والدین است. بسیاری از والدین ایرانی در انتقال این میراث دچار مسائل و مشکلاتی می‌شوند که بسیاری از این مسائل را می‌توان از طریق برنامه‌های تلویزیونی و مشاوره‌های دقیق مرتفع کرد. این مسائل می‌تواند شامل مشاوره‌های حقوقی تا مشاوره‌های خانوادگی و رفع چالش‌های هویتی آنها در فضای جدید باشد. این امر از طریق تقویت ظرفیت مبادلات و ارتباطات داخلی، ‌افزایش ارتباطات فرهنگی نظیر سفرهای برنامه‌ریزی شده، ‌برگزاری مراسم‌ مشترک ملی با حضور گروه‏های مختلف، ‌بهره‌گیری از آهنگ‌ها و آواهای محلی، ‌.... و مقابله با رویکردهای منفی ضدایرانی در سایت‏های اینترنتی و شبکه‌های ماهواره‌ای ممکن است. در این چارچوب باید با نصب‏العین قرار دادن تشخُص و هویت تک‌تک ایرانیان و پرهیز از هر گونه افراط و تفریط، تمهیدات لازم را برای افزایش خودباوری ملی فراهم آورد.

ح) از آنجا که نمود بیرونی سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در ظرف بیانی خاص به نام زبان فارسی منعکس شده است، تمام مشخصه‌های هویتی ما از طریق زبان فارسی قابل بیان است. هر چند این مسأله نیز پیچیدگی خاص خود را دارد و بهتر است این نکته مورد توجه قرار گیرد که تأکید بر اهمیت زبان فارسی نباید به معنای نفی دیگر زبان‌های ایرانی باشد، بلکه باید با بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبانی مختلف با محوریت زبان فارسی، خاطرات جمعی ایرانیان خارج از کشور را به هم پیوند داد.

خ) واقعیت بنیادینی که در سبک زندگی ایرانیان خارج از کشور وجود دارد، تلوّن و چند بعدی بودن ابعاد هویتی است. به نحوی که این هویت چهل تکه و سیار دارای عناصر و نشانه‌های متداخل و گاه ناهمسازی است که نمی‌توان انتظار ارائه هویتی سرراست و یکپارچه از آن داشت. بنابراین، شایسته است با درک این واقعیت، انتظارات خود را تنظیم کنیم و بکوشیم فرد را براساس نوعی رویکرد گزینشی و البته خودآگاه به سمتی هدایت کنیم که بین این نمادهای هویتی ایرانی و غربی اولویت‌گذاری کند و جایگاه هر یک از آنها را درک کند تا دچار نوعی نگاه افقی به مسأله نشود و بپندارد که هر یک از نمادهای متنوع هویتی ارزشی همسان دارد. بلکه در الگویی سلسله مراتبی، تقدم و تأخری برای عناصر و نشانگان هویتی ترسیم شود تا بر پایه آن درخت تنومند هویتی ایرانی، با ریشه و ساق و برگ‌هایش نشانه‌گذاری شود.

دکتر علی اشرف نظری - عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها